سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۰۵

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵

صورت‌بندی بحران، نیروهای پنهان و پیدای صحنه‌ی سیاسی ایران

ایران امروز در تقاطع دو فشار قرار گرفته است: فشار از بیرون که کشور را در وضعیت تدافعی نگاه می‌دارد، و فشار از درون که خواهان بازنگری‌های جدی در ساختارهای حقوقی، اقتصادی و سیاسی است. آینده ایران وابسته به این است که چگونه میان این دو نیرو تعادل ایجاد شود.

ایران امروز در وضعیتی قرار دارد که می‌توان آن را برآیند دهه‌ها انباشت بحران، مقاومت اجتماعی، و تکرار سیاست‌های ناکارآمد دانست. جامعه‌ای که در سطح زندگی روزمره با فشار اقتصادی، فرسایش امید و انسداد افق‌های توسعه مواجه است، در عمق خود حامل انرژی عظیمی برای تغییرات مدنی و فرهنگی شده است. تناقض میان جامعه‌ای که با سرعت در حال تحول است و ساختارهایی که در برابر تغییر مقاومت می‌کنند، اکنون به نقطه‌ای رسیده که دیگر نادیده‌گرفتن آن نه ممکن است و نه کارآمد. به‌ویژه نسل جدیدی که در سال‌های اخیر به شکل پیاپی نشان داده است که تغییر را نه در آشوب، بلکه در استمرار مقاومت مدنی، در بازتعریف رابطه فرد با دولت، و در بازپس‌گیری حقوق اجتماعی جستجو می‌کند. در چنین فضایی، مطالعه روندهای کنونی ایران نه با داوری‌های شتاب‌زده، بلکه با تحلیل دقیق نیروهایی که جامعه را شکل می‌دهند، اهمیت بیشتری یافته است.

در میان همه عرصه‌ها، مسئله زنان جایگاهی تعیین‌کننده دارد. قوانینی که بر بدن، پوشش، آزادی، و حتی هویت اجتماعی زنان تسلط دارد، امروز دیگر صرفاً یک موضوع حقوقی نیست، بلکه نشانه‌ای از رابطه جامعه و قدرت است. حجاب اجباری از یک قانون ظاهراً فرهنگی به اصلی‌ترین میدان مناقشه بر سر اختیار، آزادی و حق تعیین‌سرنوشت فردی تبدیل شده است. نافرمانی‌های مدنی هرروزه در این زمینه نه اقدامی پراکنده، بلکه نشانه‌ای از شکاف عمیق میان زیست واقعی جامعه و منطق سیاست رسمی است. مسئله‌ای مانند مهریه، که زمانی با نیت حمایت از زنان ایجاد شده بود، اکنون تبدیل به ساختاری فرسوده و ناکارآمد شده است که نه تنها عدالت ایجاد نمی‌کند، بلکه بحران‌های جدید می‌سازد. زن ایرانی، چه در عرصه خانواده و چه در عرصه عمومی، دیگر آماده پذیرش نقش‌های تحمیلی نیست. حرکت‌های مدنی زنان، که در سال‌های اخیر پیوسته و بی‌وقفه ادامه داشته، نشان می‌دهد که آنان یکی از نیروهای اصلی شکل‌دهنده آینده ایران‌اند؛ نیرویی که نه نامرئی است و نه حذف‌کردنی.

در عین حال، فهم این تحولات بدون توجه به رابطه پیچیده و چندلایه جامعه و قدرت ناقص خواهد بود. این رابطه، برخلاف برخی تصورها، یک دوگانه خط‌کشی‌شده و ایستا نیست. طیف‌هایی از نیروهای سیاسی فعال در جامعه و همچنین بخش‌هایی در درون و پیرامون حاکمیت، هر یک به‌گونه‌ای با گفتمان ضرورت تغییر همراهند؛ هرچند با دامنه‌ها و تفسیرهای متفاوت. همین وجود شکاف‌ها، اختلاف‌نظرها و گشودگی‌های محدود اما واقعی در ساختار قدرت، نشان می‌دهد که مسیر تحول در ایران نه صرفاً از جامعه و نه صرفاً از قدرت می‌گذرد، بلکه از تعامل و شکل‌گیری تعادل تازه‌ای میان این دو قلمرو عبور می‌کند. هر نوع تغییر مسالمت‌آمیز و پایدار، تنها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که این رابطه نو بازسازی شود و امکان مشارکت و گفت‌وگو میان نیروهای اجتماعی و بخش‌هایی از ساختار رسمی فراهم گردد.

اما تحلیل وضعیت زنان بدون توجه به ساختار کلان کشور ناقص خواهد بود. سیاست‌های اقتصادی نادرست، فساد ساختاری، ناکارآمدی در تصمیم‌گیری و عدم شفافیت، چنان ریشه‌دار شده‌اند که هرگونه اصلاح را با دشواری مواجه کرده‌اند. اقتصاد ایران سال‌هاست به جای توسعه پایدار، در چرخه‌ای از تحریم، تورم، کاهش ارزش پول، و بحران اعتماد دست‌وپا می‌زند. اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران واقعیتی انکارناپذیر است، اما واقعیتی هم‌سنگ آن این است که بسیاری از نقاط ضعف اقتصادی کشور، پیش از فشارهای خارجی و مستقل از آنها، در ساختار حکمرانی ریشه داشته‌اند. اقتصادی که بیش از حد بر درآمدهای نفتی تکیه کند، در برابر کوچک‌ترین تکانه جهانی آسیب‌پذیر می‌شود. چنین ساختاری، به‌ویژه وقتی با توزیع ناعادلانه منابع، فساد سیستماتیک و نبود نظارت کارآمد ترکیب شود، ناگزیر به سمت بحران‌های پی‌درپی حرکت می‌کند.

در سوی دیگر، فشارهای جهانی بر ایران نه فقط اقتصادی، بلکه سیاسی و ژئوپولیتیک نیز بوده است. استراتژی مهار ایران، سیاست فشار حداکثری، تحریم‌های چندلایه، و اقدامات خصمانه برخی قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، ایران را به موقعیتی سوق داده که در آن امنیتی‌سازی و نگاه تدافعی در سیاست داخلی و خارجی شدت یافته است. این وضعیت، فضای داخلی را محدود و امکان گفت‌وگوی سازنده را کم‌رنگ کرده است. در حالت طبیعی، سیاست خارجی خردمندانه بر پایه تعامل، تنش‌زدایی و اولویت‌دادن به منافع مردم شکل می‌گیرد؛ اما وقتی کشوری در معرض تهدید مستمر قرار می‌گیرد، اغلب به سمت واکنش‌های سخت‌گیرانه و کم‌انعطاف سوق داده می‌شود. آنچه شرایط را پیچیده‌تر کرده، نبود مشارکت واقعی نیروهای اجتماعی در تعیین مسیر سیاست خارجی است. جامعه‌ای که از تصمیم‌گیری‌های کلان کنار گذاشته شود، ناگزیر هزینه‌هایی را می‌پذیرد که در شکل‌گیری آن نقشی نداشته است.

در همین بستر است که مبارزات مدنی مردم ایران معنای تازه‌ای یافته است. این مبارزات، برخلاف برخی روایت‌ها، نه حرکتی احساسی و لحظه‌ای، بلکه نتیجه تجربه تاریخی جامعه است؛ تجربه‌ای که به‌تدریج آموخته است تغییر پایدار از مسیر خشونت نمی‌گذرد، بلکه از مسیر فشار مدنی، اخلاقی و پیگیر شکل می‌گیرد. اعتراضات آرام، کنش‌های نمادین، کمپین‌های اجتماعی، مطالبه‌گری در فضای عمومی، مقاومت فرهنگی و نافرمانی مدنی در موضوعاتی مانند حجاب، حقوق زنان، مدیریت شهری، محیط‌زیست و عدالت اجتماعی، همه نشانه‌های بلوغ جامعه ایران‌اند. این جامعه آموخته است که قدرت حقیقی نه در تخریب، بلکه در سازمان‌یافتگی و استمرار است.

ایران امروز در تقاطع دو فشار قرار گرفته است: فشار از بیرون که کشور را در وضعیت تدافعی نگاه می‌دارد، و فشار از درون که خواهان بازنگری‌های جدی در ساختارهای حقوقی، اقتصادی و سیاسی است. آینده ایران وابسته به این است که چگونه میان این دو نیرو تعادل ایجاد شود. نه می‌توان نقش مخرب تحریم‌ها و فشارهای امپریالیستی را نادیده گرفت، و نه می‌توان کاستی‌های داخلی را پشت این فشارها پنهان کرد. اصلاح واقعی، مستلزم پذیرش سهم هر دو عامل است. جامعه ایران نیروی تغییر را در خود انباشته کرده است؛ نیرویی که اگر شناخته و محترم شمرده شود، می‌تواند کشور را از مسیر فرسودگی به مسیر بازسازی ببرد. اما اگر این نیرو نادیده گرفته شود، بحران انباشته رو به ژرف‌تر شدن خواهد رفت.

تحلیل وضعیت کنونی ایران، در نهایت من را به این جمع‌بندی می‌رساند که کشور برای عبور از بحران، به شفافیت، بازنگری حقوقی، احترام به آزادی‌های مدنی، اصلاحات ساختاری اقتصادی، و سیاست خارجی متناسب با منافع مردم نیاز دارد. جامعه ایران ـ با وجود سختی‌ها ـ زنده، فعال و امیدوار است؛ نسلی در حال شکل‌گیری است که نابرابری حقوقی را نمی‌پذیرد، اقتدار یک‌سویه را به چالش می‌کشد، و خواهان زندگی در کشوری است که آزادی و کرامت انسانی در آن بدیهی باشد. این نیرو، اگر با آگاهی و سازمان‌یافتگی پیش رود، قادر است راهی تازه برای آینده ایران ترسیم کند؛ راهی نه برآمده از خشونت، بلکه برخاسته از آگاهی، پایداری و ایمان به امکان ساختن فردایی انسانی‌تر.

 

مهرزاد وطن‌آبادی

تاریخ انتشار : ۲۳ آذر, ۱۴۰۴ ۷:۵۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*

در راستای سامان‌یابی طبقۀ کارگر ایران!

آن روزهای ماه