طاق باز به پشت غلطیده بودم . دستهای نرمی از صورت بر سینه ام می رفت و آهسته بازوانم را می چسبید . پایین تر می لغزید و نرمی های باسنم را مشت می کرد.ناگهان از خواب پریدم، حاج سید ابراهیم اصفهانی نفس نفس می زد و دراز به دراز افتیده بود کنار من . فریاد زدم “چه کار می کنید آقا” خودم را روی سویچ انداختم اما برق نبود. با حرکتی سریع و استادانه پیجامه اش را بالا کشید و در حالی که از دروازه حجره می خزید در روشنایی کم رنگ چراغ گازی لاحول ولایش را دیدم که هنوز نمی خواست سرش را میان ران های فرتوت آیت الله خم کند. تاثیر تجاوز حاجی آنقدر بر میرجان شخصیت اصلی رمان گمنامی اثر محمد جان تقی بختیاری زیاد است که او را به فرار وا می دارد . میرجان ولد نجف بیگ در آن سیاهی و تاریکی پا به فرار از مدرسه علمیه می گذارد و تا مادر آسمان چادرش را از سر این تیره بختان بر نمی دارد خود را به تهران و نزد مامدعلی ماما می رساند.
تقی بختیاری (محمد جان) متولد سال ۱۳۵۳ یکی از نویسندگان پرآوازه افغانستان است. او با رمان (بلوای خفتگان) چنان تاثیر عمیقی در بین مخاطبین داشته که نام او را در بیشتر محافل ادبی به عنوان یکی از بهترین نویسندگان معاصر افغانستان میگیرند و از وی به نیکی یاد میکنند.
او اینبار با رمان «گمنامی» میخواهد بار دیگر ثابت کند که نویسندهی تواناییست و میتواند با خلق آثاری کم نظیر ناماش را برای همیشه در تاریخ ادبیات کشورش زنده نگاه دارد.
رمان گمنامی نگاهی انتقادی به وضعیت موجود در جامعه د ارد؛ حتی می توان گفت بسیاری از موضوعات جامعه سنتی افغانستان را به طور جدی با چالش هایی اساسی مواجه می کند.
گمنامی داستان میرجان، جوان افغان به شدت مشتاق آموزش علوم اسلامی است که برای ادامه تحصیل دینی به ایران میرود. اما پس از ورود به حوزه علمیه در اصفهان، مورد تجاوز جنسی استادش که یک آیتالله است، قرار میگیرد.
رمان با طنزی تلخ و گزنده به انتقاد از سنت های خرافی پرداخته و پرسش هایی جدی در باره این موضوعات مطرح می کند که مخاطبان را عمیقا به فکر فرو می برد.
حتی می توان گفت در جاهایی رمان بسیار بی پروا پرسش های خود را مطرح کرده و همین عامل هم سبب شده است که شماری از مخاطبان در مورد این رمان، قبل از آن که آن را به طور دقیق و تامل انگیزانه بخوانند جبهه گیری کرده و یک سره آن را مردود شمرده اند.
انتشار این رمان جدی، خلاق و عمیق حاشیه هایی را نیز برای تقی بختیاری به دنبال داشته است واو به طور صریح به مرگ تهدید شده است.
حتی عده ای رمان او را سوزانده و برایش فرستاده اند، همراه با نامه ای که نوشته شده بوده که “منتظر مرگ خودت باش”
این نویسنده تا کنون از طریق پیامک تلفنی ۱۸باربه مرگ تهدید شده است.
او هرگز راضی نیست این موضوعات رسانه ای شده و او از این طریق بخواهدماجراهای دیگری را پیگیری کند.
در مواردی دیگر عده ای به ناشر نیز اخطار داده اند چرا این رمان را چاپ کرده است و باید هر چه زودتر تمام نسخه های رمان را از کتاب فروشی های کابل جمع آوری کند.
حتی شماری از افراد به کتاب فروشی های شهر کابل ازجمله “عرفان” مراجعه کرده و در مورد فروش و پخش این رمان به فروشندگان نیز اخطار داده اند.
این در حالی است که انتشار رمان گمنامی واکنش سفارت ایران را نیز به دنبال داشته است؛ گفته می شود کاردار سفارت ایران در کابل تعدادی از نسخه های این رمان را تهیه کرده و در اختیار شماری از عالمان دینی قرار داده است.
با همه این حواشی و موضع گیری های متعدد و متفاوت پیرامون انتشار این رمان، این رمان داستانی جذاب و پرکشش دارد و تا پایان کتاب شما را با خود همراه می سازد و لحظه ای شما را رها نمی کند.
می توان گفت این رمان نقطه عطفی برای رمان نویسی افغانستان به شمار می رود. شما در این رمان با نویسنده ای جدی، خلاق و متفاوت رو به رو می شوید که روایتی شگفت از وضعیت معاصر انسان افغانی به دست می دهد.