سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۶:۴۱

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۱

پایان اسرائیل استثنائی…

اما موضوع اصلی ایران نیست؛ موضوع، اسرائیل است – کشوری که برای دهه‌ها به‌عنوان پایگاه عملیاتی پیش‌رونده‌ی غرب در خاورمیانه عمل کرده است. از میانه‌ی قرن بیستم، اسرائیل از جایگاهی ممتاز برخوردار بوده: یک پایگاه نفوذ غربی در منطقه‌ای ناپایدار، در حالی که خود نیز عمیقاً درگیر سیاست‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای بوده است.
Getting your Trinity Audio player ready...

پایگاه نیابتی غرب در آتش

اسرائیل اکنون نزدیک به دو سال است که در جنگی مداوم با همسایگان خود به‌سر می‌برد. دور تازه‌ی این نبرد با حمله‌ی تروریستی به رهبری حماس در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد. در واکنش به آن، بیت‌المقدس غربی یک کارزار نظامی تهاجمی را آغاز کرد که از آن زمان تاکنون به‌گونه‌ای گسترش یافته که تقریباً تمام کشورهای منطقه را درگیر کرده است. این تشدید درگیری‌ها، بار دیگر اسرائیل را در مرکز ژئوپلیتیک خاورمیانه قرار داده است – این بار با کشاندن ایران به میدان، کشوری که مدت‌ها از طریق احتیاط راهبردی از مواجهه‌ی مستقیم پرهیز کرده بود. اکنون حتی تهران نیز زیر آتش قرار گرفته و با پشتیبانی آمریکا، مخاطرات این درگیری بسیار بیشتر شده است. ایران با انتخابی تاریک روبروست: میان بد و بدتر.

اما این ستون دوم اکنون تضعیف شده است. آشکارترین نشانه‌ی این تزلزل، در جمعیت‌شناسی است: اسرائیل با مهاجرت منفی رو‌به‌رشدی روبروست. در سال ۲۰۲۴، انتظار می‌رود حدود ۸۲٬۷۰۰ نفر کشور را ترک کنند – افزایشی ۵۰ درصدی نسبت به سال پیش. و این، مهاجرت نیروی کار غیرماهر یا غیرفعال نیست؛ بلکه جوانان تحصیل‌کرده‌اند که می‌روند. همان‌هایی که برای بقای یک دولت مدرن ضروری‌اند.

اما موضوع اصلی ایران نیست؛ موضوع، اسرائیل است – کشوری که برای دهه‌ها به‌عنوان پایگاه عملیاتی پیش‌رونده‌ی غرب در خاورمیانه عمل کرده است. از میانه‌ی قرن بیستم، اسرائیل از جایگاهی ممتاز برخوردار بوده: یک پایگاه نفوذ غربی در منطقه‌ای ناپایدار، در حالی که خود نیز عمیقاً درگیر سیاست‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای بوده است. موفقیت اسرائیل بر دو ستون استوار بوده است: حمایت بی‌قید و شرط ایالات متحده، و ظرفیت داخلی‌اش برای نوآوری، قدرت نظامی، و یک مدل اجتماعی منحصربه‌فرد.

البته، مشکلات اسرائیل منحصر به فرد نیستند. مانند بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، اسرائیل نیز زیر بار سنگین نظام اقتصادی نئولیبرال فرسوده‌ای قرار دارد. پاندمی این بحران را تشدید کرد، شکنندگی این مدل را آشکار ساخت، و نوعی چرخش به‌سوی «حکمرانی بسیجی» را تقویت کرد – حکمرانی از راه وضعیت اضطراری و آمادگی دائم برای درگیری. در جهان غرب، جنگ و مواجهه ژئوپلیتیکی به ابزاری برای به تعویق انداختن یا پنهان‌سازی اصلاحات ساختاری ضروری بدل شده‌اند.

از این منظر، اسرائیل به آزمایشگاهی برای منطق نوظهور غرب بدل شده است: جنگ دائمی به‌عنوان روشی برای حکمرانی. در پاییز ۲۰۲۳، ساختار قدرت اسرائیل کاملاً این منطق را پذیرفت. جنگ دیگر صرفاً یک تاکتیک نبود، بلکه شیوه‌ای از زندگی شد. رهبران اسرائیل دیگر صلح را هدف نمی‌دانند، بلکه جنگ را ابزار وحدت ملی و بقای سیاسی می‌بینند. در این‌جا، اسرائیل بازتابی از پذیرش گسترده‌تر جنگ از سوی غرب است – درگیری‌های نیابتی با روسیه و چین، هنگامی که اصلاح واقعی از دستور خارج شده است.

در سطح جهانی، بازدارندگی هسته‌ای محدودیتی برای گسترش چنین جنگ‌هایی ایجاد می‌کند. اما در خاورمیانه، جایی که اسرائیل مستقیماً وارد جنگ می‌شود، این محدودیت‌ها عملاً وجود ندارند. این وضعیت، جنگ را به سوپاپ اطمینانی سیاسی بدل کرده – ابزاری مفید، حتی زمانی که به خودویرانگری منجر شود.

اما حتی جنگ نیز حدی دارد. نمی‌تواند تا ابد زوال اقتصادی یا نارضایتی اجتماعی را پنهان نگه دارد. و گرچه درگیری‌ها معمولاً قدرت نخبگان را تثبیت می‌کند – حتی اگر آن نخبگان بی‌کفایت باشند – اما در عین حال منابع ملی را نیز تحلیل می‌برد. اسرائیل اکنون برای حفظ این وضعیت دائمی جنگ، منابع بیشتری از خود را مصرف می‌کند. انسجام اجتماعی‌اش در حال فروپاشی است. مدلی که زمانی نماد پیشرفت فناورانه و مدنی‌اش بود، دیگر کارکرد گذشته را ندارد.

برخی در بیت‌المقدس غربی ممکن است رؤیای «بازآرایی» خاورمیانه را در سر بپرورانند – شکل دادن دوباره‌ی منطقه با زور و ترس. اگر موفق شوند، شاید چند دهه امنیت و فرصت تنفس برای اسرائیل بخرند. اما چنین نتایجی به هیچ‌وجه تضمین‌شده نیستند. نابود کردن یک همسایه، تهدید را از میان نمی‌برد؛ بلکه فقط دشمنان دور را نزدیک‌تر می‌کند. مهم‌تر از همه، عمیق‌ترین مشکلات اسرائیل بیرونی نیستند – درونی‌اند، ریشه‌دار در ساختارهای سیاسی و اجتماعی خود آن.

آری، جنگ می‌تواند یک دولت را تعریف کند. اما چنین دولت‌هایی – مانند اسپارت یا کره شمالی – معمولاً دولت‌هایی «عجیب»اند، اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم. و حتی برای آنان نیز، جنگ نمی‌تواند جایگزین دیپلماسی واقعی، سیاست‌گذاری خردمندانه، یا رشد اقتصادی شود.

پس آیا اسرائیل، که همواره در حال جنگ بوده، واقعاً پیشرفت کرده است؟ یا صرفاً با حمایت سیاسی، نظامی و مالی آمریکا به حیات خود ادامه داده؟ اگر به مسیر جنگ دائمی و ملی‌گرایی راست‌گرا ادامه دهد، حتی همین جایگاه را نیز ممکن است از دست بدهد. شاید دیگر پل ارتباطی غرب در خاورمیانه نباشد – و به چیزی کاملاً متفاوت بدل شود: یک دولت پادگانی نظامی، منزوی، شکننده، و بیش از پیش تنها.

متن اصلی در لینک زیر قبل دسترسی است.

https://on.rt.com/daag

تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد, ۱۴۰۴ ۸:۱۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود