سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ تیر, ۱۴۰۵ ۰۷:۳۳

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۳

شاملو؛ صدایی ماندگار در صدمین سال تولد

شهناز قراگزلو: احمد شاملو در صدمین سالگرد تولدش همچنان نماد روشنفکری و مسئولیت اجتماعی است؛ شاعری که زبان را از احساس فردی به میدان پرسشگری جمعی کشاند و کلمه را سلاحی علیه سکوت و تحقیر ساخت. در جهان او، آزادی با نان و کرامت پیوند دارد و شعر میدان ایستادگی است. حتی در تاریکی، امیدی آگاهانه باقی می‌ماند؛ همان‌جا که هشدار می‌دهد: «انسان، دشواریِ وظیفه‌ست…».
Getting your Trinity Audio player ready...

احمد شاملو یکی از برجسته‌ترین چهره‌های روشنفکری و ادبیات معاصر ایران است؛ شاعری که نقش او فراتر از شعر، به حوزه‌ی اندیشه، فرهنگ و مسئولیت اجتماعی گسترش می‌یابد. او از جمله شاعرانی است که زبان را به ابزار آگاهی بدل کرد و شعر را از محدوده‌ی احساس فردی به میدان پرسشگری جمعی کشاند؛ زبانی که به تعبیر خودش «برای گفتنِ آن‌چه گفتنش ممنوع است» به کار می‌آید. در کارنامه‌ی شاملو، شعر همواره با تعهد همراه است؛ تعهدی نه شعاری و مقطعی، بلکه ریشه‌دار در کرامت انسان، حق آزادی و ایستادگی در برابر تحقیر.

همان‌جا که در شعر «آستانه» هشدار می‌دهد: «انسان، دشواریِ وظیفه‌ست. باید ایستاد و فرود آمد بر آستانه‌ی دری که کوبه ندارد.» این یادآوری، جوهره‌ی نگاه شاملو را آشکار می‌کند: انسان بودن نه امتیاز، بلکه مسئولیتی دشوار است؛ مسئولیتی که جز با ایستادن و تن ندادن به خاموشی تحقق نمی‌یابد.

در جهان فکری او، زبان نه برای تزئین واقعیت، بلکه برای افشا و یادآوری به کار می‌رود. شاملو به‌خوبی دریافته بود که در روزگار سلطه و سرکوب، حتی نام بردن از حقیقت نیز می‌تواند کنشی سیاسی و رهایی‌بخش باشد. از همین رو، شعر او اغلب لحنی خطابی، هشداردهنده و بیدارگر دارد؛ لحنی که وجدان جمعی را مخاطب قرار می‌دهد و با سکوت سازگار نیست. آنجا که می‌نویسد «در این بن‌بستِ بی‌چاره‌کننده / چاره‌ای جز صدا نیست»، شعر به‌روشنی از مرز بیان احساس شخصی عبور می‌کند و به اعلام موضعی آگاهانه در برابر انسداد و خاموشی تحمیل‌شده بدل می‌شود.

مرکز ثقل اندیشه‌ی شاملو، انسان است؛ انسانی که پیش از هر چیز حق دارد تحقیر نشود. انسانی که «به نان محتاج است و به آزادی» و بدون هر یک، ناقص و آسیب‌دیده باقی می‌ماند. آزادی در شعر او مفهومی انتزاعی یا صرفاً سیاسی نیست، بلکه با نان، عشق، کرامت و امکان زیستن شرافتمندانه پیوند دارد. او آزادی را از آسمان‌های انتزاعی به زمین می‌آورد و آن را در زیست روزمره‌ی انسان جست‌وجو می‌کند؛ آنجا که هشدار می‌دهد «آزادی را / در خالیِ دستِ گرسنگان / نمی‌توان یافت» و نشان می‌دهد بی‌عدالتی، هر سخنی از آزادی را تهی و بی‌پشتوانه می‌کند.

در همین مسیر است که شاملو از «من» شاعرانه عبور می‌کند و به زبان جمع می‌رسد. عبارت «من درد مشترکم، / مرا فریاد کن» نه بیان احساس فردی، بلکه صورت‌بندی رنجی تاریخی است؛ رنج مردمانی که در «شبِ بی‌پایان» گرفتارند، اما هنوز صدا را وانگذاشته‌اند. برای شاملو، شاعر اگر سکوت کند، به بخشی از تاریکی بدل می‌شود و عقب‌نشینی روشنفکر، چیزی جز واگذاری زبان به قدرت نیست. از این‌رو شعر برای او نه پناهگاهی امن، بلکه میدان مسئولیت است؛ جایی که کلمه باید بایستد، حتی اگر هزینه‌اش سنگین باشد.

با این‌همه، جهان شعری شاملو یکسره تیره و خشم‌آلود نیست. حتی در تاریک‌ترین لحظات، امیدی سخت‌جان و آگاهانه در کلام او باقی می‌ماند؛ امیدی که از انکار واقعیت نمی‌آید، بلکه درست از دل شناخت بی‌رحمانه‌ی آن برمی‌خیزد. وقتی می‌گوید «نه، نومید مردم را معادی مقدر نیست»، وعده‌ی نجاتی آسمانی نمی‌دهد، بلکه بر اخلاق مقاومت دست می‌گذارد؛ بر این باور که انسان، حتی در شکست، می‌تواند نایستد و تسلیم نشود.

این امید آگاهانه با عنصر محوری دیگری در اندیشه‌ی شاملو پیوند می‌خورد: پافشاری بر «دیدن». دیدنی که با حیرت همراه است و آغاز آگاهی به‌شمار می‌آید. یادآوری او که «زمین / از این گونه حقارت‌بار نمی‌مانْد / اگر آدمی / به هنگام / دیده‌ی حیرت می‌گشود»، هشداری است علیه عادت‌کردن به تحقیر، ستم و زوال. این حیرت، نه سرگشتگی، بلکه شکستن بداهتِ وضع موجود و آغاز پرسش است؛ لحظه‌ای که انسان دیگر آن‌چه هست را طبیعی و تغییرناپذیر نمی‌پذیرد.

از این منظر، احمد شاملو پیش از آن‌که نامی بزرگ در تاریخ شعر معاصر باشد، یک «وضعیت» است؛ وضعیتی از ایستادن، دیدن و تن ندادن. بازگشت به شعر و گفتار او، مواجهه با انسانی است که زبان را نه برای زیبایی، بلکه برای مسئولیت برگزیده است. او نشان داد که کلمه می‌تواند هم پناه باشد و هم سلاح؛ و آن‌که راه دوم را انتخاب می‌کند، ناگزیر باید بهایش را نیز بپردازد.

شاملو شاعر رنج بود، اما هرگز ستایشگر رنج نشد. او درد را با تمام عریانی‌اش می‌دید، اما در آن متوقف نمی‌ماند. تفاوت او با بسیاری از شاعران اجتماعی در همین‌جاست: شاملو از زخم، افق می‌ساخت. در شعرش همواره نوعی خطاب حضور دارد؛ گویی انسانی را، جمعی را یا آینده‌ای را صدا می‌زند. حتی آن‌گاه که از شکست سخن می‌گوید، لحنش لحن تسلیم نیست، بلکه لحن شهادت دادن است؛ شهادت به آن‌چه رخ داده و آن‌چه نباید عادی شود.

شاملو بیش از هر چیز تمرین «بی‌عافیت‌طلبی» است. او می‌توانست سکوت کند، می‌توانست کنار بکشد و شاعرِ صرف بماند، اما نخواست. همین نخواستن است که او را زنده نگه داشته است. شاملو دریافته بود که روشنفکر اگر هزینه ندهد، صرفاً مفسر وضع موجود است، نه منتقد آن. شاید به همین دلیل است که صدای او هنوز، پس از این همه سال، آزاردهنده و بیدارکننده است؛ زیرا پرسش‌هایی که طرح کرد، همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند.

اهمیت احمد شاملو نه در بی‌خطا بودن یا یکدستی فکری او، بلکه در پایداری‌اش بر پرسشگری و مسئولیت معنا می‌یابد. او نماد نوعی روشنفکری است که با همه‌ی پیچیدگی‌ها و تناقض‌ها، از زبان به‌عنوان ابزار کنش دست نمی‌کشد. بازخوانی شاملو در صدمین سالگرد تولدش، بازگشت به این پرسش بنیادین است که شعر در زمانه‌ی بحران چه می‌تواند بکند: خاموش بماند، یا همچنان، هرچند زخمی و تنها، «صدا» باشد و در برابر فراموشی، تحقیر و تسلیم بایستد

تاریخ انتشار : ۲۲ آذر, ۱۴۰۴ ۲:۱۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…