سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۵۵

شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۵

روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند

دیاکو علوی ــ مریم فومنی: آنچه او را در این روزها امیدوار می‌کند این است که «اعتراضات کم‌هیجان‌تر اما آگاهانه‌تر است، و همین‌طور پرهیز نسبی از خشونت و تخریب و باور به اینکه فشار اجتماعی می‌تواند اختلاف در حاکمیت را تشدید کند». بلند بودن و شنیده شدن صدای جوانان و نوجوانان در این اعتراضات هم امید دیگری است که مریم به آن اشاره می‌کند. او این وضعیت را شبیه به خیزش زن، زندگی، آزادی می‌داند و می‌گوید این صدای نسلی است که دیگر نمی‌خواهد در سکوت بماند و خواهان تغییر است.
Getting your Trinity Audio player ready...

«دانش‌آموزانم در تلگرام گروه‌هایی دارند که فراخوان‌های حضور در اعتراضات را می‌گذارند. دیشب در یکی از همین گروه‌ها نظر من را برای شرکت در تجمع فردا پرسیدند. صادقانه به آنها گفتم من مخالفم. چون راستش را بخواهید این بچه‌ها از خانواده‌های خیلی فقیرند، اگر دستگیر شوند حتی کس و کاری ندارند که پیگیر وضعیتشان شود یا وثیقه جور کند. اگر هم خدای ناکرده کشته شوند آن وقت من خودم را نمی‌بخشمحکومت تا بن دندان مسلح است و این بچه‌ها دست خالی‌اند… جیب‌هایشان هم خالی استولی می‌دانم که احتمالاً در اعتراضات شرکت می‌کنند.»

این‌ها را زهرا می‌گوید. معلم یک دبیرستان دخترانه در یکی از مناطق حاشیه‌نشین تهران. یکی از پنج معلمی که در گفت‌وگو با آسو از حال و هوای شهرشان در روزهای اعتراضات، از امیدها و ترس‌های خودشان و دانش‌آموزانشان گفته‌اند.

احمد، معلمی که در همدان تدریس می‌کند هم از فقر و دست‌های خالی دانش‌آموزانش می‌گوید و هم از شجاعتشان که به گفته‌ی او حتی بیشتر از اعتراضات قبلی در خیابان قابل رؤیت است. شجاعتی که شاید از همان دست‌های خالی‌شان می‌آید. «این جوانان می‌گویند با این وضعیت آینده‌ای نداریم. یکی از آنها به من گفت که پریروز می‌خواستم خودکشی کنم، چون هیچ چیزی برای از دست دادن نداشتم، حالا که اعتراضات شروع شده، بگذار جانم را برای آینده‌ی ایران بدهم.»

معلمانی که از پنج‌گوشه‌ی ایران با آسو گفت‌وگو کرده‌اند، می‌گویند که این بار نیز جوانان و نوجوانان، شرکت‌کنندگان اصلی در اعتراضات هستند. مریم، معلم یک مدرسه‌ی دخترانه در ازنا است. شهری کوچک در استان لرستان که در هفته‌ی نخست اعتراضات چندین نفر از معترضان، از جمله یک نوجوان ۱۵ ساله در آن کشته شده‌اند. او می‌گوید: «در این چند روز هر بار که از خانه بیرون ‌رفتم، شهر کمتر از همیشه فضای سنتی و ساکت خود را داشت. انگار که ازنا یک‌دفعه بیدار شده باشد. جمعیت زیادی از جوانان و نوجوانان هر شب به خیابان‌ها می‌آمدند، فریاد می‌زدند و شعار می‌دادند.»

جوان‌هایی که سنگینی ترس را می‌شکنند

«وقتی صحبت از دانش‌آموزان و جوان‌ترها می‌شود چیزی که برای من خیلی ملموس است، ترس و امیدِ هم‌زمان در دل مردم است. خانواده‌ها در خانه نگران هستند و خیلی‌ها به بچه‌هایشان می‌گویند «تو این جور جاها نرو» اما در همان حال دیدن جوانانی که شب‌ها با صدای بلند شعار می‌دهند و کنار هم هستند، نشان می‌دهد که دیگر آن ترس به سنگینی سابق نیست.»

شاگردهای مریم در مدرسه می‌گویند «ما باید به آینده فکر کنیم»، می‌گویند «ما دیگر تحمل نداریم». مریم، معلمشان می‌گوید این حرف‌ها یعنی که «نسل جدید احساس می‌کنند باید صدایشان شنیده شود.»

به گفته‌ی او با اینکه این روزها خطر کشته و زخمی شدن در خیابان‌های ازنا خیلی جدی است اما حضور جوانان و نوجوانان باعث شده که ترس مردم کم‌رنگ شود. او می‌گوید: «امیدی که در نگاه جوان‌ترها دیده می‌شود این است که شاید این بار اعتراض‌هایشان به جایی برسد و آن سکوت طولانی شکسته شود. خانواده‌ها هم که اولش نگران بودند کم‌کم می‌دیدند که جوانان فقط خشم ندارند آن‌ها امید به تغییر دارند.»

علی،معلم یزدی هم می‌گوید در همه‌ی تجمعاتِ خیابانی چند روز اخیر در یزد، حضور دانش‌آموزان و زنان پررنگ‌تر از سایر گروه‌ها بوده است. او فضای یزد را این‌طور توصیف می‌کند: «در یزد، اعتراضات از ظهر روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه در دانشگاه یزد شروع شد. اگرچه جرقه‌ی اعتراضات را در تهران، بازاریان و کسبه و در واکنش به وضعیت اقتصادی، تورم، گرانی و مشکلات معیشتی زده بودند، اما در دانشگاه یزد پیوندی میان مطالبات اقتصادی و مخالفت سیاسی با نظام حاکم برقرار شد. شرکت‌کنندگان علاوه بر درخواست بهبود شرایط اقتصادی، رسیدگی به مشکلات جوانان، آینده‌ی مبهم، بیکاری و … به سرعت خواسته‌های سیاسی را هم مطرح کردند که در شعارهای آن‌ها هم مشخص بود.»

به گفته‌ی او: «روز چهارشنبه ۱۰ دی‌ماه، دو دعوت‌نامه برای تجمع در فضای مجازی منتشر شد: یکی برای ساعت ۵ عصر در میدان آزادی (باغ ملی) و دیگری برای ساعت ۷ شب در خیابان منتظر فرج. در هر دو محل، تعداد نیروهای امنیتی و نظامی بسیار بیشتر از معترضان بود و در نتیجه هیچ تجمعی شکل نگرفت.برای روز پنج‌شنبه ۱۱ دی‌ماه، فراخوان تجمعی برای ساعت ۷ شب در چهارراه بعثت یزد داده شده بود. در ابتدا تعداد افراد بسیار محدود بود، اما به سرعت بر شمار شرکت‌کنندگان افزوده شد. مأموران در ابتدا با التماس و بعد لحنی تهدیدآمیز و سپس با تهدید صریح، سعی کردند جمعیت را متفرق کنند. مردم اما شروع به راهپیمایی کردند و شعار می‌دادند، شعارها هم کاملاً سیاسی و عمدتاً در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی بود.»

صحنه‌هایی که علی تعریف می‌کند هرکدام، گوشه‌ای از تصویر اعتراضات یزد را تکمیل می‌کنند. صحنه‌هایی مثل وقتی که «در حین درگیری‌ها، یکی از مأموران پای خود را روی پای یکی از زنان گذاشت زن با اعتراض خواستار عذرخواهی شد که با میانجیگری مأموری دیگر و عذرخواهی از او، موضوع فیصله یافت.» یا تصویر خیابان‌های پر از جمعیت معترض و مغازه‌هایی که هیچ‌کدام‌ در حمایت از اعتراضات تعطیل نکرده بودند. علی می‌گوید که وقتی مردم از مغازه‌داران می‌خواستند مغازه را تعطیل کنند، برخی از آنان با تحقیر به معترضان می‌خندیدند.

به‌گفته‌ی این معلم یزدی، روز جمعه هم تجمعات اعتراضی در یزد ادامه داشت. «فراخوان دعوت به تجمع برای ساعت ۶ شب در سه‌راه آزادشهر یزد داده شده بود. هنگامی که افراد با انبوه مأموران در آن محل مواجه شدند، همگی به سمت بلوار ۵۲ متری (امام شهر) حرکت کردند و تجمع در آنجا شکل گرفت. در این تجمع، شعارهای ضدحکومتی و مخالف با ولایت فقیه سر دادند.همزمان، در خیابان مسجد جامع یزد هم گروهی از جوانان گرد هم آمدند که در جریان آن، یکی از افراد در حال سخنرانی برای حاضران، به دست مأموران دستگیر شد. مردم شعار می‌دادند: مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه‌ای، تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود، توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه، ما همه با هم هستیم، فقر، فساد، گرونی، میریم تا سرنگونی، این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده.»

جوانان در میانه‌ی خیابان و اعتراض، میان‌سالان پشت کرکره‌های پایینِ اعتصاب

در دهلران، در استان ایلام هم ترکیب غالب جمعیت معترضان با جوانان است. جوانانی که در میان آنها نوجوانان ۱۵-۱۶ ساله هم هستند. سعید، معلمی که از دهلران با آسو گفت‌وگو کرده می‌گوید «در شهرستان ما قشر معترض، نوجوانان و جوانانی هستند که در این سیستم سرخورده شده‌اند و هیچ‌گاه کسی آن‌ها را جدی نگرفته.»

او می‌گوید که معدودی از افراد میان‌سال هم در اعتراضات دهلران شرکت می‌کنند و همین حضور این «گروه سنی محافظه‌کار» و بستن منسجم مغازه‌ها که بیشتر صاحبانش از همین نسل میان‌سال هستند، بارقه‌ی امیدی برای بیرون آمدن خیل جمعیت بود.

به‌گفته‌ی او در شب اول اعتراضات، هسته اصلی تجمع نتوانست شکل بگیرد، ولی خانواده‌هایی که با ماشین‌ها‌یشان در خیابان بودند، با بوق زدن ممتد اعتراض خود را نشان می‌دادند. این معلم دهلرانی معتقد است که چون اعتراضات رهبری و سازمان‌دهی نمی‌شود، ادامه دادن آن دشوار است و باعث سردرگمی در بین معترضان شده، و همین شاید یکی از عوامل ناامیدی در بین معترضان است. با این حال اما چنانکه او می‌بیند «ترس کم رنگ‌تر از اعتراضات قبلی است.» بنا به مشاهدات او: «تا جمعه ۱۳ دی‌ماه دست‌کم بیست نفر دستگیر شدند که بیشتر آنها جوانان ۱۸تا ۳۵ سال بودند. اما نیروی سرکوب به شدت قیام زن، زندگی، آزادی توان مقابله نداشت، شاید چون در اعتراضات ۱۴۰۱ نیروهای نیابتی عراقی را برای سرکوب آورده بودند ولی این بار اکثراً نیروهای سرکوب، افراد بومی و بسیجی محلی خود شهرستان بودند. تمام این نیروها صورت‌هایشان را پوشانده بودند اما از لهجه‌شان مشخص بود که نیروهای بومی هستند.»

سعید یک تفاوت دیگر اعتراضات اخیر با اعتراضات ۱۴۰۱ را در شعارها و خواسته‌های معترضان می‌داند. به گفته‌ی او «در دهلران این بار شعارها و خواسته‌ها حتی بیشتر از اینکه شعارهای معیشتیِ هم‌راستا با اعتصابات باشد، در حمایت از یک شخص خاص بودند.» 

در تهران و شهرهای دیگر هم چنین شعارهایی داده شده است. زهرا، معلم تهرانی می‌گوید شعارهای «سلطنت‌طلبانه» از جمله دلایلی هستند که مانع از همراهی بخشی از نیروهای معترض در تجمعات اخیر شده است.

او البته معتقد است که «متشکل نبودن معترضان، قدرت کشتار حکومت و یأس و ناامیدی از اعتراضات قبلی» نیز در تردید مردم برای پیوستن به این دور از اعتراضات مؤثر هستند: «اغلب در مترو و تاکسی می‌شنوم که مردم می‌گویند در ۱۴۰۱ این همه جوان پرپر شد، نتیجه‌اش چی شد؟ آخرش اروپا و آمریکا با رژیم مصالحه کردند. حالا هم فایده‌ای ندارد.»

معلمانی نگران و دانش‌آموزانی امیدوار

این تردیدها اما به نظر می‌رسد بیشتر در بین میان‌سالان است و جوانان نسل زدی‌ای که شاگردان زهرا هستند، در هر صورت ترجیح می‌دهند که وسط خیابان باشند. زهرا می‌گوید که برخی از آنها به او گفته‌اند که به اعتراضات می‌رویم تا در برابر شعارهای حمایت از پهلوی شعارهای خودمان را بدهیم. معلمشان البته به خوش‌بینی‌ آنها نیست و می‌گوید «صدایشان به جایی نمی‌رسد.»

او می‌گوید که این روزها نگران برآمدن یک نظام دیکتاتوری جدید و دخالت خارجی‌ها است: «به نظر من هیچ کشوری با حضور بیگانگان آباد نمی‌شود. من این را در کلاس‌هایم هم به دانش‌آموزانم می‌گویم و مثال افغانستان و عراق را برایشان می‌زنم. چون دانش‌آموز افغانستانی هم زیاد دارم. بعضی از آنها هم فکر می‌کنند زمان شاه خوب بوده و اگر پسرش بیاید اوضاع خوب می‌شود.»

علی، معلم یزدی هم نگران این است که مردم دوباره هزینه بدهند و تغییر مؤثری رخ ندهد. او نگران اخراج از کار و محرومیت از تحصیل معترضان است و در نگاهی کلان‌تر نگران تشدید ناامنی اقتصادی و حتی تجزیه‌ی کشور و جنگ داخلی است. با همه‌ی این نگرانی‌ها اما او پیوند بازاریان با دانشجویان، فرهنگیان و بازنشستگان را از جمله امیدهای این دور از اعتراضات می‌داند و آن را نشانه‌‌ی عبور از شکاف‌های ایدئولوژیک و نسلی عنوان می‌کند.

آنچه او را در این روزها امیدوار می‌کند این است که «اعتراضات کم‌هیجان‌تر اما آگاهانه‌تراست، و همین‌طور پرهیز نسبی از خشونت و تخریب و باور به اینکه فشار اجتماعی می‌تواند اختلاف در حاکمیت را تشدید کند». 

بلند بودن و شنیده شدن صدای جوانان و نوجوانان در این اعتراضات هم امید دیگری است که مریم به آن اشاره می‌کند. او این وضعیت را شبیه به خیزش زن، زندگی، آزادی می‌داند و می‌گوید این صدای نسلی است که دیگر نمی‌خواهد در سکوت بماند و خواهان تغییر است.به گفته‌ی او در این دوره واکنش نیروهای امنیتی در ازنا بسیار شدیدتر بود و کشته شدن چندین نفر در همین چند روز اخیر، حاکی از این است که شرایط خطرناک‌تر از گذشته شده است، اما حضور مردم در خیابان‌‌ها نشان داد «ترس عقب‌نشینی کرده و امید به پیش‌روی بیشتر شده است.»

  • اسامی مصاحبه‌شوندگان نزد آسو محفوظ است و در این گزارش از آنها با نام‌های مستعار یاد شده است.

روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند | آسو

تاریخ انتشار : ۲۱ دی, ۱۴۰۴ ۶:۲۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران