اعتراضات اخیر بازاریان و خردهکسبه ایران را باید در چارچوب بحران عمیق و مزمن اقتصادی کشور و در پیوند با مجموعهای از فشارهای داخلی و خارجی تحلیل کرد. این اعتراضات، برخلاف برخی روایتسازیهای رسانهای جریانهای سیاسی خارجنشین، ماهیتی اساساً صنفی و معیشتی دارد و برآمده از تجربه زیسته فعالان اقتصادی خرد است؛ کسانی که مستقیماً با پیامدهای بیثباتی اقتصادی، رکود بازار و کاهش قدرت خرید جامعه مواجهاند.
مطالبات اصلی معترضان حول محورهایی چون بیثباتی مزمن نرخ ارز و دشواری قیمتگذاری، افزایش فشارهای مالیاتی و هزینههای جانبی کسبوکار، کاهش شدید تقاضای مردمی، اختلال در زنجیره تأمین و فقدان چشمانداز روشن اقتصادی شکل گرفته است. این مشکلات نه صرفاً حاصل ناکارآمدیهای داخلی، بلکه در پیوندی پیچیده با فشارهای فزاینده خارجی، بهویژه تحریمهای آمریکا، تهدیدهای مستمر اسرائیل علیه ایران و فضای ناامنساز منطقهای قرار دارد؛ فشارهایی که بهطور مستقیم بر بازار ارز، سرمایهگذاری، تجارت خارجی و ثبات روانی اقتصاد کشور اثر میگذارند.
در ماههای اخیر، تشدید سیاستهای تقابلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران ـ از تحریمهای مالی و بانکی گرفته تا تهدیدهای امنیتی و نظامی ـ به افزایش نااطمینانی در اقتصاد و تشدید نوسانات بازار انجامیده است. پیامد طبیعی این وضعیت، انتقال فشار به لایههای میانی و خرد اقتصاد، از جمله بازاریان و خردهکسبه، بوده است؛ گروههایی که نه ابزارهای پوشش ریسک در اختیار دارند و نه از حمایتهای مؤثر برخوردارند. اعتراضات اخیر، در این معنا، واکنشی عقلانی به انسداد اقتصادی و ناامنی معیشتی است، نه تبلور پروژهای سیاسی یا براندازانه.
با این حال، همزمان با گسترش این اعتراضات صنفی، جریانهای سلطنتطلب خارجنشین ـ که سالهاست فاقد پایگاه اجتماعی مؤثر در داخل کشورند ـ بار دیگر کوشیدند با رویکردی فرصتطلبانه، این حرکت مطالبهمحور را به سود پروژه سیاسی خود مصادره کنند. در این میان، رضا پهلوی، بهعنوان چهره نمادین این جریان، بار دیگر نشان داد که نه درک روشنی از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی ایران دارد و نه از حداقلی از سواد سیاسی لازم برای تحلیل اعتراضات صنفی برخوردار است. مواضع شتابزده، کلیگویانه و رسانهپسند او، بیش از آنکه واجد وزن سیاسی باشد، بیانگر گسست عمیق این جریان از متن جامعه ایران است.
این تلاشها عمدتاً از طریق پیامها و فراخوانهای جهتدار، بزرگنمایی رسانهای و القای شعارهای سیاسی نامرتبط با مطالبات واقعی بازاریان صورت گرفت؛ اقداماتی که نهتنها کمکی به تقویت اعتراضات نمیکند، بلکه عملاً بر بیاهمیتی عملی نقش رضا پهلوی و جریان متبوع او در تحولات واقعی داخل کشور مهر تأیید میزند. واقعیت آن است که حرکات تبلیغاتی این جریان، بهدلیل فقدان پشتوانه اجتماعی و ناتوانی در ارائه برنامهای اقتصادی یا سیاسی قابل اتکا، تأثیری واقعی بر روند اعتراضات ندارد.
نکته قابل تأمل آن است که این جریانها، بدون پرداخت هیچ هزینهای از درون جامعه و بیاعتنا به شرایط واقعی معترضان، میکوشند اعتراضات صنفی را به مسیری سوق دهند که نتیجهای جز امنیتیسازی فضا، تشدید سرکوب و افزایش هزینه برای کنشگران واقعی ندارد. تجربههای پیشین نشان داده است که هرگاه اعتراضات معیشتی و مطالبهمحور به زمین رقابتهای سیاسی خارجنشین ـ بهویژه پروژههای فرسودهای چون سلطنتطلبی ـ کشانده شده، نخستین قربانی آن، خودِ معترضان و مطالبات مشروع آنان بودهاند.
در برابر این روند، رفتار بازاریان و خردهکسبه در حفظ چارچوب صنفی اعتراضات، نشانهای از عقلانیت اجتماعی و درک دقیق از موازنه قواست. تأکید آنان بر مطالبات مشخص اقتصادی و پرهیز از پیوند زدن اعتراضات به پروژههای سیاسی بیپشتوانه، نشان میدهد که این حرکت بیش و پیش از هر چیز، تلاشی برای بقا، ثبات و امکان برنامهریزی حداقلی در شرایط بحرانی است؛ امری که دقیقاً در نقطه مقابل رویکردهای سطحی و فاقد عمق سیاسی چهرههایی چون رضا پهلوی قرار دارد.
تحریک معترضان به عبور از مطالبات اقتصادی و ورود به زمین پروژههای سیاسی خارجنشین، نهتنها کمکی به کاهش فشارهای معیشتی نمیکند، بلکه عملاً به تضعیف اعتراضات و بیاعتبارسازی خواستههای صنفی میانجامد. این امر در شرایطی رخ میدهد که اقتصاد ایران همزمان زیر فشار تحریمها، تهدیدهای خارجی آمریکا و اسرائیل و بحرانهای انباشته داخلی قرار دارد و هرگونه امنیتیسازی اعتراضات صنفی، تنها به تشدید این فشارها منجر خواهد شد.اعتراضات مطالبهمحور زمانی میتوانند به نتایج ملموس برسند که استقلال خود را حفظ کنند؛ مستقل از پروژههای ایدئولوژیک، مستقل از جریانهای فرصتطلب خارجنشین و متمرکز بر مطالبات روشن، قابل سنجش و پیگیریپذیر باقی بمانند. مصادره این اعتراضات به نام گفتمانهایی چون سلطنتطلبی و برجستهسازی چهرهای فاقد وزن سیاسی واقعی، نه نشانه دلسوزی برای معیشت مردم، بلکه جلوهای از ابزارانگاری رنجهای اقتصادی جامعه در خدمت پروژههای سیاسی شکستخورده است.
در پایان باید تأکید کرد که اعتراضات اخیر بازاریان (از ۷ دی ۱۴۰۴)، اگرچه بیانگر فشار فزاینده بر نیروی خرد کسبه و تحتفشار است، اما نباید اجازه داد به بستری برای بازتولید نسخههای آزموده و ناکام گذشته تبدیل شود. دفاع از استقلال اعتراضات صنفی، بیاعتنایی به مانورهای کماثر چهرههایی چون رضا پهلوی، محکومکردن مداخلات فرصتطلبانه نیروهای خارجنشین، و همزمان افشای نقش فشارهای خارجی آمریکا و اسرائیل در تعمیق بحران اقتصادی، بخشی از دفاع از عقلانیت اجتماعی و صیانت از مطالبات واقعی مردم است؛ مطالباتی که نباید قربانی بازیهای سیاسی بیپشتوانه شوند.
مهرزاد وطن آبادی



