سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۵:۴۸

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۸

یادداشتی بر تاریخ جنبش حقوق زنان تا قبل از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران با محوریت دستیابی به حق رای

بعد از قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و بازگشت مجدد مصدق به نخست وزیری کابینه ی مصدق با استفاده از اختیار ۶ ماهه ی خود، لوایح و قوانینی موثر تهیه کرد که یکی از آنها اعطای حق رای به زنان بود و بعدتر در ۹ دی ۱۳۳۱ مشاوران مصدق با این استدلال که در قانون اساسی همه ی شهروندان برابرند، اعطای حق رای زنان را پیشنهاد کردند، علما با حمایت طلاب و بزرگان اصناف اعتراض کردند که در شرع اسلام حق رای فقط به مردان داده شده است کاشانی نیز تاکید کرد که دولت باید از دادن حق رای به زنان جلوگیری کند چرا که آنها باید در خانه بمانند و به وظیفه ی حقیقی خودشان، پرورش فرزند بپردازند. تاریخ مطالبه ی حقوق زنان از سوی خودشان در ایران به اوایل سال ۱۲۸۹ برمیگردد. جنبشی که در آغاز با استفاده از شش مولفه ی جنبش های اجتماعی تحلیل شده است که شامل بیان نارضایتی از وضع موجود، عزم جدی برای به چالش کشیدن نظم اجتماعی، فعالیت های مداوم و مستمر، وجود مخالفت های شدید، ساختار جنبش و ایدئولوژی و اهداف اصلی آن جنبش.

Getting your Trinity Audio player ready...

تاریخ مطالبه ی حقوق زنان از سوی خودشان در ایران به اوایل سال  ۱۲۸۹ برمیگردد. جنبشی که در آغاز با استفاده از شش مولفه ی جنبش های اجتماعی تحلیل شده است که شامل بیان نارضایتی از وضع موجود، عزم جدی برای به چالش کشیدن نظم اجتماعی، فعالیت های مداوم و مستمر، وجود مخالفت های شدید، ساختار جنبش و ایدئولوژی و اهداف اصلی آن جنبش. 

در ایران گروههایی از زنان که از وضع موجود در روزگارشان رضایت نداشتند برای به چالش کشیدن نظم اجتماعی آن زمان و درگیری با آن مصمم بودند. این درگیری ها با فعالیت در سه حوزه ی نشریات زنانه، تشکیل سازمان های زنان و گشایش مدارس دخترانه ظهور پیدا کرد که در برابر هر سه زمینه مقاومت و مخالفت های شدیدی وجود داشت. این جنبش از زنان طبقه متوسط رو به بالای تهران و با وسعت کمتر در دیگر شهرهای مهم و بزرگ ایران تشکیل شده بود که زنان تحصیل کرده و برخی روشنفکران مرد آن را هدایت می کردند و بیانگر آرمان های جامعه ی روشنفکر ایران در دهه  ۱۳۰۰ و اوایل دهه  ۱۳۱۰ بود و به همین دلیل جنبشی ضعیف و بدون پشتوانه بود چرا که حمایت و پشتیبانی عمومی را با خود به همراه نداشت از سوی دیگر ساختاری غیر منسجم و فرصتی محدود برای فعالیت داشت. برای اینکه یک جنبش رشد و نمو یابد و از مراحل اولیه فراتر برود باید مکانیزم های درونی و بیرونی برای آن فراهم شود. در مورد جنبش زنان در ایران، هر دو شرایط درونی و بیرونی برای رشد آن نامناسب بود و به همین دلیل این جنبش در دهه  ۱۳۱۰ افول کرد . مطابق با سه گزاره ی فریمن Freeman برای ارزیابی مکانیسم درونی بازدارنده ی جنبش، شبکه های ارتباطی که در جنبش زنان ایران وجود داشت وسیع و در سطح ملی نبود. همچنین شبکه ای همگرا برای غلبه بر موانع ساختاری و ایدئولوژیک نیز در این جنبش وجود نداشت و در نهایت اینکه با وجود تعداد زیادی رهبر در این جنبش، به ندرت شخصی با قدرت سازماندهی به چشم میخورد.عوامل بیرونی نیز تاثیر بازدارنده ی شدیدی بر جنبش زنان داشت، تغییرات ناگهانی حاکمیت دیکتاتورها، بویژه حاکمیت رضاشاه تاثیر بسیار منفی بر جنبش زنان به جای گذاشت. 

در دوره ی پهلوی اول مسائل مهمی در زمینه ی جنبش زنان به وقوع پیوست اگرچه جنبش حقوق زنان در حاکمیت او به تدریج افول کرد اما در سه حوزه اصلی مرتبط با زنان تغییر و تحولاتی اتفاق افتاد: تغییر در قوانین طلاق و ازدواج، گسترش فرصت های آموزشی برای زنان و ممنوعیت حجاب. گرچه در قوانین ازدواج و طلاق اصلاحات او محدود بود اما تغییرات در دو حوزه ی آموزش و ممنوعیت حجاب با جدیت بیشتری اجرا شد. 

برای اشتغال حرفه ای زنان در این دوره موانع زیادی وجود داشت که در راس آن می توان از اراده رژیم برای جلوگیری از اشتغال حرفه ای زنان یاد کرد پهلوی اول به تغییر وضعیت زنان ایران علاقه مند بود، اما تمایلی نداشت میدان عمل را برای فعالیت های مستقلی که سبب گسترش آرمان زنان می شد باز بگذارد. فعالیت های دولتی تنها راه مجاز برای دستیابی به تغییراتی بود که او برای ایران مناسب می دانست. کنترل های دولتی فراگیر در دوره پهلوی اول رفته رفته باعث توقیف مجلات و روزنامه های دموکرات شد چرا که به شدت حامی حقوق زنان بودند. پس در این دوره با ظهور شبه فمینیسم دولتی در قالب کانون بانوان از فعالیت مستقل انجمنها و فعالان مسائل زنان جلوگیری به عمل آمد، چرا که رضا شاه دموکراسی و آزادی را مغایر با مدرنیزاسیون سریع و انتظامی خود میدانست. 

تحصیل زنان هرچند در مقایسه با قبل از نرخ بالایی برخوردار بود اما هیچ کدام از زنان تحصیل کرده وارد رده های تصمیم گیری سیاسی نشدند و تا سال ۱۳۴۳ / ۱۳۶۴یعنی تا دوره پهلوی دوم زنان نتوانستند حق رای بدست آورند. 

به نظر میرسد که سیاست بیداری زنان در دوره ی رضا شاه قادر به ایجاد تغییرات چندانی در زندگی زنان نبوده است این سیاست به رغم افزایش برخی تواناییهای زنان در زمینه اشتغال و آموزش، کنترل سلطه ی دولت بر زنان را افزایش داد. در این سیاست پیشرفت محدود فقط نصیب زنانی میشد که از قوانین موجود اطاعت میکردند. به تعبیر دیگر، سیاست رژیم درباره زنان بیش از آنکه معطوف به پیشرفت زنان و در نظر گرفتن منافع واقعی آنان باشد، در واقع معطوف به نشان دادن تصویری تبلیغی از زن ایرانی مدرن بوده است. در گفتمان عمومی، مفهوم اقتدار مردانه بر زنان از حوزه روابط خانوادگی به سایر روابط اجتماعی و اقتصادی گسترش یافت. مطابق این سیاست زن ایرانی می بایست مترقی و فعال باشد، اما نمی توانست از اقتدار مردانه استقلال حاصل کند. 

در دوران پهلوی دوم، بار دیگر تعدادی از انجمن های زنان شکل گرفتند که از ویژگی گروههای فمینیستی پیشین برخوردار نبودند و آزادی گردهمایی و اجتماعات از بین رفت. 

بعد از قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و بازگشت مجدد مصدق به نخست وزیری کابینه ی مصدق با استفاده از اختیار ۶ ماهه ی خود، لوایح و قوانینی موثر تهیه کرد که یکی از آنها اعطای حق رای به زنان بود و بعدتر در ۹  دی ۱۳۳۱ مشاوران مصدق با این استدلال که در قانون اساسی همه ی شهروندان برابرند، اعطای حق رای زنان را پیشنهاد کردند، علما با حمایت طلاب و بزرگان اصناف اعتراض کردند که در شرع اسلام حق رای فقط به مردان داده شده است کاشانی نیز تاکید کرد که دولت باید از دادن حق رای به زنان جلوگیری کند چرا که آنها باید در خانه بمانند و به وظیفه ی حقیقی خودشان، پرورش فرزند بپردازند. یک نماینده روحانی استدلال کرد که قوانین موجود به خوبی حقوق زنان را حفظ میکند و هشدار داد که هرگونه تغییری به بی ثباتی سیاسی، فساد مذهبی و هرج و مرج اجتماعی خواهد انجامید. هنگامی که طلاب قم برای اعتراض به پیشنهاد اعطای حق رای به زنان به خیابانها ریختند، یک نفر کشته و ده تن دیگر بشدت زخمی شدند. هنگامی که مصدق از مجلس خواست تا اختیارات فوق العاده او را برای دوازده ماه تمدید کند  کشمکش میان جناح های سنتی و جدید جبهه ملی به اوج خود رسید. بیشتر نمایندگان روحانی در مخالفت با این درخواست، جبهه ملی را ترک کردند و فراکسیون اسلام را تشکیل دادند کاشانی این اختیارات فوق العاده را نوعی دیکتاتوری خواند، به روزنامه نگاران خارجی اعلام کرد که برقراری دموکراسی حقیقی در ایران مستلزم اجرای درست و کامل شریعت است و به آیت الله بهبهانی سلطنت طلب گفت که مشاوران چپ گرای مصدق امنیت ملی را به خطر می اندازند. 

از تحولات مهم حوزه ی زنان در دوره پهلوی دوم اعطای حق رای به زنان در سال  ۱۳۴۱ بود که در مجموعه ی طرح شش ماده ای ِ شاه با عنوان انقلاب سفید مطرح شد این طرح بخشی از برنامه کلان مدرنیزاسیون شاه بود و به اعتقاد برخی در واقع ترفندی برای حفظ ظاهر بود و به عنوان ضرورتی سیاسی برای بقای سلطنت اجرا شد بدین ترتیب در  ۸ اسفند  ۱۳۴۱ به زنان ایرانی حق رای و حق انتخاب شدن داده شد و در ۲۶ شهریور ۱۳۴۲ انتخابات سراسری برگزار شد و  ۶  زن به نمایندگی مجلس انتخاب شدند. در سال ۱۳۴۴نیز برای نخستین بار یک زن به مقام وزارت رسید. 

با وجود اینکه در دولت پهلوی با گسترش سازمان های زنان و دخالت دادن آنها در امور اجتماعی و سیاسی و دادن حق رای به زنان مواجه بودیم، اما دولت پهلوی نیز به رغم ادعای آزادی زنان از همان دوگانگی هایی رنج می برد که دیگر ایدئولوژی ها. 

شاه در مصاحبه اش با اوریانا فالاچی در مهرماه  ۱۳۵۲ با صراحت دیدگاه خود را درباره جنبش حقوق زنان بیان کرد: هیچ کس نمی تواند در من تاثیر بگذارد، چه رسد به یک زن. زنان در زندگی یک مرد وقتی مهم اند که زیبا و جوان باشند و زنانگی شان را حفظ کنند…. شما از نظر قانون برابرند اما این حرف مرا ببخشید از نظر توانایی نه… شما زنان هرگز میکل آنژ یا باخ نداشته اید. شما هیچ وقت حتی یک آشپز بزرگ نداشته اید … شما هیچ چیز بزرگ و فوق العاده ای را عرضه نکرده اید، هیچ چیز. 

شاه در پاسخ به پرسش بتی فریدان که چرا او از آرمان های زنان حمایت می کند پاسخ داد: چون مترقی ام. 

در واقع، شاه همچون پدرش به دنبال مدرنیزاسیون جامعه ایرانی بود بدون آنکه از اندیشه ی مدرنیته و مفاهیم گفتمان مدرنیته آگاهی و شناخت داشته باشد. او بدون باور یا شناخت مدرنیته از مفاهیمی استفاده میکرد که در گفتمان مدرنیته باعث حفظ قدرت سلطنتش می شد. دال مرکزی در گفتمان پهلوی برای نشان دادن ترقی و پیشرفت عنصر زن بود. 

طی حاکمیت پهلوی دوم، مسئله حقوق زنان هیچ گاه از بستر جنبشی اجتماعی سر بر نیاورد نخبگان سیاسی و دولتمردان تمامی جنبش ها را بدون توجه به انگیزه ی آنها خطری علیه حکومت قلمداد می کردند و عملا اجازه هیچ نوع فعالیت مستقل از نظارت داده نمی شد. از آن به بعد جنبش حقوق زنان وارد فضای نهادینه شد و فعالیت های اعضای آن با مواضع دولت هماهنگی تنگاتنگی پیدا کرد. به عبارت دیگر سازمان های زنان خواسته هایی را که نباید از سوی دولت برآورده میشد یا نمی توانست از سوی دولت برآورده شود، مطرح نمی کردند و بعبارتی سازمان های جدید زنان صرفا ویترین سیاست های دولت بودند. 

منابع 

کودتا، یرواند آبراهامیان، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی 

ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی

جنبش حقوق زنان در ایران، الیز ساناساریان، ترجمه نوشین احمدی خراسانی

جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران، فاطمه صادقی 

 

تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد, ۱۴۰۱ ۱:۳۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ بسته است

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد