ما ایرانیان مردمی هستیم که فریادمان از نان شروع شد و به جان رسید، از حق طبیعی زیستن، از نفس کشیدن بیهراس، از کار کردن بیتحقیر و از آیندهای که هر روز تکهای از آن را از ما میدزدند؛ ما اسلحه نداریم، فقط اعتراض داریم، اما پاسخ این اعتراض گلوله است و سکوتی که با خون نوشته میشود.
امروز در خیابانهای ایران نه شورش است و نه اغتشاش، این فریاد ملتی است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد جز زنجیرهایش، ملتی که میگوید نان ما را ندزدید و آیندهٔ ما را در گرو حرص و طمع خود نگیرید. آنسوتر پشت میزهای براق قدرت، کسانی اشک تمساح میریزند که سالهاست خون ملتها را معامله میکنند و نامش را سیاست میگذارند، نه جان ما برایشان مهم است و نه نان ما، فقط سهمشان از غارت و سودشان از ویرانی؛ اما ما روشن و بلند میگوییم از سرنوشت ما دست بردارید، نه با گلوله میتوانید ما را خاموش کنید و نه با تهدید میتوانید تاریخ این سرزمین را پاک کنید. بدانید که: هر قطره خونی که بر خاک ما ریخته میشود، ریشهای تازه برای روییدن میزند.
به آنان که خیال طمع به خاک ایران در سر دارند، و به هر قدرتی که گمان میکند میتواند بر ویرانهٔ رنج ما امپراتوری بسازد میگوییم: ایران سرزمین معامله نیست، این خاک با خون ایستاده به فروش نمیرسد، تاریخ این ملت تاریخ زانو نزدن است، تاریخ مردمی که از تهاجمها، تحریمها، استبدادها و خیانتها عبور کردهاند و هنوز ایستادهاند، نه برای جنگ بلکه برای زندگی.
ما زندگی میخواهیم، زندگی با کرامت، با آرامش ، با امنیت، نه قهرمانبازی قدرتها را میخواهیم و نه کمک و اشک دروغین سیاستمداران جهان خوار را، نه گلوله به جای نان و نه زندان به جای آزادی، ما فقط حق خود را میخواهیم، آزادی برای نفس کشیدن، عدالت برای ماندن و آیندهای که مال خودمان باشد.
ما ملتی هستیم که هنوز باور دارد میتواند برخیزد، بایستد و به استبداد، به امپریالیسم و صهیونیسم نه بگوید و زندگی و کرامت انسانیاش را پس بگیرد.
زری



