سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۳:۰۷

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۷

کنفرانس های موازی جی هفت، و شانگهای هشت

نظم سابق به هم می ریزد. نظم نوینی بر افراشته می شود. دیگر آمریکا قدرت یکه تازی اقتصادی نظامی خود را از دست می دهد، اما این امر موجب این نشده است تا بدون مقابله و تنش آفرینی و جنگ افروزی عقب نشینی کرده و کنار بکشد. در شرایطی که شکاف میان کشورهای صنعتی غربی، ژاپن و کره جنوبی و دیگر کشورهای اردوگاه غرب بیشتر می شود، اتحاد و اتفاق میان کشورهای عضو پیمان های "بریکس" و "شانگهای هشت" و پیمان های مشابه بیشتر می شود.

انگیزه من برای نوشتن این مقاله بیشتر از اینکه تحلیل بازتابهای آنچه در کنفرانس های جی هفت و شانگهای رخ داد بوده باشد، تحریم تقریبا کامل خبری تحلیلی گزارشی کنفرانس شانگهای از طرف رسانه های حاکم بر جوامع غربی می باشد. نه تنها اخبار مربوط با کنفرانس شانگهای را به زحمت می شد به میزانی خیلی جزئی در در این رسانه ها یافت، بلکه بازتاب کوچک آن از حد خبری کوتاه و گنگ و کم اهمیت فراتر نمی رفت. طوری که جستجوی من در گوگول هم نتیجه ای نداد تا بالاخره مجبور شدم به وب سایت رسمی کنفرانس شانگهای مراجعه کنم. می دانیم که به موازات کنفرانس جی هفت، کنفرانس شانگهای هشت هم در شهر شانگهای برگزار شد و سران آن کشورها با موفقیت اعلامیه مشترک همکارهای جدید را صادر کردند.

کنوانسیون شانگهای در سال۲۰۰۱ از ترکیب سران کشورهای چین، روسیه، ازبکستان، قیرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان تشکیل شد کە بعدا هندوستان و پاکستان هم به آن اضافه شده اند، و نیز افغانستان، ایران، بلوروس و مغولستان به عنوان اعضای مشورتی آن در کنفرانس شرکت می کنند. در عین حال کشورهای کامبوج، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، نپال، ترکیه و سریلانکا بعنوان کشورهائی که به عنوان شرکای همکاری های مشورتی با آن همراهند، اعضای شرکت کننده مستقیم و غیر مستقیم در آن را به هیجده کشور آسیائی ـ اروپائی می رساند. این کنفرانس از سطح همکاری های اقتصادی به مراتب فراتر رفته و به همکاری های سیاسی امنیتی در حال فراروئیدن می باشد.

در کنار وزنه قابل توجه اقتصادی چین، هندوستان و روسیه در این این فرایند، باید در نظر گرفت که گروه شانگهای هشت بیش از نصف جمعیت کره زمین را نیز شامل می گردند. اعضای این کشورها هم از نظر ذخایر مواد خام، نیروی کار، ذخایر و پتانسیل سرمایه گذاری، از زیر ساخت های اجتماعی اقتصادی امکانات و پتانسیل های قدرتمندی برخوردار می باشند. شکل گیری طبقه متوسط نسبتا مرفه و بالا رفتن قدرت خرید مردمی که حاضر به خرید کالاهای تولید شده می باشند، بازار مصرف گسترده ای را نیز در میان آنها ایجاد نموده است. این در شرایطی می باشد که شرکت کنندگان در کنفرانس شانگهای، تنها بخشی از اتحادیه کشورهای عضو “بریکس” می باشند که علاوه بر آسیا، بخش عظیمی از کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا، آسیا و اروپا را نیز در برمی گیرد.

پر واضح است که کشورهای اعضای جی هفت و سایر کشورهای سرمایه داری پیشرفته غربی نه تنها از ذخایر سرمایه ای فراوان و قدرتمندی برخوردار می باشند، بلکه از نظر پیشرفتهای علمی، بهداشتی، تکنولوژیک، اجتماعی – سیاسی، مدنی و رفاهی در سطح به مراتب بالاتری نسبت به سایر کشورهای دنیا قرار دارند. با وجود این، ماهیت نظام سرمایه داری و بخصوص سرمایه داری نئولیبرال و امپریالیستی موجب می گردد تا نه تنها فاصله و شکاف میان فقیر و ثروتمند هر چه عمیقتر گردد، بلکه عطش سیراب ناپذیر انباشت تسلسل وار بهره کشی و سرمایه اندوزی توسط صاحبان شرکت های بزرگ فراملیتی موجب هجوم آنها جهت تقسیم بازارهای جهانی گردیده که در ادامه خود موجب بروز تشنج ها و جنگ های منطقه ای از یک طرف و بوجود آمدن بحران های اجتماعی اقتصادی فراوان از جمله آوارگی میلیون ها مهاچر و پناهنده و عمیق تر شدن شکاف میان کشورهای فقیر و غنی از یک طرف و داراها و ندارها در خود همین کشورها گردیده است.

در شرایطی که جنگ های خاورمیانه صاحبان اصلی شرکت های نفتی نظامی و سرمایه مالی کلان را به ثروت های نجومی می رساند، کشورهای اروپایی را با بحران پناهندگان چندین میلیونی و بازتاب های بحرانی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن مواجه می سازد. عاملی که نه تنها به رشد ناسیونالیسم افراطی و روحیه ضد مهاجر و غیر خودی در اروپا و غرب قوت قراوانی بخشیده است، بلکه هر چه بیشتر موجب روی کار آمدن دولت های محافظه کاری گردیده است که خود از باعثان بوجود آمدن این بحران ها میباشند. روی کار آمدن دونالد ترمپ بعنوان رئیس جمهور آمریکا بازتاب چنین عواملی می باشد.

در چنین شرایطی می باشد که سران هفت کشور بزرگ صنعتی سرمایه داری غرب همراه با ژاپن در کبک کانادا گرد آمده بودند. آنهائی که خواستار لیبرالیزه شدن هرچه بیشتر تجارت و حرکت سیال ترسرمایه بین کشورهای خود و انسجام بیشتر در مقابله و رقابت با چین و روسیه بودند و هر روز این کشورها را با انواع و اقسام تحریم ها تهدید می کردند، خواهان حضور یکپارچه خود در عرصه اقتصادی، امنیتی و سیاسی بودند. اما وقایع در مورد کنفرانس جی هفت، آنطوری که سران اکثر این کشورها انتظار آن را داشتند، پیش نرفت. بحران های موجود، شکاف های موجود در میان این گروه را عمیق تر کرده و کار را به تقابل اقتصادی دیپلماتیک و بستن تعرفه های گمرکی سنگین توسط دولت آمریکا علیه دوستان نزدیک خود تبدیل کرده است.

سیاست های اقتصاد محافظتی دولت ترامپ در مورد آمریکا نه تنها دولت های چین و روسیه را در نوک حمله تحریم های اقتصادی خویش قرار داده است، در عین حال و به موازات آن دوستان اروپایی ایشان  نیز از این تحریم ها در امان نمانده اند. دولت ترامپ حتی قبل از اینکه بر سر کار بیاید، اعضای دولت های عضو اتحادیه امنیتی آتلانتیک شمالی را زیر انتقاد گرفته بود که سهم خود را به بودجه نظامی ناتو واریز نمی کنند. این به این مفهوم می باشد که دولت ترامپ می خواهد تا کشورهای اروپائی در پیاده کردن پروژه های امنیتی نظامی آمریکا در منطقه و علیه روسیه و چین، هر چه بیشتر دست در جیب خود کرده و خرج نمایند. امروز شاهد هستیم که این رقابت با چه حدتی حتی به مقابله اقتصادی با دو همسایه بزرگ شمالی و جنوبی آمریکا، یعنی مکزیک و کانادا که اعضای پیمان نفتا می باشند نیز سرایت کرده است.

از طرف دیگر، با در نظر گرفتن این واقعیت که بعد از جنگ جهانی دوم، خیلی از دولت ها، کشورها و به تبع آن بازارهای قبلی انگلیس، از جمله ایران از زیر سلطه استعمار کهن در آمده و تحت کنترل سرمایه داری کلان آمریکائی در آمدند. صنایع نفت ایران که قبلا تحت کنترل آنگلیس بود، تحت کنترل آمریکا در آمد. گرچه هنوز  دولت های اروپائی از نظر امنیتی سیاسی اقتصادی وابستگی عمیقی به آمریکا دارند، در عین حال خواهان این میباشند تا سهم خویش را از بازارهای منابع زمینی، سرمایه گذاری و بازارهای مصرف افزایش بدهند، بلکه بتوانند با قدرت و استقلال سیاسی بیشتری عرض اندام کرده، روی پای خویش بایستند و نمی خواهند افسارشان در دست آمریکا باشد. کنفرانس اخیر جی هفت بازتاب چنین شرایطی بود.

گرچه تقریبا همه کشورهائی که در آنها جریان های چپ بر سر کار می آیند، با تحریم های مالی، پولی و اقتصادی غرب و در راس آن آمریکا به موازات  تبلیغات منفی شدید آنها رو در رو می باشند، با آزمون ها و چالش های خویش جهت شکل دهی به جوامعی خودکفا، عادلانه، مردمی و مدنی در حال کلنجار رفتن می باشند. نتیجه تحریمات و تبلیغات غرب و در راس آن آمریکا علیه این کشورها در تعمیق بحران های داخلی این کشورها تاثیرات جدی برجای میگذارد. با این تفسیر آیا این گفته مارکس که نظام سوسیالیستی می تواند در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری اتفاق بیافتد، هر روز به میزان بیشتری زمینه عینی تری پیدا نمی کند؟

نظم سابق به هم می ریزد. نظم نوینی بر افراشته می شود. دیگر آمریکا قدرت یکه تازی اقتصادی نظامی خود را از دست می دهد، اما این امر موجب این نشده است تا بدون مقابله و تنش آفرینی و جنگ افروزی عقب نشینی کرده و کنار بکشد. در شرایطی که شکاف میان کشورهای صنعتی غربی، ژاپن و کره جنوبی و دیگر کشورهای اردوگاه غرب بیشتر می شود، اتحاد و اتفاق میان کشورهای عضو پیمان های “بریکس” و “شانگهای هشت” و پیمان های مشابه بیشتر می شود. روز به روز احزاب چپ بیشتری خصوصا در کشورهای جهان سوم و آمریکای لاتین قدرت بیشتری گرفته و خیلی وقت ها قدرت سیاسی را بدست می گیرند. همزمان با نزدیکی های روز افزون کشورهائی مثل آلمان و فرانسه به سمت چین و حتی روسیه، آیا کشورهائی مانند ژاپن، کره و سنگاپور هم چنین مسیری را طی خواهند کرد؟ باید منتظر ماند و دید شکل گیری بلوک بندی های جدید اقتصادی سیاسی در آینده چه شکل و بافت های ویژه ای به خود خواهند گرفت.

 

تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد, ۱۳۹۷ ۶:۰۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند