سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۵:۵۶

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۵۶

یگانه چارهٔ ما

در جهان مدرنی که به جای نزدیکی، دیوارهایی بلندتر میان انسان‌ها ساخته‌اند، چگونه می‌توان به آینده امید داشت؟

نشستن پشت پنجره و تماشای دوردست ها، به من آرامش می‌دهد و مرا به فکر وامی دارد. با خود فکر می کنم: «انسان، این موجود بی‌مانند، زمانی با امید و رویا به آسمان‌ها خیره می‌شد، حال گویی که مسیرش به زیر زمین کشیده شده است، جایی که معدودی از “خدایان زمینی” خودخوانده، در دنیایی مخفی و دست‌نیافتنی برای مردم عادی، زندگی می‌کنند. آیا این همان آینده‌ای است که قرار بود انسان بسازد؟

در دنیایی، میان دیوارهای سرد و بی‌روح، هنوز می‌توان گوشه‌هایی از امید و انسانیت را پیدا کرد، هرچند دور، هرچند اندک. چند روزی است که همراه دخترم به منطقه‌ای در اروپا آمده‌ام تا او را برای شروع کار جدیدش همراهی کنم. اینجا، در آپارتمانی در طبقهٔ سوم، از پنجره‌های بالکن می‌توان خانهٔ سالمندان روبه‌رو را دید؛ خانه‌ای که گویی تصویری از رؤیای فراموش‌شدهٔ انسانیت را برایم منعکس می کند.

از بالکن به کارکنانی نگاه می‌کنم که با حرکات و رفتاری محترمانه از سالمندان پذیرایی می‌کنند. پیرانی که گاه دور یک میز نشسته‌اند، و گاه در گوشه‌ای تنها؛ گویی به اندیشه ای فرو رفته‌اند، و به گذشته و زیبایی‌های زندگیشان فکر می کنند؛ و گاه شور زندگی را در رقصی دسته‌جمعی نشان می‌دهند. این صحنه‌ها مرا به فکر می‌اندازد: چرا چنین آرامش و احترامی نباید سهم همهٔ انسان‌ها باشد؟ چرا در گوشه‌های دیگر جهان، کودکان از گرسنگی جان می‌دهند، زنان و مردان از جنگ و فقر نابود می‌شوند، و پیران در تنهایی و بی‌پناهی می‌میرند؟

در جهان مدرنی که به جای نزدیکی، دیوارهایی بلندتر میان انسان‌ها ساخته‌اند، چگونه می‌توان به آینده امید داشت؟ علمی، که قرار بود نجات‌بخش باشد، اکنون وسیلهٔ قدرت اقلیتی شده است که در قلعه‌های فولادین خود به لذت‌های بی‌پایان مشغول‌اند، در حالی که اکثریت در خیابان‌های ویران و میان آوار جنگ‌ها و پاندمی‌ها بی‌صدا از بین می‌روند.

از منظره ای مشرف به کوه‌های دل انگیز آلپ و خانهٔ سالمندانی که شاید خوشبخت‌ترین پیران جهان را در خود جای داده است، نمی‌توانم از پرسشی تکراری گریزان باشم: چرا و چگونه مردم از سرنوشت خود غافل شدند و کی دنیا به دست غارتگران افتاد، مردم کجا در مورد سرنوشت خود کوتاهی و بی توجهی کردند؟ چرا و چگونه دنیای مدرن به میدانی برای رقابت وحشیانه و غارتگری تبدیل شده است؟ چرا انسان ها  به جای همدلی، نزاع ‌و اهانت و خیانت به ذات خود را انتخاب کرده اند؟

آرزویی در قلبم شعله می‌کشد: کاش همهٔ مردم جهان می‌توانستند در آرامش، احترام و امنیت زندگی کنند. اما این آرزو هر روز کمرنگ‌تر می‌شود. آیا هنوز فرصتی برای بازگشت به انسانیت و استقرار سوسیالیسم باقی است؟ آیا جهان، در میان این دوگانگی سهمگین، به سوی سقوطی ناگزیر پیش می‌رود؟

جهانی که می‌توانست بهشت باشد، اکنون بیش از همیشه به جهنم شبیه است. و ما، به کدام سو می‌رویم؟ من باز هم در اوج نا امیدی، مقابل منظرهٔ زیبایی نشسته‌ام٫ و با خود می گویم: «یگانه چارهٔ رنجبران وحدت و تشکیلات است»!

تاریخ انتشار : ۲۰ دی, ۱۴۰۳ ۸:۱۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟

ترامپ و پهلوی؛ آناتومی یک پیوند ابزاری