سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۳:۵۵

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۵

یادی از رفیق علیرضا دوستار

... مکتب ما مکتب عشق است و محبت، مهر ماست که حافظ روابط انسانی ماست. همه منیت های آدمی را می توان به وسیلۀ عشق ویران کرد و این بزرگترین آموزگار ماست. باید عاشق بود، عاشق ماند و عاشق مرد."

Getting your Trinity Audio player ready...

 

 ” … در راه باریکی که از آن می گذشتیم،

تاریکی بی دانش بیداد می کرد،

ایمان به انسان شب چراغ راه من بود،

شمشیر دست اهرمن بود،

تنها سلاح من در این میدان

                       سخن بود!!!”

… می گویند انسان به همه چیز عادت می کند. پس چرا عادت نمی کنیم، چرا از پی این همه سال داغ ترا تمامی نیست؟

    مرگ زود هنگام رفیق علیرضا دوستار، ۲۳ سال پیش ما را در غم و حسرتی بی پایان فرو برد. رفیق علیرضا، شوریده دلی آرمانخواه، مسئولیت پذیر و دلسوز بود، دلسوز رفقایش. او نه تنها مبارزی نستوه، بل شاعری عاشق، عاشق مردم و میهنش بود. مبارزی مغرور و سرافراشته. در روابط دوستانه از مطمئن ترین‌ها بود؛ اراده ای قوی داشت و شخصیتی والا که می توانستیم بر آن تکیه کنیم. برخویشتن مسلط بود و هرگز آنچه را که خارج از توانش بود وعده نمی داد، و آنچه را که تعهد می کرد یقین به سرانجام می رساند. و این تکیه کلام همیشگی‌اش بود: «هر شکستی مقدمه پیروزی است، به شرطی که پی گیر باشیم و از ناکامی های نخستین میدان را خالی نکنیم.» رفیق خصوصیاتی متفاوت و در عین حال والایی داشت. با همۀ گرفتاری‌هایش مسئول، با همۀ رنج هایش مهربان، با همه نامردمی‌ها، مردمی؛ با همۀ سختی ها پر امید و با همه خودمانی بود. به اتکای همین خصایص والای انسانی و سالها کار بی وقفه و خستگی ناپذیر در سازمان جوانان، رفیق علیرضا دوستار همچنان مرجع رفقای جوان تبریزی بود، رفقایی که دیگر ارتباط سازمانی هم نداشتند.

     دشواری های زندگی در دوران کودکی و نوجوانی، معیشت سخت خانواده، فضای سیاسی حاکم بر محل زندگی شان و وجود رفقایی ارزشمند در آن محل (خیاوان قاپیسی)، بیشترین سهم را در تکوین شخصیت و انتخاب سیاسی او داشت. رفیق علیرضا دوستار، ۵ شهریور ۴۲ در تبریز متولد و زمانی که تنها ۱۴ سال داشت به هواداری از فدائیان، جذب فعالیت های سیاسی شد. پس از ۱۵ سال مبارزه ای خستگی ناپذیر، متأسفانه در حادثه کاری به تاریخ ۱۹ تیر ماه ۷۱ در کام افریت مرگ فرو رفت. شوریده دلی که سرافرازانه زندان و شکنجه را پشت سر گذاشته بود، کسی که همیشه به زندگی و زیستن با صداقت و پاکی می اندیشید، کسی که به مرگ نمی اندیشید و در عین حال هراسی هم از مرگ نداشت. به مرگی تسلیم شد که حتی فکرش هم برایش آزار دهنده بود. عشق به فروغ زندگی برای او مهمترین سلاح در برابر مرگ و نیستی بود. و بر این باور بود که عاشقان هرگز نمی میرند. از همین روی برای زندگی جنگید و در نبرد راه و روش صحیح را می دانست.

    رفیق پس از آزادی از زندان نوشت: “… مکتب ما مکتب عشق است و محبت، مهر ماست که حافظ روابط انسانی ماست. همه منیت های آدمی را می توان به وسیلۀ عشق ویران کرد و این بزرگترین آموزگار ماست. باید عاشق بود، عاشق ماند و عاشق مرد.” و همچنین نوشت: ” … راهی را که انتخاب نموده ایم اندیشه مرگ نمی تواند ما را از آن منحرف سازد.” و خود تبلور این گفته بود، چرا که انرژی و اراده پولادینی که در وجودش بود هیچ‌گاه از شکست نهراسید و در برابر ناملایمتی‌ها سر خم فرو نیآورد.

     اما چه سود از واگویۀ دل تنگی‌ها! همه مال دل تنگیم! دل تنگ یارانی که داس مرگ یک به یک شان را درو کرده و می کند. بخصوص در این روزهایی که مصادف با فاجعه قتل عام زندانیاین سیاسی تابستان ۶۷ است. همواره چشم به راه نفس های تازه ایم و امیدوار به روزگاری نو، که خواهد رسید، حتی وقتی همه رفته باشیم. بیآیید در وداع و فراق یاران یأس و ناامیدی را از خود دور سازیم و در مجال مرگ هم، به زیبائی زندگی و زیستن هدف دار بیندیشیم.

    به مناسبت ۵۲ مین سالروز تولدش، پس از گذشت ۲۳ سال از فراقش، به همت خانواده دوستان و یارانش گرد هم آمدند و یادش را گرامی داشتند.

یادش و یاد یارانش یاد باد!

—————-

 آن که با سبزه و گل و جنگل مهربان بود

آن که باران و زمزمه و ترانه را می سرود

آن که کودک و دوست و رفیق را در بر می کشید

آن که آواز و سرود حماسه را عاشقانه سر می داد،

آن که گذشت و مهربانی و اشک مهر را به مهمانی باغ می آورد

آن که پیکار و همبستگی را فریاد و فریاد می کرد

آن که پیکار و همبستگی را فریاد و فریاد می کرد

آن که شعر گفتن را دوست داشت

آن که صلح و آزادی و عدالت را در کوچه های شهر می نوشت.

 —————

 “چه حاشا”

شعری از رفیق علیرضا دوستار

 

اگر ما مست مستیم،

                   چه حاشا.

اگر ما مست عشقیم،

                   چه حاشا.

اگر ما عاشق عشقیم،

                   چه حاشا.

اگر در کورۀ آتش

به دشت لخت و بی آب کویر

به موج و تندر و دریا

عزیزی سوخته در آتش

                     چه باکی.

اگر این است سزای مستی و تکفیر،

                     چه باکی.

اگر این است همان دوزخ،

                     چه باکی.

که ما چون کوه،

که ما چون غرش دریا

به شلاق شما خندیم.

ای پیر جلادان،

بزن محکم،

           بزن شلاق هشیاری.

بزن محکم،

            بزن شلاق بیداری.

که با هر ضربه ای

            بیدار شود وجدان خواب آلود ما.

که با هر گریه ای،

            هشیار شود چشمان خواب آلود ما.

 

تاریخ انتشار : ۷ شهریور, ۱۳۹۴ ۸:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ بسته است

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد