پروندهی زهرا شهباز طبری، شهروند ۶۷ ساله اهل رشت، بار دیگر پرده از چهرهی عدالتگریز و ساختارهای سست دستگاه قضایی در ایران برمیدارد. زنی تحصیلکرده، مهندس برق و فارغالتحصیل کارشناسی ارشد «انرژی پایدار» از دانشگاه بوروس سوئد، اکنون با حکم اعدام روبهروست؛ حکمی که نه بر پایه شواهد متقن و دادرسی عادلانه، بلکه در سایهی روندی نمایشی و غیرشفاف صادر شده است. به گزارش هرانا، دادگاه او کمتر از ده دقیقه طول کشیده و بهصورت ویدیوکنفرانسی برگزار شده است؛ بدون دسترسی مؤثر به وکیل مستقل و در غیاب دفاع واقعی.
اتهام او «همکاری با گروههای مخالف نظام» عنوان شده، اما بنا به گفته خانواده، مدارک موجود در پرونده تنها شامل یک تکه پارچه با شعار «زن، مقاومت، آزادی» و پیامی صوتی است که هرگز منتشر نشده است. در جامعهای که نوشتن یا گفتن از آزادی، جرم تلقی میشود، حتی این شواهد محدود میتواند بهانهای برای صدور حکم مرگ باشد. این وضعیت، نشاندهندهی فقدان بنیادیترین معیارهای عدالت است؛ جایی که دادگاه نه برای کشف حقیقت، بلکه برای تثبیت روایت قدرت برپا میشود.
روند بازداشت و محاکمهی زهرا شهباز طبری در واقع بخشی از الگوی تکراری سرکوب صداهای مستقل و منتقد است؛ الگویی که در سالهای اخیر با شدت بیشتری بر زنان، فعالان مدنی و روشنفکران سایه افکنده است. آنچه در این پرونده رخ داده، صرفاً یک حکم اعدام نیست؛ بلکه نمایش نگرانکنندهای از حذف مخالفان از طریق ابزار قانون است. اتهامزنیهای ساختگی، وکلای تحمیلی و دادگاههای چند دقیقهای، به بخشی از سازوکار سیستماتیک انکار عدالت در ایران تبدیل شدهاند.
در چنین ساختاری، واژهی «عدالت» از معنا تهی شده و به ابزاری سیاسی بدل گشته است. وقتی یک زن ۶۷ ساله با سابقه علمی و اجتماعی روشن به اتهامی مبهم چون «همکاری با گروههای مخالف» به مرگ محکوم میشود، پرسش بنیادین این است که نظام قضایی بر چه معیار و منطقی استوار است؟ به نظر میرسد هدف نه احقاق حق، بلکه ترساندن جامعه و خاموش کردن هر صدایی است که از حدود مجاز روایت رسمی فراتر رود.
بسته شدن دهانها، سانسور رسانهها و صدور احکام سنگین برای کسانی که تنها خواهان گفتوگو و آزادیاند، نشانهای از بحرانی عمیقتر است: بحران مشروعیت. حکومتی که از بیان و اندیشه هراس دارد، برای بقا به خشونت حقوقی پناه میبرد. اما تاریخ نشان داده است که این گونه احکام نه امنیت میآورد و نه سکوت پایدار؛ تنها خشم و اندوه را در حافظه جمعی مردم انباشته میکند.
زهرا شهباز طبری اکنون نه فقط یک متهم، بلکه نمادی از بیعدالتی ساختاری است. خانوادهاش هنوز امید به تجدیدنظر دارند و از جامعه جهانی برای فشار و پیگیری خواستهاند. اما فارغ از نتیجه حقوقی، حقیقت روشن است: در نظامی که حتی پرسش، جرم تلقی میشود، عدالت پیش از متهم، به دار آویخته شده است.
خبرگزاری هرانا | زهرا شهباز طبری، زندانی سیاسی اهل رشت، به اعدام محکوم شد – خبرگزاری هرانا



