سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۶:۳۵

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۵

امپریالیسم آمریکا هرگز از بین نرفته است

حمله روسیه به اوکراین و ظهور چین، برخی از چپ‌گرایان را به این باور رسانده است که هژمونی ایالات متحده به پایان رسیده است. اما اقدامات ترامپ نشان می‌دهد که ایالات متحده همچنان بی‌رحمانه منافع امپریالیستی خود را دنبال می‌کند.
نوشته: Loren Balhorn
در هفته‌های پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، جورج گالووی، نماینده وقت پارلمان اسکاتلند از حزب کارگر، علیه جنگ‌طلبی ایالات متحده صحبت کرد و از ولادیمیر لنین، انقلابی روس، نقل قول کرد که گفته می‌شود زمانی گفته بود: «دهه‌هایی وجود دارد که هیچ اتفاقی نمی‌افتد، و هفته‌هایی وجود دارد که دهه‌ها اتفاق می‌افتد.» این نقل قول ساختگی، جوهره پویایی‌های جاری در دیپلماسی بین‌المللی در هفته‌های اخیر را به تصویر می‌کشد. جنگ در اوکراین، که پس از دفع حمله فوری روسیه توسط نیروهای اوکراینی تقریباً متوقف شده بود، اکنون ممکن است به لطف مداخله شدید دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، به پایان خود نزدیک شود.
ترامپ مطمئناً خود هیچ علاقه‌ای به سرنوشت اوکراین ندارد. اما با توجه به تسلط روسیه در میدان نبرد، تلاش خود خواهانه او برای میانجیگری یک توافق صلح ممکن است ناخواسته بهترین فرصت اوکراین برای ادامه به عنوان یک کشور مستقل باشد. شرایطی که تحت آن این صلح منعقد می‌شود، بدون شک برای اوکراین نامطلوب خواهد بود، زیرا ممکن است علاوه بر سرزمینی که قبلاً توسط روسیه اشغال شده بود، دونتسک و لوهانسک را به طور کامل از دست بدهد.
صرف نظر از اینکه در نهایت چه مقدار از خاک اکراین به روسیه می‌رسد، سه سال و نیم جنگ وحشیانه و طاقت‌ فرسا، ده‌ها، اگر نگوییم صدها، هزاران نفر را به کام مرگ کشانده، زیرساخت‌های آن را نابود کرده و میلیون‌ها نفر را دچارآسیب‌های روانی کرده است. بازسازی این کشور, صرف نظر از میزان بودجه‌ای که شرکای غربی تأمین می‌کنند  طولانی و دشوار خواهد بود.
از سوی دیگر، تلاش ترامپ برای تحمیل یک صلح تحمیلی می‌تواند به راحتی شکست بخورد. به هر حال، پوتین به وضوح از مزیت استراتژیک برخوردار است و می‌تواند به سادگی از ادامه جنگ بیشتر از پایان دادن به آن سود ببرد. اما صرف نظر از این، ترامپ به وضوح به طبقه سیاسی اروپا و مفسران لیبرال نشان داده است که مدت‌ها پیش باید می‌دانستند: ایالات متحده همچنان قدرتمندترین بازیگر ژئوپلیتیکی است که منافع خود را به قیمت نادیده گرفتن شرکای کوچکتر خود در اولویت قرار می‌دهد و با وجود از دست دادن نسبی قدرت، هنوز هم قادر به اجرای آنها است. روسیه ممکن است در حال حاضر در حال جنگ در نزدیکی اروپا باشد و ترس از انقیاد اروپا را دامن بزند. اما در واقعیت، ایالات متحده مدت‌ هاست که اروپا را مطیع خود کرده است  و این امر به این زودی‌ها تغییر نخواهد کرد.
 

بررسی واقعیت برای چه کسی؟

اما طبقه سیاسی اروپا تنها نیرویی نیست که تحت فشار جنگ، خود را در توهمات خاصی گم کرده است. وقتی پوتین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ از “عملیات ویژه نظامی” خود خبر داد، بسیاری از چپ‌ها شگفت‌زده شدند. در حالی که ایالات متحده نسبت به تهاجم قریب‌الوقوع هشدار داده بود، بسیاری به دلیل سابقه سیاست خارجی مشکوک ایالات متحده، در اعتبار این هشدار تردید داشتند. آنچه در پی آن رخ داد، فرآیندی از خودزنی لفاظانه بود، با تبلیغاتچی‌هایی مانند پل میسون، تروتسکیست سابق و تشویق‌کننده فعلی کی‌یر استارمر در بریتانیا، از چپ‌ها می‌خواست که “دفاع را جدی بگیرند” و سرانجام “تهدید روسیه” را بپذیرند.

در اینجا در آلمان، چهره‌هایی مانند کریستوف اسپهر، سخنگوی چپ در برمن، استدلال کردند که حمله روسیه “مختصات سیاسی را تغییر داده است”. حزب او باید “حق دفاع  نظامی از خود ” و پیامدهای سیاسی آن  یعنی تحویل سلاح به اوکراین و افزایش هزینه‌های نظامی را بپذیرد. تعداد قابل توجهی از چپ‌گرایان، به ویژه حزب چپ‌گرای لهستان به نام  رازِم  Razem  خواستار بررسی واقعیت شدند*۱. ناتو، اگرچه بی‌نقص نیست، اما بی‌نهایت بهتر از «اقتدارگرایی اوراسیایی» است که اگر خرید سلاح‌های بیشتر را در آینده نزدیک متوقف کنیم، اروپا را تهدید به فروپاشی می‌کند.
 
کدام یک از این مدافعان دفاع از خود، تا به حال حق مردم عراق یا افغانستان را برای دفاع از خود در برابر تهاجم آمریکا مطالبه کرده‌اند؟
ناگفته پیداست که این مواضع، که در سال‌های اخیر به ویژه در بحث‌های آلمان برجسته شده‌اند، عمیقاً اروپامحور هستند. کدام یک از این طرفداران دفاع از خود تا به حال حق مردم عراق یا افغانستان را برای دفاع از خود در برابر تهاجم آمریکا مطالبه کرده‌اند، چه رسد به حق فلسطینی‌ها که بیش از هفتاد سال تحت اشغال نظامی غیرقانونی زندگی کرده‌اند؟ حق دفاع مسلحانه از خود، که در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد گنجانده شده و قطعاً در مورد اوکراین نیز قابل اجرا است، به نظر می‌رسد هر چه این کشور به آلمان نزدیک‌تر شود، بیشتر اعمال می‌شود.

اما فراتر از اروپامحوریِ نه چندان تعجب‌آور آنها، حمایت از دیدگاه فراآتلانتیکی توسط بخش‌هایی از چپ، بیش از هر چیز، به طرز شگفت‌آوری ساده‌لوحانه بود. دونالد ترامپ در زمان حمله روسیه تنها یک سال از ریاست جمهوری‌اش گذشته بود. تهاجم‌های غیرقانونی ایالات متحده به عراق و افغانستان، که در نهایت توسط هر دو جناح سیاست ایالات متحده حمایت می‌شدند، کمتر از دو دهه پیش رخ داد. با این حال، به نوعی همه این‌ها فراموش شد. ایوان Iwan  در دروازه‌های اروپا ایستاده بود *۲- و با حضور جو بایدن در کاخ سفید، مردم باور داشتند که در مبارزه با قدرت‌های امپریالیستی جدید مانند روسیه و چین، شریک قابل اعتمادی در کنار خود دارند.

تحقیر علنی رهبران اروپایی توسط ترامپ در اوایل این هفته، اکنون این توهم را، امیدوارم برای همیشه، در هم شکسته است. زیرا اگرچه پوتین مسئولیت کامل این جنگ وحشتناک را بر عهده دارد، اما این ایالات متحده بود که طی دهه‌ها شرایط چنین جنگی را ایجاد کرد. هرگونه تلاشی برای ایجاد آنچه که چپ‌ها زمانی “معماری امنیتی مشترک اروپا، از جمله روسیه” می‌نامیدند، توسط ایالات متحده خرابکاری شد. این ایالات متحده بود که با “جنگ علیه تروریسم” خود، سابقه‌ای را ایجاد کرد که پوتین می‌توانست هنگام مداخله نظامی در کشورهای همسایه به آن استناد کند. آنها نشان دادند که کشورهای قدرتمند می‌توانند هر طور که می‌خواهند قوانین بین‌المللی را نقض کنند, عواقب آن فقط برای بازندگان اعمال می‌شود.
 
آمریکا به تنهایی در قدرت است 
در حال حاضر چشم‌انداز چنین معماری امنیتی مشترکی در اروپا, تیره به نظر می رسد. در صورت پایان جنگ، خصومت متقابل بین روسیه و همسایگان اروپایی‌اش، به‌ویژه اوکراین، سال‌ها، اگر نگوییم دهه‌ها، ادامه خواهد یافت. افزایش عظیم هزینه‌ های دفاعی اروپا، که اغلب به عنوان گامی به سوی استقلال استراتژیک تعریف می شود، در درجه اول منجر به وابستگی بیشتر اعضای باقی‌مانده ناتو به تولیدکنندگان سلاح آمریکایی می‌شود که اکثریت قریب به اتفاق زرادخانه اروپا و همچنین تقریباً تمام قطعات پیشرفته مانند جت جنگنده F-35 که دولت آلمان در حال بررسی خرید بیشتر آن است  را تولید می‌کنند. ترامپ این را به خوبی می‌داند و بارها و بارها به دنبال به نمایش گذاشتن وابستگی فزاینده اروپا از طریق نمایش‌های مطبوعاتی تحقیرآمیز است.
k
 
«هر چیز دیگری به معنای یک وضعیت جنگی دائمی برای حفظ امپراتوری رو به ضعف ایالات متحده است, شرایطی که تحت آن هیچ سیاست چپ‌گرایانه‌ای نمی‌تواند دنبال شود.»
 

از قضا، جنگ در اوکراین زمانی آغاز شد که کاهش نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا فرصتی را برای اروپا فراهم کرد تا روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود را متنوع کند. بروکسل به جای اینکه خود را به عنوان قطب سوم ژئوپلیتیکی دوباره تثبیت کند، اجازه داد که بیشتر به آغوش آمریکایی‌ها کشیده شود. همین بازوها اکنون می‌توانند اروپا و اوکراین را مجبور به انعقاد توافقی با مسکو کنند، البته با شرایطی بسیار نامطلوب‌تر از آنچه که تنها چند سال پیش ممکن بود. ایالات متحده منابع طبیعی اوکراین را تأمین کرده است؛ اکنون انتظار می‌رود اروپا بازسازی را تأمین مالی کند.

این مجموعه برای چپ‌های اروپایی چه معنایی دارد؟ به عنوان یک اقلیت مخالف، آنها به هر حال قادر نخواهند بود در آینده قابل پیش‌بینی بر مسیر سیاست خارجی دولت خود تأثیر بگذارند. این امر باعث می‌شود که آنها خونسردی خود را حفظ کنند و در برابر فشار از مرکز برای همسو شدن با سیاست خارجی ایالات متحده مقاومت کنند.

 تنش‌زدایی ژئوپلیتیکی دراین قاره ممکن است فعلاً به دلیل رفتار جنگ‌طلبانه روسیه به چشم‌اندازی دور تبدیل شده باشد. با این حال، چشم‌انداز یک اروپای صلح‌آمیز به عنوان بخشی از یک نظم جهانی چندقطبی باید حفظ شود. هر چیز دیگری به معنای یک وضعیت جنگی دائمی برای حفظ امپراتوری رو به ضعف ایالات متحده است, شرایطی که تحت آن سیاست‌ های چپ‌گرایانه واقعاً غیرممکن خواهد بود.

 

  – حزب چپ‌گرای لهستان : لویتسا رازم  به اختصار Razem) یک حزب سیاسی در لهستان است. این حزب با ایده‌ های سوسیال دموکراسی، ترقی‌خواهی و سوسیالیسم دموکراتیک هدایت می‌شود.
*۲- «ایوان Iwan » اغلب به ایوان چهارم روسیه، معروف به ایوان مخوف، اشاره دارد. عبارت «ایستادگی ایوان» می‌تواند به رویدادی در دوران سلطنت او یا به ایستادگی در اوگرا، رویدادی تاریخی با حضور ایوان سوم کبیر که پایان حکومت مغول‌ها در روسیه را رقم زد، اشاره داشته باشد.
منبع:
تاریخ انتشار : ۸ شهریور, ۱۴۰۴ ۲:۲۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی