سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۲۴

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۴

گفتگو با یکى از فعالان سندیکایى و از اعضاى سندیکاى شرکت واحد اتوبوس‌رانى تهران و حومه

کسانى که رسماَ گفته و نوشته‌اند واژه سنديکا بايد از ادبيات کارگرى و فرهنگ ما حذف شود به عنوان نماينده کارگر در فدراسيون سنديکاهاى جهانى حضور پيدا مى‌کنند. دولتى که بدترين دشمنى‌ها را با سوسياليست‌ها، کمونيست‌ها و با سنديکاى کارگرى دارد ضد امپرياليسم خوانده مى‌شود و مورد استقبال قرار مى‌گيرد. با کمونيست‌ها با داغ و درفش برخورد مى‌کنند، اما مى‌روند به کوبا و ونزوئلا و با کمونيست‌ها ادعاى همبستگى مى‌کنند و با چاوز و کاسترو ادعاى دوستى می‌نمايند، اين‌ها همه فريب و تناقض است، از اين کشورها و رهبران آن‌ها سوء استفاده مى‌کنند. اين دولت اگر راست مى‌گويد حداقل به اندازه دولت لبنان به اتحاديه‌ها اجازه فعاليت بدهد

با سلام خدمت شما و سایر اعضاء سندیکاى شرکت واحد، به‌خصوص افراد مبارز و حق‌طلبى که به‌خاطر عضویت در سندیکا، شرکت در اعتصاب و حق‌خواهى، زندانى، آزار و اذیت و از کار تعلیق شده‌اند. مى‌خواستم بدانم که افراد بلاتکلیف چند نفرند و اعتراضات شما براى بازگشت به کار چه نتایجى داشته است؟

پاسخ: با سپاس از شما و از اینکه تماس گرفتید و سلام به همه یاران، دوستداران و حامیان سندیکاى شرکت واحد که با کمک‌هاى خود ما را در این شرایط دشوار یارى مى‌کنند. تعداد افرادى که هنوز علیرغم اعتراضات و مراجعات متعدد ما به مسئولان و به ادارات کار در بلاتکلیفى به‌سر مى‌برند پنجاه و سه نفر است. در مورد نتایج اعتراضات مى‌دانید که تعداد افرادى که در بلاتکلیفى نگه داشته شده بودند هشتصد و یازده نفر بود که همه این‌ها بالاخره و تدریجاًَ در اثر اعتراضات ما و حمایت‌هایى که شد از بلاتکلیفى خارج شدند و به کار برگشته‌اند، پنجاه و سه نفر باقى مانده‌اند که اکثراَ رهبران و فعالان سندیکا هستند. البته وزارت کار به ما نگفته است که ما را اخراج کرده‌اند، ما را سر مى‌دوانند، اما ما خسته نخواهیم شد. فردا هم قرار است دوباره تجمعى داشته باشیم.

سوال: آیا حقوق همه شماها قطع شده، و اگر چنین است، آیا نمى‌توانید از بیمه بیکارى استفاده کنید؟ 

پاسخ: بله من هشت ماه است که حقوق نگرفته‌ام دوستان دیگر هم وضعشان مثل من است. بیمه بیکارى هم به ما داده نمى‌شود. از ما به‌کلى سلب حقوق کرده‌اند.

سوال: این پنجاه و سه نفر چگونه امرار معاش مى‌کنند؟

پاسخ: با سختى و دشواری‌هاى بسیار، قرض کردن و یا کمک دوستان و یاران عزیز، کسانى هستند که وضع اقتصادی‌شان خوب نیست. درآمدشان کفاف هزینه‌هاى زندگى خانواده‌هایشان را نمى‌دهد، اما به‌خاطر انسانیت، محبت، همبستگى و احساس مسئولیت در قبال جنبش سندیکایى به ما کمک مى‌کنند. اهمیت معنوى این کمک‌ها براى ما خیلى ارزشمندتر از مقدار آن‌هاست گاهى اتفاق مى‌افتد کسانى را که به ما کمک کرده‌اند به بازجویى فرا مى‌خوانند. اخیراَ به کارگران ایران خودرو دیزل گفته شده که چرا به سندیکاى شرکت واحد کمک مى‌کنید. نباید این کار را بکنید. مى‌بینید که حتى دوستان ما هم تحت فشار هستند. همبستگى با ما جرم است. حمایت از ما پیامد دارد وضعیت خیلى دشوار است.

سوال: طبق خبرى که در روزنامه کاروکارگر در روز چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵ منتشر شده است، گفته شده که تشکیلات خانه کارگر به نمایندگى جامعه کارگرى ایران براى شرکت در اجلاس سالیانه فدراسیون اتحادیه‌هاى جهانى کارگرى ( و اف تى یو) رسماَ دعوت شده‌اند با توجه به اینکه خانه کارگر یک تشکل ضد کارگرى و امنیتى است که در سرکوب اعتراضات و تشکل‌هاى کارگرى از جمله در سرکوب سندیکاى شما حتى تا بریدن زبان اصانلو پیش رفته است، آیا به نظر شما دعوت از این تشکل به عنوان نماینده کارگران ایران از جانب این فدراسیون غیر منتظره نیست؟ 

پاسخ: ما حداقل از یک فدراسیون کارگرى چنین انتظارى نداشتیم، خانه کارگر سابقه و ماهیتش براى همه روشن است، راستش از این اقدام (و اف تى یو) که ما را خشمگین کرده است سر در نمى‌آورم، اسم این کار را نمى‌توان همبستگى گذاشت، انتظار ما این بود که، این فدراسیون به‌جاى اینکه دشمنان و سرکوب‌گران کارگران ایران را دعوت کند، از تلاش کارگران ایران براى تشکیل سندیکاهاى کارگرى واقعى و مستقل دفاع و سرکوب سازمان‌دهندگان اعتراضات کارگرى و اعضاء و فعالین سندیکایى توسط دولت و خانه کارگر را به مانند اکثریت سازمان‌هاى سندیکایى جهان محکوم و به یارى ما مى‌شتافت، من در مورد اینکه آیا نمایندگان اتحادیه‌هاى کارگرى سوریه و لبنان به‌راستى کارگران این کشورها را نمایندگى مى‌کنند یا خیر اطلاع دقیقى ندارم، اما در مورد خانه کارگر تردید ندارم که نه خانه کارگر، کارگران ایران را نمایندگى مى‌کند، نه آقاى محمد حمزه‌اى که در جلسه فدراسیون (و اف تى یو) در آتن سخنرانى کرد، نماینده کارگران می‌باشد. او حتى عضو شوراى اسلامى در یک موسسه هم نیست. ایشان چند سال پیش در شرکت واحد در کنار آقاى مددى کار مى‌کردند، چهار سال پیش این شخص از قانون بازنشستگى پیش از موعد استفاده کرد و با کمک خانه کارگر خود را بازنشسته کرد. بعد از باز نشستگى، ایشان را بردند در خانه کارگر بدون اینکه کس یا جایى را نمایندگى بکند. در آنجا برایشان کلاس زبان خارجى گذاشتند، از خانه کارگر که اساسش بر تقلب استوار است انتظار چنین کارهایى مى‌رود، اما رهبرى فدراسیون چرا از کسى دعوت مى‌کند که حتى شاغل نیست، چه برسد که نماینده کارگر باشد. اینها بیایند به ما نشان بدهند که این آقا در کجا شاغل است و عضو کدام نهاد کارگرى است که تحت عنوان نماینده کارگر در یک مجموعه بین‌المللى مى‌رود صحبت مى‌کند.
ما از شما انتظار داریم که رهبرى این فدراسیون را نسبت به ماهیت و اهداف خانه کارگر و دولت آگاه کنید و به آنها بگویید اینها نماینده کارگر نیستند. به آنها بگویید که دولت ایران دولت ضد امپریالیستى نیست که شما تحت این عناوین از آنها دفاع مى‌کنید، به آنها بگویید که دولت ضد امپریالیسم به جاى سرکوب سندیکاى کارگرى باید فعالیت سندیکاهاى واقعى را تشویق و حمایت کند. باید بهتر از همه به کارگر و حقوق کارگر احترام بگذارد، نه اینکه کارگر را به‌خاطر حق‌طلبى زندانى، بیکار و گرسنه نگه دارد، مگر ملا عمر، بن لادن و امثالهم شعار ضد آمریکایى مى‌دهند مترقى، ضد امپریالیسم و قابل حمایت‌اند؟ باعث تاسف است که برخى از کسانى که از آنها انتظار نمى‌رود ساده‌لوحانه به توهم ضد امپریالیسم بودن این دولت در میان سازمان‌ها و نهادهاى بین‌المللى دامن مى‌زند و اطلاعات نادرست به این محافل مى‌دهند و از این طریق هم آن‌ها را دچار گمراهى مى‌کنند و هم به کارگران ایران لطمه مى‌زنند. این حکومت آنجا که به نفعش است از هر امکان و وسیله‌اى براى جلب حمایت و فریب افکار عمومى استفاده مى‌کند. هرکس که باشد فرقى نمى‌کند. هدف برایشان وسیله را توجیه مى‌کند.
کسانى که رسماَ گفته و نوشته‌اند واژه سندیکا باید از ادبیات کارگرى و فرهنگ ما حذف شود به عنوان نماینده کارگر در فدراسیون سندیکاهاى جهانى حضور پیدا مى‌کنند. دولتى که بدترین دشمنى‌ها را با سوسیالیست‌ها، کمونیست‌ها و با سندیکاى کارگرى دارد ضد امپریالیسم خوانده مى‌شود و مورد استقبال قرار مى‌گیرد. با کمونیست‌ها با داغ و درفش برخورد مى‌کنند، مى‌روند به کوبا و ونزوئلا و با کمونیست‌ها ادعاى همبستگى مى‌کنند. با چاوز و کاسترو ادعاى دوستى می‌نمایند، این‌ها همه فریب و تناقض است، از این کشورها و رهبران آن‌ها سوء استفاده مى‌کنند. این دولت اگر راست مى‌گوید حداقل به اندازه دولت لبنان به اتحادیه‌ها اجازه فعالیت بدهد. خانه کارگر اگر راست مى‌گوید در این گردهمایى‌ها چرا از کارگران ایران و حقوق پایمال شده آن‌ها توسط دولت و کارفرمایان دفاع نمى‌کند. چرا از مواضع دولت ایران حمایت مى‌کند. جرا از نواقص قانون کار ایران که حقوق سندیکایى کارگران را از بین برده است در این گردهمایى‌ها صحبت نمى‌شود. آیا رهبران فدراسیون نباید از این‌ها بپرسند، چرا در ایران سندیکا نیست ولى شوراى اسلامى است؟ و چرا این‌ها در سرکوب سندیکا شرکت مى‌کنند، متاسفم از این همه فریب‌کارى از این همه تناقض، از این همه کوته‌اندیشى و از اینکه مناسبات با کشورها جاى اتحادیه‌ها در فدراسیون را بگیرد. این دوستان متحدین کشورها هستند یا متحدین کارگران آنها، آیا (س ژ ت) که از سندیکاى شرکت واحد حمایت مى‌کند طرفدار امپریالیسم است، آیا من کارگر که بیست سال است در شرکت واحد براى احیاى سندیکا متحمل تهدید، زندان و بیکارى شده‌ام طرفدار امپریالیسم و آقاى محمد حمزه‌اى و محجوب و دولت ایران که این همه مصیبت بر سر کارگر آورده‌اند ضد امپریالیست هستند؟

سوال: ظاهراَ عامل خانه کارگر در آتن هیچ صحبتى از رفتار دولت ایران با کارگران نکرده است و همه حرف و حدیث آن‌ها همبستگى با فلسطین و لبنان بوده است، در این مورد نظرتان چیست؟

پاسخ: عرض کردم این‌ها با یک تناقض در آنجا مواجه بودند، چون اگر مى‌خواستند از سیاست‌هاى ضد کارگرى دولت ایران انتقاد کنند همه یساط به‌هم ریخته مى‌شد، چون یکى از اهداف این گردهمایى حمایت از دولت ایران بوده است بنابراین اگر خانه کارگر از سیاست‌هاى دولت انتقاد مى‌کرد حضورشان در آنجا بى‌معنى بود. اگر نمایندگان واقعى کارگران ایران به آنجا دعوت مى‌شدند حتماَ صحبت و انتقاد از سیاست‌هاى کارگرى دولت بود. گفته‌اند که از دبیرکل این فدراسیون دعوت کرده‌اند که به ایران بیاید، اگر ایشان به ایران بیاید برایشان دشوار نخواهد بود که ببینند وضعیت واقعى ایران چگونه است؟ امیدواریم که این فدراسیون بتواند با رفتار خود در آینده مجدداَ اعتماد کارگران ایران را جلب کند. خانه کارگر در داخل اگر از سیاست‌هاى دولت در رابطه با قانون کار انتقاد مى‌کند و هیچ وقت و هیچ اقدامى برعلیه دولت نکرده و نمى‌کند به خاطر منافع گروهى خودشان است نه براى کارگران، کارنامه این‌ها در پیش روى کارگران ایران قرار دارد، البته اینها در موقعیتى نیستند که بتوانند نیرو بسیج کنند، براى همین از سندیکا و تشکیل سندیکا مى‌ترسند، اگر طرفدار کارگر بودند دلیلى نداشت که به مقابله با سندیکاها برخیزند. 

تاریخ انتشار : ۲ آبان, ۱۳۸۵ ۹:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران