سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۵:۱۴

چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵:۱۴

اطلاعیه شورای سردبیری کار – رونمایی سامانه کار بین‌المللی به زبان‌های دیگر…
سامانه کار بین‌المللی در چهار زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، و ایتالیایی منتشر میشود. به باور ما این تنها سایت سیاسی چپ ایرانی است که با چنین امکاناتی به زبانهای دیگر...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شورای سردبیری کار
نویسنده: شورای سردبیری کار
رنج انباشته
امروز بازماندگانِ جان‌ به لب‌رسیده، غمگین و خشمگین، با زخم‌ها و سوزش‌ دلشان، هنوز ایستاده‌اند؛ زخمی ولی جان سخت و با دل‌هایی رنجور، ترک‌هایی ژرف... با امیدی که از بس...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
نبردی که بهایش جان مردم بود
تاریخ ایران بارها نشان داده است که فاجعه فقط از دل استبداد حاکم زاده نمی‌شود؛ گاه از دل رهبری‌های منجی‌محور، شتاب‌زده و بی‌پاسخ‌گو در سوی مخالف نیز زاده می‌شود. همان‌گونه...
۱ بهمن, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بهروز ورزنده
نویسنده: بهروز ورزنده
*درها را بسته‌اند*
گردابِ دود / به چشمِ آسمان می‌رود؛ / و قفلِ کوچه‌های بن‌بست / شکسته می‌شود. / انتظارِ پُرهراس ِ امروز  ِ ما، / دیوار و دریایِ خون، / فردا / در...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
کتاب "زندگی عیسی" نقد مسیحیت بود.
اشتراوس میگفت نقد حقیقی دگم ها تاریخ آنان است و ریشه تاریخ دگم ها در تخیلات مسیحیان اولیه قرار داشت. در اسطوره سازی فرقه های مذهبی پیشین آگاهی علمی مدرن...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرام بختیاری
نویسنده: آرام بختیاری
فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت
دکتر مارتین لوترکینگ: با در نظر گرفتن چنین فعالیت‌هایی است که سخنان جان اف کندی فقید دوباره به ذهن ما خطور می‌کند. پنج سال پیش او گفت: "کسانی که انقلاب...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ
نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ
هیچ‌کس نمی‌تواند مردم را از دیکتاتوری نجات دهد، جز خود مردم.
شهناز قراگزلو: در دورانی که دموکراسی‌های معاصر زیر فشار پوپولیسم، اقتدارگرایی و بی‌اعتمادی به نهادهای نمایندگی قرار گرفته‌اند، بازخوانی مناقشهٔ تاریخی میان کارل اشمیت و هانس کلسن یادآور یک پرسش...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شهناز قراگزلو
نویسنده: شهناز قراگزلو

خشونت ساختاری علیه زنان در ایران از قانون تا فرهنگ و اقتصاد

گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): خشونت علیه زنان در ایران تنها زمانی به‌درستی فهمیده می‌شود که سه بُعد آن در کنار هم دیده شوند: قوانین نابرابر، فرهنگ کنترل‌گر و مردسالار، و اقتصادی که آزادی و استقلال زنان را محدود می‌کند. این سه لایه نه‌فقط خشونت را امکان‌پذیر می‌سازند، بلکه آن را بازتولید می‌کنند و تداومش را تضمین.

به‌بهانه‌ی «شانزده روز نارنجی» منع خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان در ایران پدیده‌ای ساده یا تک‌بعدی نیست. این خشونت محدود به رفتار فردی یا رویدادهای پراکنده نیست، بلکه در لایه‌های مختلفِ قانون، فرهنگ و ساختار اقتصادی ریشه دارد و همین ترکیب، آن را به شکلی سازمان‌یافته و گسترده بازتولید می‌کند. هرچند خشونت علیه زنان در بسیاری از کشورها دیده می‌شود، اما ویژگی‌های خاص نظام حقوقی و سیاسی ایران باعث شده خشونت ساختاری در این جامعه شکلی برجسته و فراگیر به خود بگیرد؛ خشونتی که هر روز بر آزادی، امنیت و کرامت زنان سایه می‌افکند.

خشونت ساختاری نخستین لایه‌ای است که باید در ایران دیده شود. زمانی که قانون خود به ابزار محدودسازی تبدیل می‌شود، خشونت دیگر فقط عمل یک فرد نیست، بلکه شبکه‌ای از مقررات و نهادها آن را تسهیل و تثبیت می‌کنند. زن ایرانی در حوزه‌های مختلف، از حق خروج از کشور تا حق حضانت، از حق انتخاب پوشش تا حق طلاق، با قوانینی روبه‌روست که تصمیم‌گیری او را به اجازه یا کنترل دیگری گره می‌زنند. این وابستگی قانونی، زنان را در برابر خشونت خانگی، تهدید، آزار و فشارهای خانوادگی بی‌دفاع می‌گذارد. موارد روزمره فراوان‌اند: زنی که برای شکایت از ضرب‌وجرح با جمله «مسئلهٔ خانوادگی‌ست» بازگردانده می‌شود؛ مادری که بدون رضایت همسر نمی‌تواند فرزندش را از خطر نجات دهد؛ دختر جوانی که حتی برای سفر علمی یا ورزشی نیازمند اجازه‌نامه است. چنین ساختاری خشونت را نه‌تنها ممکن، بلکه منطقی و «قانونی» جلوه می‌دهد. قانونی که کودک‌همسری را آسان می‌کند یا با قوانینی مانند «جوانی جمعیت» اختیار بارداری را از زنان می‌گیرد و آنها را در معرض خطر سقط‌های ناایمن قرار می‌دهد.

خشونت اجتماعی و فرهنگی لایه‌ای دیگر است که زندگی زنان ایران را شکل می‌دهد. فرهنگ مردسالارانه هنوز در بخش بزرگی از جامعه حضور قدرتمندی دارد؛ فرهنگی که کنترل بدن، پوشش، صدای زن و آزادی حرکت او را امری مجاز و حتی «وظیفه اخلاقی» می‌داند. آزار خیابانی برای بسیاری از زنان تجربه‌ای روزانه است، اما ترس از سرزنش یا برچسب‌زنی اجازهٔ گزارش‌کردن را از آنان می‌گیرد. در محیط خانواده نیز پدرسالاری در قالب‌هایی چون محدود کردن روابط، کنترل تلفن و تردد، و «ناموس‌داری» بازتولید می‌شود؛ رفتارهایی که نه به‌عنوان خشونت، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از غیرت و مراقبت تعبیر می‌گردند. در فرهنگی که در آن دختری پس از تعرض یا تجاوز بیش از آن‌که نگران سلامت و حمایت باشد، دغدغه‌ی «آبرو» دارد، یا زنی که خشونت را برنمی‌تابد «بی‌تحمل» خوانده می‌شود، خشونت تنها یک عمل نیست؛ بلکه ساختاری‌ست که در لایه‌های عمیق زندگی روزمره رسوب کرده و طبیعی‌سازی شده است. در مقایسه، اعتراض‌های مدنی برخی کشورها توانسته‌اند نگاه عمومی را نسبت به خشونت تغییر دهند، اما در ایران زن حتی در تلاش برای اعتراض، دوباره با همان ساختارهای محدودکننده مواجه می‌شود.

اقتصاد نیز یکی از بزرگ‌ترین موانع رهایی زنان از خشونت در ایران است. وابستگی مالی، دستمزد کمتر، نرخ بالاتر بیکاری زنان، تبعیض در استخدام و نبود حمایت اجتماعی کافی باعث می‌شود بسیاری از زنان امکان ترک رابطهٔ خشونت‌بار را نداشته باشند. زنانی که درآمد مستقل ندارند یا از ترس بی‌خانمانی و فشار مالی ناچارند خشونت را تحمل کنند، تنها قربانی فرد خشونت‌گر نیستند، بلکه قربانی نظامی‌اند که فرصت اقتصادی برابر برای آنان فراهم نمی‌کند. زنان کارگر، زنان سرپرست خانوار، پرستاران خانگی، زنان مهاجر و دخترانی که به مشاغل غیررسمی وابسته‌اند، هر روز با آزار کلامی، جنسی و استثماری مواجه می‌شوند اما سکوت می‌کنند، زیرا از دست دادن شغل برایشان مساوی‌ست با سقوط اقتصادی. تبعیض در حق ارث و حقوق پس از طلاق نیز زنان را بیشتر در چرخهٔ وابستگی نگه می‌دارد.

فقر اما لایهٔ دیگری از خشونت ساختاری است که نه‌به‌عنوان «علت مستقیم»، بلکه به‌عنوان عاملی که ریسک خشونت را افزایش می‌دهد عمل می‌کند. فقر خودش خشونت تولید نمی‌کند، بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد هرگز خشونت نمی‌کنند، اما فشار روانی ناشی از ناامنی اقتصادی، بیکاری، شرایط مسکن نامناسب و نبود خدمات حمایتی، شرایطی ایجاد می‌کند که در آن خشونت آسان‌تر بروز می‌یابد و زنان امکان کمتری برای دفاع از خود دارند. خشونت در همهٔ طبقات اجتماعی وجود دارد، اما در طبقات مرفه پنهان‌تر است و زنان منابع بیشتری برای خروج از رابطهٔ خشونت‌بار دارند. در ایران، زنان طبقهٔ کارگر و کم‌درآمد بیشترین آسیب را تجربه می‌کنند، زیرا ترکیب فقر گسترده، تبعیض قانونی و ضعف سیستم‌های حمایتی عملاً راه‌های خروج را می‌بندد: زن کارگری که از خانه خارج شود بی‌پشتوانه می‌ماند، دختران در مناطق محروم بیشتر در معرض کودک‌همسری‌اند، و زنان کارگر خانگی یا مهاجر تقریباً هیچ پوشش قانونی ندارند. در چنین وضعیتی، فقر چرخه‌ای می‌سازد که در آن خشونت و محرومیت یکدیگر را بازتولید می‌کنند و زنان در پایین‌ترین لایه‌های اجتماعی بیشترین بهای این چرخه را می‌پردازند.

خشونت علیه زنان در ایران تنها زمانی به‌درستی فهمیده می‌شود که سه بُعد آن در کنار هم دیده شوند: قوانین نابرابر، فرهنگ کنترل‌گر و مردسالار، و اقتصادی که آزادی و استقلال زنان را محدود می‌کند. این سه لایه نه‌فقط خشونت را امکان‌پذیر می‌سازند، بلکه آن را بازتولید می‌کنند و تداومش را تضمین. تجربهٔ کشورهایی که با فشار اجتماعی توانسته‌اند خشونت را به مسئله‌ای ملی بدل کنند نشان می‌دهد که تغییر ممکن است؛ اما در ایران، تا زمانی که قانون، فرهنگ و اقتصاد به‌صورت هماهنگ اصلاح نشوند، زنان همچنان در چرخه‌ای از خشونت ساختاری و سازمان‌یافته گرفتار خواهند ماند. تمرکز بر تجربهٔ زنان ایران روشن می‌کند که مبارزه با خشونت با تغییر رفتار فردی آغاز می‌شود، اما تنها با بازسازیِ عمیقِ ساختارهایی که زندگی زنان را شکل می‌دهند به نتیجه می‌رسد.

تاریخ انتشار : ۵ آذر, ۱۴۰۴ ۲:۳۴ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

تجاوزگری و مداخله‌جویی آمریکا، اسراییل و غرب دشمنی با مردم با هدف تضعیف و تجزیهٔ ایران است!

ایران نه میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهن‌دوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئه‌های بی‌ثبات‌ساز تلفیقی بیگانگان و تمامیت‌خواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اطلاعیه شورای سردبیری کار – رونمایی سامانه کار بین‌المللی به زبان‌های دیگر…

رنج انباشته

نبردی که بهایش جان مردم بود

*درها را بسته‌اند*

کتاب “زندگی عیسی” نقد مسیحیت بود.

فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت