|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
خلاصه تحلیلی سهشنبه: چه چیزی موج جدید اعتراضات ایران را برانگیخته است – و چه اتفاقی ممکن است در آینده رخ دهد
در خبرنامه امروز: یک محقق با تمرکز بر منطقه توضیح میدهد که پشت تظاهرات مرگبار سراسری در ایران چیست و تشدید افکار عمومی علیه دولت چه چیزی ممکن است به همراه داشته باشد.
برگردان بهفارسی: گودرز اقتداری
به نقل از گاردین سهشنبه ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
صبح بخیر. حداقل ۶۴۸ نفر توسط نیروهای امنیتی ایران در جریان تظاهرات سراسری کشته و بیش از ۱۰۶۰۰ نفر دستگیر شدهاند. این ناآرامیها به طور گسترده به عنوان جدیترین چالش برای جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر دیده میشود.
مردم به دلایلی از افزایش مشکلات اقتصادی گرفته تا خشم دیرینه از سرکوب سیاسی و حقوق مدنی به خیابانها آمدند. این موارد در کنار هم، نشاندهنده تشدید افکار عمومی علیه دولت هستند.
پس از سرکوب وحشیانه دولت، دونالد ترامپ تهدید به مداخله نظامی ایالات متحده کرده و هشدار داده است که هر کشوری که با ایران تجارت کند، با نرخ تعرفه ۲۵٪ برای تجارت با ایالات متحده مواجه خواهد شد. اما چه چیزی موج اخیر اعتراضات را برانگیخت و چه اتفاقی ممکن است در آینده رخ دهد؟ برای بحث در مورد این موضوع و موارد دیگر، با اسکندر صادقی بروجردی، محقق سیاست بینالملل خاورمیانه در دانشگاه سنت اندروز، صحبت کردم.
اعتراضات اولیه در ۲۸ دسامبر آغاز شد. اسکندر صادقی بروجردی به من میگوید که این اعتراضات توسط فروشندگان لوازم الکترونیکی در بازارهای تهران آغاز شد و سپس به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت. دولت در ابتدا با اذعان به نارضایتیها و حق اعتراض مردم، موضع آشتیجویانهای اتخاذ کرد، اما این موضع به سرعت از بین رفت. ویدیوهایی از یورش نیروهای امنیتی به بیمارستانها برای ضرب و شتم پزشکان و بیماران به سرعت پخش شد و کشور را شوکه و خشمگین کرد.
و روز پنجشنبه، ایران در تاریکی فرو رفت. مقامات اینترنت را قطع و تماسهای بینالمللی را مسدود کردند و ارتباط کشور با جهان خارج قطع شد. از آن زمان، دولت معترضان را که متهم به اقدام از طرف اسرائیل و آمریکا هستند، به اعدام تهدید کرده است.
صادقی بروجردی میگوید: «چاه عمیقی از نارضایتی وجود دارد. ایران با بحران آب مواجه است که کاملاً سوء مدیریت شده است. سطح آلودگی هوا وحشتناک است، تا جایی که بستگان مسن من حتی نمیتوانند در تهران بیرون بروند. و کمبود و قطعی برق وجود دارد زیرا زیرساختها به اندازه کافی نگهداری نشدهاند.»
او میافزاید که این موارد با وخامت قابل توجه اقتصادی همراه است. تورم بیش از ۴۰ درصد است و تورم مواد غذایی از ۷۰ درصد فراتر رفته است. هزینه کالاهای اساسی نیز به طرز چشمگیری در حال افزایش است. برای مثال، نرخ تورم نان ۱۱۰ درصد بوده است که به طور نامتناسبی فقیرترین بخشهای جمعیت را که به عنوان یک ماده غذایی اصلی به آن وابسته هستند، تحت تأثیر قرار میدهد.
با این حال، صادقی بروجردی میگوید اشتباه است که بگوییم این اعتراضات صرفاً به دلایل اقتصادی است. “این موضوع یک بُعد اقتصادی دارد، اما یک بُعد عمیقاً سیاسی نیز هست.”
تاریخچه طولانی اعتراض
صادقی بروجردی توضیح میدهد که سابقه طولانی جنبشها و اعتراضات اجتماعی در ایران، به ویژه در دوران جمهوری اسلامی، وجود داشته است. معروفترین آنها قبل از این، اعتراضات حقوق زنان بود که در سال ۲۰۲۲ پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی، زن کرد ایرانی، شکوفا شد؛ و جنبش سبز سال ۲۰۰۹ که پس از انتخابات ریاست جمهوری مورد مناقشه، خواستار اصلاحات دموکراتیک شد. صادقی-بروجردی جنبش زنان، زندگی، آزادی ۲۰۲۲ را نه تنها به عنوان جنبشی توصیف کرد که تجربه زنان و جامعه کرد در ایران را متمرکز میکند، بلکه «چشماندازی مثبتتر برای جامعهای دموکراتیک، برابرتر و کمتر مردسالارانه ارائه میدهد و به پرسشهای مربوط به ستم قومی که مدتهاست در ایران نیز وجود دارد، میپردازد».
تظاهرات این جنبش توسط جمهوری اسلامی به طرز وحشیانهای سرکوب شد. سازمان ملل متحد تخمین زد که ۵۵۱ معترض کشته و هزاران نفر دستگیر شدند. صادقی-بروجردی به من از استفاده نگرانکننده از گلولههای ساچمهای که به سمت جمعیت شلیک شده و زنان جوان را نابینا کرده بود، میگوید.
اما سرکوب خشونتآمیز جنبش را به طور کامل خاموش نکرد و دولت مجبور شد در مورد مسئله حجاب اجباری، موضع متفاوتی اتخاذ کند. صادقی-بروجردی میگوید: «اکنون صحنههای قابل توجهی از زنانی که بدون حجاب در شهرها قدم میزنند، وجود دارد. حجاب اجباری کاملاً از دستور کار خارج نشده است، اما این جنبش در اینجا دستاوردهای قابل توجهی داشته است و دولت مجبور شده است به شیوهای که قبلاً هرگز ندیده بودیم، عقبنشینی کند.»
یک رژیم در حال فروپاشی
صادقی-بروجردی استدلال میکند که جمهوری اسلامی اکنون، پس از یک دهه فشار فزاینده، ضعیفتر از هر زمان دیگری در تاریخ خود است. او ریشه این کاهش را به زمان «تحریمهای فلجکننده» بر صادرات نفت، داراییهای مالی و موارد دیگر ایران برمیگرداند که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما پس از امضای توافق هستهای تا حدی برداشته شدند، اما در سال ۲۰۱۸ با خروج دولت ترامپ از این توافق، دوباره بازگشتند. سپتامبر گذشته، بریتانیا، فرانسه و آلمان («E3») نیز از این روند پیروی کردند و برای اولین بار در یک دهه، تحریمهای گسترده سازمان ملل علیه ایران را آغاز کردند.
با گذشت زمان، صادقی-بروجردی توضیح میدهد که تحریمها نه تنها دولت را تضعیف کردهاند، بلکه «جامعه ایران را تهی کردهاند». این فرآیند چیزی را که او به عنوان چرخهای از ریاضت اقتصادی، کاهش تأمین مالی دولتی و «نوعی نئولیبرالیسم اقتدارگرا» توصیف میکند، به پیش رانده است، در حالی که همچنین یک «الیگارشی فاسد و غیرپاسخگو» را که تحت تحریمها رشد میکند، تقویت میکند. او میگوید: «نتایج، فقر گسترده بوده است، اما نه فقط فقرای روستایی. طبقه متوسط نیز در ایران به طرق بسیار قابل توجهی تهی شده است. اعضای نزدیک خانواده که از طبقه متوسط بودند و زندگی نسبتاً مناسبی داشتند، به فقر رانده شدهاند.»
صادقی بروجردی میگوید، استراتژی منطقهای ایران نیز از هم پاشیده است، به ویژه به مداخله تهران در جنگ داخلی سوریه برای تقویت رژیم بیرحم بشار اسد اشاره میکند. این در نهایت نتیجه معکوس داد. او میگوید: «سقوط رژیم اسد نقطه عطفی بود. این سیاست منطقهای را که ایران از اواسط دهه ۲۰۰۰ برای همکاری با متحدان مختلف در منطقه، از جمله بازیگران غیردولتی مانند حزبالله، به منظور داشتن درجهای از بازدارندگی، و همچنین پیشبرد اهداف خود در منطقه دنبال میکرد، شکست داد.»
این فروپاشی، ایران را به طرز خطرناکی در معرض خطر قرار داده است. «ایران واقعاً فقط سعی میکرد همه کارها را انجام دهد تا از منطقهای شدن درگیری پس از ۷ اکتبر جلوگیری کند، صرفاً به این دلیل که میدانستند که نمیتوانند در یک جنگ متعارف با اسرائیل و ایالات متحده مقابله کنند.» صادقی بروجردی میگوید، اما سقوط اسد، تضعیف حزبالله و پیامدهای جنگ غزه، آمریکا و اسرائیل را جسورتر کرد که در جنگ ۱۲ روزه بین اسرائیل و ایران در ژوئن گذشته به اوج خود رسید، جنگی که در آن آمریکا تأسیسات هستهای ایران را بمباران کرد.
او میگوید: «ایران به طور منحصر به فردی آسیبپذیر تلقی میشد. از نظر داخلی، جامعه شکننده است و از نظر منطقهای نیز به شدت تضعیف شده است. از زمان انقلاب تاکنون تا این حد منزوی نبوده است.» او ادامه میدهد: «به نظر من اکنون در وضعیت بدتری قرار دارد. در چارچوب انقلاب، میتوانست به بسیج عمومی و روحیه همبستگی مردم تکیه کند. اما امروز، نارضایتی و نفرت عمومی از رژیم وجود دارد.»
بحران حکومتداری
صادقی بروجردی از اینکه اعتراضات بار دیگر در ایران آغاز شده است، تعجب نمیکند. او میگوید: «فکر میکردم اجتنابناپذیر است. آنها در حال تجربه بحران حکومتداری هستند.»
ترامپ روز یکشنبه ادعا کرد که رهبر ایران با او تماس گرفته و پیشنهاد مذاکره داده است. رئیس جمهور آمریکا آشکارا گفته است که در حال بررسی اقدام نظامی «بسیار قوی» علیه رژیم حاکم بر ایران است.
صادقی بروجردی میگوید مشخص نیست که از چنین مذاکراتی با ترامپ چه نتیجهای حاصل خواهد شد. او به قدرت محدود رئیس جمهور، مسعود پزشکیان، اشاره میکند که به عنوان یک اصلاحطلب معرفی شده و لحن لفاظی متفاوتی داشته است، اما در عمل «بسیار ضعیف» است و «قادر به اداره مؤثر کشور نیست». اقتدار نهایی همچنان در دست آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، است، به ویژه در سیاست خارجی و برنامه هستهای، جایی که حمایت از حزبالله مدتهاست خط قرمز بوده است. صادقی بروجردی در حالی که مطمئن نیست چیزی به گستاخی دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا در ایران امکانپذیر باشد، میگوید: «آنها میتوانند به طور بالقوه چهرههای برجسته رژیم را ترور کنند، همانطور که در جنگ ۱۲ روزه ژوئن انجام دادند.»
«ونزوئلا همچنین آموزنده است زیرا نشان میدهد که حتی دولت ترامپ علاقهای به بیثبات کردن گسترده کشور و تلاش برای تحمیل رهبر مخالفان، ماریا ماچادو، به عنوان رئیس دولت جدید، نداشت.»
در محافل سیاسی فارسی زبان، گمانهزنیهایی در مورد یک توافق احتمالی از درون سیستم وجود دارد، با این فرض که افراد داخلی مایلند آنچه را که ترامپ میخواهد به او بدهند و تندروها را به حاشیه برانند. او فکر میکند که این سناریو دشوار است، اما ممکن است، اگرچه شواهد کمی برای وقوع آن وجود دارد.
در عوض، آنچه او را تحت تأثیر قرار میدهد، سکوت نهاد سیاسی ایران است. روسای جمهور سابق، از جمله حسن روحانی، محمود احمدینژاد و محمد خاتمی اصلاحطلب، سکوت کردهاند و هیچکدام از ادعای دولت مبنی بر اینکه ناآرامیها صرفاً یک توطئه خارجی است، حمایت نکردهاند. او میگوید: «بسیاری از نخبگان سیاسی از این وضعیت بسیار ناراضی هستند.» برخی از معترضان، در ایران و در سراسر خارج از کشور، خواستار بازگشت شاه شدهاند. محمدرضا پهلوی، پادشاه مستبدی که در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ سرنگون شد، در سال ۱۹۸۰ درگذشت. او ابتدا در اوایل دهه ۱۹۵۰ برکنار شد، قبل از اینکه پس از کودتای مورد حمایت آمریکا و بریتانیا که محمد مصدق منتخب دموکراتیک را سرنگون کرد و ملی شدن صنعت نفت ایران را لغو کرد، بازگردد و در نهایت در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ سرنگون شود. اما پسر حاکم سابق، رضا پهلوی، به طور فزایندهای در رسانههای بینالمللی ظاهر شده و خود را به عنوان یک جایگزین بالقوه برای رژیم فعلی معرفی میکند.
صادقی-بروجردی استدلال میکند که حمایت از چهرههای تبعیدی مانند پهلوی کمتر از روی اعتقاد، بلکه بیشتر از روی خستگی است. او میگوید: «نوعی ناامیدی مطلق در مردم وجود دارد.» او همچنین به سالها رسانههای فارسی زبان با بودجه خارجی اشاره میکند که «تاریخ تجدیدنظرطلبانهای از دوران پهلوی» را ترویج میکنند، تاریخی که به عنوان یک عصر طلایی از دست رفته بازسازی شده و توسط نسلهای جوانتری که هرگز آن را تجربه نکردهاند، پذیرفته شده است. او با اشاره به اینکه برخی از معترضان پس از شنیدن شعارهای طرفدار شاه، تظاهرات را ترک کردند، میگوید: «به هیچ وجه در این مورد اجماع وجود ندارد.» او میافزاید، ایران همچنان «یک جامعه بسیار متنوع از نظر سیاسی» است، با سنتهای دیرینه سوسیالیسم، لیبرالیسم، ملیگرایی و کمونیسم که حتی اگر سرکوب شوند، همچنان پابرجا هستند. او میگوید: «این مردم ناپدید نمیشوند. آنها وجود دارند. فرزندانشان به سن بلوغ میرسند و سیاستهای خودشان را دارند.»




2 Comments
اینکه نویسنده می گوید: «ونزوئلا همچنین آموزنده است زیرا نشان میدهد که حتی دولت ترامپ علاقهای به بیثبات کردن گسترده کشور و تلاش برای تحمیل رهبر مخالفان، ماریا ماچادو، به عنوان رئیس دولت جدید، نداشت.» صورت قضیه است باور کنید با حرکتی مردم ونزوئلا آغاز کرده اند، ترامپ می ترسد غلط اضافی کرده باشد و چون دیگر امریکا نمی تواند ویتنام بازی کند، با افتضاح برگردد چند قپم هم قبل از آدم دزدی اش بایستد. انقلاب بولیواری باقیمانده اهن و تلوپ امریکا را تهدید می کند.
انکار نمی کنم. که مطلب سعی کرده است همه جوانب را ببیند و از یکجانبه نگری تهوع آور مدیای امپریالیستی متفاوت باشد. امپریالیستی این نداره فردی که بزرگترین خطر را توطئه فضا سازیو امادگی اذهان برای حمله به ایران می بینم: ای کاش این تیتر و ان تصویر را انتخاب نمی کردید…ایراد من به کار شما حرفه ای یا در چارچوب اختیارات ژورنالیستی نیست. بیان نگرآنی از گسترش فضایی است که گفتم فقط و فقط…