ایران امروز صحنه تلاقی دو واقعیت همزمان است: از یکسو اعتراضات گسترده مردمی که ریشه در فشارهای اقتصادی، تبعیضهای ساختاری، فساد، ناکارآمدی مدیریتی و انسداد مسیرهای اصلاح دارد؛ و از سوی دیگر، تلاش سازمانیافته نیروهایی که میکوشند این اعتراضات را از مسیر مدنی خارج کرده و به ابزار پروژههای سیاسی خارجی و فروپاشی ملی تبدیل کنند. تفکیک دقیق این دو، شرط نخست هر تحلیل مسئولانه است.
اعتراض مردم ایران مشروع است. این اعتراض، محصول فقر، ناامنی شغلی، سقوط امید اجتماعی و احساس نادیدهگرفتهشدن است. مردمی که به خیابان میآیند، نه مزدورند و نه ابزار بیگانه؛ بلکه شهروندانی هستند که حق دارند از وضعیت موجود ناراضی باشند و برای تغییر آن تلاش کنند. اما همین اعتراض، زمانی که به خشونت کور، تخریب بیهدف و آشوب هدایت شود، دیگر در خدمت مردم نخواهد بود، بلکه به سود نیروهایی تمام میشود که از بیثباتی ایران ارتزاق میکنند.
در رأس این نیروها، دولت ایالات متحده آمریکا قرار دارد؛ کشوری که کارنامهاش در ایران و منطقه، هیچ نسبتی با آزادی، حقوق بشر و دموکراسی ندارد. آمریکا همان قدرتی است که کودتای ۲۸ مرداد را علیه دولت ملی ایران سازمان داد، از دیکتاتوری پهلوی حمایت کرد، جنگ عراق علیه ایران را پشتیبانی نمود، تحریمهای فلجکننده را علیه مردم اعمال کرد و امروز نیز آشکارا از تضعیف و فروپاشی ایران بهعنوان یک هدف ژئوپلیتیک سخن میگوید. آمریکا نه دوست مردم ایران است و نه هرگز بوده است. سیاست آمریکا نسبت به ایران همواره بر پایه فشار، تحقیر، مهار و سلطه شکل گرفته، نه بر پایه احترام به حق تعیین سرنوشت ملت.
از این رو، دعوت از آمریکا برای «کمک به مردم ایران»، نه یک خطای ساده سیاسی، بلکه یک خیانت تاریخی به منافع ملی است. هرکس که دست یاری به سوی واشنگتن دراز میکند، آگاهانه یا ناآگاهانه، مردم ایران را به همان قدرتی میسپارد که تحریمهایش میلیونها ایرانی را فقیرتر، بیمارتر و بیپناهتر کرده است. تجربه عراق، لیبی، افغانستان و سوریه به روشنی نشان داده است که مداخله آمریکا هرگز به آزادی منتهی نشده، بلکه به ویرانی، تجزیه، جنگ داخلی و نابودی زیرساختهای انسانی انجامیده است. کسانی که هنوز به این قدرت خونآلود امید بستهاند، یا تاریخ نمیدانند، یا آگاهانه در حال فریب افکار عمومیاند.
جریانهای برانداز و گذارطلبی که سیاست خود را بر محور حمایت آمریکا، اروپا و لابیهای صهیونیستی تنظیم کردهاند، عملاً از جایگاه اپوزیسیون ملی خارج شدهاند. این نیروها به جای اتکا به مردم، به سفارتخانهها و اتاقهای فکر خارجی تکیه دارند. آنان به جای تقویت مبارزه مدنی درونزا، نسخههای تحریمی، فشار خارجی و حتی مداخله نظامی را بهعنوان «راه نجات» تبلیغ میکنند. چنین جریانی نه راهحل است و نه آلترناتیو؛ بلکه بخشی از بحران است. این نیروها نمیخواهند ایران اصلاح شود، بلکه میخواهند ایران تضعیف شود تا زمینه نفوذ و مدیریت خارجی فراهم گردد.
در همین چارچوب، نامهنگاری به رئیسجمهور آمریکا و درخواست اقدام علیه جمهوری اسلامی، حتی اگر با شعار حمایت از معترضان انجام شود، در واقع مشروعیتبخشی به همان قدرتی است که بزرگترین دشمن معیشت مردم ایران بوده است. تحریم، جنگ و فشار خارجی هیچگاه ابزار نجات ملتها نبودهاند. این ابزارها تنها دولتها را سرسختتر و ملتها را فقیرتر و فرسودهتر کردهاند.
همزمان، پروژههای قومگرایانه و تجزیهطلبانه نیز در امتداد همین سیاستها عمل میکنند. برخی جریانهای کرد، بلوچ، عرب و دیگر گروههای قومی، با پیوند خوردن به شبکههای منطقهای و بینالمللی، مطالبات واقعی مردم این مناطق را به ابزار گسست ملی تبدیل کردهاند. این مسیر نه به عدالت میرسد و نه به آزادی؛ بلکه ایران را به سوی سناریوهای خطرناک بالکانیزه شدن سوق میدهد. هیچ ملتی در منطقه با تجزیه به رفاه، امنیت و دموکراسی نرسیده است.
با این همه، نقد قاطع آمریکا و پروژههای وابسته، به معنای چشم بستن بر مسئولیت حاکمیت نیست. حاکمیت باید بداند که اعتراض امروز نتیجه سالها انباشت نارضایتی است. بیتوجهی به مطالبات مردم، پاسخهای امنیتی، و فقدان اصلاحات واقعی، کشور را در مسیر فرسایش اجتماعی قرار داده است. اگر راه گفتوگو، اصلاح و مشارکت بسته بماند، میدان برای افراط، آشوب و مداخله خارجی بازتر میشود.
ایران در برابر یک دوگانه تاریخی ایستاده است: یا مسیر اصلاحات عمیق، عقلانی و مبتنی بر خواست مردم را میپذیرد، یا ناخواسته کشور را به میدان رقابت نیروهای خارجی و پروژههای فروپاشی تبدیل میکند. نه سرکوب میتواند آینده بسازد و نه مداخله خارجی. تنها راه نجات، بازگشت به مردم، پذیرش حق اعتراض، گشودن مسیر اصلاح و تقویت مبارزات مسالمتآمیز مدنی است.
اعتراض مردم سرمایه ملی است، نه ابزار آمریکا. ایران متعلق به ملت ایران است، نه میدان بازی کاخ سفید، نه سکوی پرش نیروهای وابسته و نه آزمایشگاه پروژههای تجزیهطلبانه. دفاع از اعتراض، همزمان دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و کرامت ملی است. هر مسیری غیر از این، دیر یا زود به زیان همان مردمی تمام خواهد شد که امروز با امید و رنج، در جستوجوی آیندهای بهتر به خیابان آمدهاند.
مهرزاد وطن آبادی



