سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۳۶

یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۶

گــلایــه

چنین شد که فرامرز و منصور را که زمانی از دانشجویان فعال بودند، گزمگان زمام خــرد کشان کشان به میدان تیر بردند. سروها را که از خون دل برآمده بودند گردن زدند و فریادی برنخاست. دانشجویان را از پنجره پرتاب کردند. بندیان را دسته دسته در شکافهای کوهها راندند و کوه را منفجر کردند. عقربههای ساعت مچی، بعلت این که پیچ کوک آن کشیده شده بود، نشان میداد که ساعت ۴ صبح از حرکت باز ایستاده است

نامهٔ دوستی از ونکور باعث شد تا این چند سطر را که مدتها بود بر دلم سنگینی میکرد بنویسم. دوستی پرسیده بود که تصنیف “ایران ای سرای امید” یا “ایرانی” را چه کسی خوانده است. کلیپی که ارسال شده بود برای من آشنا نبود، ولی فیلم و فضا نشان از همان سالها داشت. اجرای ارسالی آن دوست را نمیشناسم ولی با اجرای اصلی آن بخوبی آشنا هستم و سالهاست که در ساعتهای دلتنگی در زیر این آسمان کدر و تاریک کشوری که من در آن زندهمانی میکنم به آن گوش میدهم. شاید از بد حادثه بود که این پرسش همزمان با ۱۶ آذر مطرح شد و یا شاید فشار دُمل چرکینی است که در دخمهٔ تنگ سینه قلبم را میفشارد تا شاید راهی به بیرون بگشاید. هرچه بود و هست نیروی محرکهٔ به حرکت در آوردن قلم شد.

تصنیف “ایرانی” یا “سپیده” اجرائی از گروه شیدا است. آهنگساز و سرپرست گروه محمدرضا لطفی و خواننده محمدرضا شجریان است که در سال ۱۳۵۸ اجرا شد. این تصنیف که در پنج قطعه (بشارت، ساز و آواز، تصنیف ایرانی، ساز و آواز و تصنیف سپیده) در دستگاه ماهور تنظیم شده که در آن شجریان با صدای گرم خود اشعاری از ه.ا.سایه و یا هوشنگ ابتهاج را (درجائی نامی از جواد آذر برده شده است) میخواند. تار لطفی و پشنگ کامکار سنتور مجید درخشان تارباس بیژن کامکار رباب هادی منتظری کمانچه و ارژنگ کامکار با تنبک گروه را همراهی میکنند.

زخمهٔ جانگداز تار لطفی که گویا از انجام ظلمانی این بشارت آگاه است، از همان ابتدا که صدای گرم و رسای شجریان در گامهای بلند و کوتاه ماهور چون چاوشان به نسل آینده بشارت میدهد:

زمانه قرعهٔ نو میزند به نام شما
خوشا شما که جهان میرود بکام شما

چون نیشتری بردل مینشیند. چاوشی شجریان خبر از زمانهای نو میدهد که در هوایش نفسها پُر آتشاند و خوش است. و این گرما و خوشبوئی ماحصل سوختن عود جان ماست که مشام شما را پر کرده است. خود بشارت دهنده نیز سرخوش است و حیران:

در این هوا چه نفسها پُر آتش است و خوش است!
که بوی عود دل ماست در مشام شما

حال که چنین است پس بیاد داشته باشید، نسلی که زمانه قرعهٔ نو بنام شما زده است، خام شما از آتش دل ما پخته شد. این سرخوشی و شادکامیتان حاصل رنج و حرمان ماست. این صبح دلچسب و روشنائی مطبوع آن که بربام شما پرتو افکنده فروغ گوهری از گنجخانهٔ دل و شب ماست.

فروغ گوهری از گنجخانهٔ شب ماست
چراغ صبح که برمیدمد ز بام شما

ما بودیم که چون عود هستی مان آرام آرام سوخت تا زمان بدست شما زمام مراد را بسپارد. چنین حکمی قطعی و به صداقت کردار آئینه است. چرا که زمام و رهبری شما نیز در دست خــرد است و شام شما نقش طلعت خورشید یافته است.

بنابراین ای ایرانی بسرکن خواب مستی و بساط خودپرستی را برهم زن، تو که تیر شب به خونت درکشیده، چه از پا درنشستی! امید چه داری از این شبی که سپیده را در خون کشیده! چشم جهان بسوی توست. تیر برکش آذرفشان این نغمهٔ خوش را که سر دادهای به تُندر بدل کن و کار خورشید خاوری بکن. سیاهی را به درکن و پرچم روشنائی برافروز تا جهانی را از تباهی وارهانی.

زمان بدست شما میدهد زمام مراد
از آنکه هست بدست خرد زمام شما
زصدق آئینه کردار صبح خیزان بود
که نقش طلعت خورشید یافت شام شما
ایرانی بسرکن خواب مستی
برهم زن بساط خود پرستی
که چشم جهانی بسوی تو باشد،
چه از پا نشستی!

از دورن سیاهی برون تاز
پرچم روشنائی برافراز
تا جهانی از تباهی وارهانیم.

و وقتی چنین کردی و جهانی را از تباهی وارهاندی و توانستی که به زیر ران طرب زین کنی اسب مراد تا ستاره را چون سمند زمین رام کنی در آنصورت:

به شعر سایه در آن بزمگاه آزادی
طرب کنید که پرنوش باد جام شما

تصنیف ایرانی:
ایران ای سرای امید، بربامت سپیده دمید
بنگر کز این شب گلگون خورشیدی خجسته دمید.
اگرچه دلها خون بودند، شکوه شادی افزودند.
ستارهٔ ما در خون است، که دست دشمن در خون است.

و چنین شد که فرامرز و منصور را که زمانی از دانشجویان فعال بودند، گزمگان زمام خــرد کشان کشان به میدان تیر بردند. سروها را که از خون دل برآمده بودند گردن زدند و فریادی برنخاست. دانشجویان را از پنجره پرتاب کردند. بندیان را دسته دسته در شکافهای کوهها راندند و کوه را منفجر کردند. عقربههای ساعت مچی، بعلت این که پیچ کوک آن کشیده شده بود، نشان میداد که ساعت ۴ صبح از حرکت باز ایستاده است.

در جائی خواندم نسلی را که قرار بود زمانه قرعهٔ نو به نامشان بزند، با پای برهنه و چشم بند در تاریکی مطلق به صف میکردند تا به سلاخخانه ببرند. کامیونهای مملو از جسد را به بیابانهای اطراف راندند تا توسط زندانیان دیگر جسدهای دوستانشان را کشان کشان به گودالها پرتاب کنند. اجسادی که شاید هنوز گرم بودند. بعد هم دیدیم که چگونه دختران که قرار بود تا از درون سیاهی برون تازند تا پرچم روشنائی را برافراشته و جهانی را از تباهی وارهانند، تن و بدن نوشکفتهٔ خود را به آغوش لاشههای فربه از پول نفت در آنسوی آب میاندازند تا شاید شکم خود و بستگانشان را سیر کنند. زمام مراد کودکان خیابانی، لشکر بیکاران و فحشاء و معتادین شد و فروغ گوهر گنجخانهٔ شبما خودکشی پدران و کارگران از درد سرشکستگی و فقر شد.

دریغ و حسرت که سرای امید سروستان شد و بانگ مرغی برخاست. آه ای سرای امید چه غریبانه سلاخی شدیم! نکتهها رفت و شکایت کس نکرد.

تاریخ انتشار : ۲۴ آذر, ۱۳۸۷ ۰:۵۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بازخوانی انتقادی صورت‌بندی فکری محمد حنیف‌نژاد در افق رهایی و انسداد تاریخی

سم‌ساز اعظم؛ سیدنی گاتلیب و جست‌وجوی CIA برای کنترل ذهن

در ستایش ایستادگی

به خاطر جنگ به وطن بازگشتم– بخش اول

۳۰ مه؛ روزی برای یادآوری زنانی که صدایشان جرم تلقی شد اما خاموش نشد 

بازتعریف «ضد امپریالیسم» در عصر جدید…