سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۴:۵۵

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۴:۵۵

بررسی کیفری‌ی شعارها و تهدیدهای خشونت‌آمیز علیه اتنیک‌ها و دگراندیشان در تجمعات سیاسی در آلمان

بر اساس پارارگراف ۱۱۱ قانون مجازات آلمان: “هرکس به‌طور عمومی، در یک تجمع یا از طریق انتشار محتوا، دیگران را به ارتکاب یک عمل غیرقانونی تحریک کند، قابل مجازات است.” تهدیدهایی نظیر “کردها را می‌کشیم” یا “باید به زنان کرد تجاوز کنیم” نه‌تنها بیان نظر نیست، بلکه دعوت صریح به ارتکاب جرایم سنگین (قتل و جرایم جنسی) محسوب می‌شود. تحقق یا عدم تحقق جرمِ مورد دعوت اهمیتی ندارد؛ صرف دعوت عمومی کفایت می‌کند. بر اساس ماده ۱۳۰ همین قانون: “هرکس علیه یک بخش از جمعیت یا یک گروه ملی، نژادی، قومی یا مذهبی دیگران را به نفرت ورزیدن تحریک کند یا به اقدامات خشونت‌آمیز علیه آن‌ها فراخوان دهد، مجرم است”
Getting your Trinity Audio player ready...

خشونت دهشت‌بار آدم‌کشانِ رژیمِ جنایتکار جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات به‌حقِّ مردم ایران و مرگ هزاران جوان و زخمی شدن شاید ده‌ها هزار نفر و جنایات شگفتی‌انگیزِ دیگر، دنیا را تکان داده است. جنایاتی چنان شنیع و باور نکردنی که قلم نیز گاهی از بیانِ آن‌ها شرمگین و ناتوان می‌ماند. دیاسپورای ایرانی نیز همگام با مبارزات مردم ایران برای آزادی و دمکراسی و عدالت، از مردم میهن حمایت کرده است و پیگیر و پیوسته صدای مردم داخل کشور و آن‌چه را که بر ایران و باشندگانش می‌رود در بسیاری از کشورهای جهان بازتاب داده است.

این حضور و حمایت در میان برخی از جمعیت‌های ایرانی‌ی دیاسپورا، به خصوص در میان هواداران سیستم سلطنت، نشان داده است که ایشان در عمل هرچند “یارِ شاطر” نبوده‌اند، بلکه “بارِ خاطر” نیز بوده و اسبابِ رنج و رنجش بسیاران گردیده‌اند. این گفتاورد و ذکر معنی‌ی “یارِشاطر و بارِ خاطر” از سخنِ سعدی در گلستان گرفته شده و در “حکایت پنجم، باب دوم در اخلاق درویشان” آمده است: “… که من در نفس خویش این‌ قدرت و سرعت می‌شناسم که در خدمت مردان یار شاطر باشم، نه بار خاطر.” در این‌جا شاطر به معنای “چابک” است. کار و کردارِ اینان به جایی رسیده و چنان به پلیدی آلوده گشته است که کمتر جمعیتِ و گروهِ دگر‌اندیشی از سمومِ نعره‌های مسموم ایشان در امان مانده‌اند.

اینان علاوه بر تهدید به قتل و سردادنِ شعارهای “مرگ‌بر” خطاب به احزاب و دسته‌جاتِ سیاسی‌ و مبارزِ دگراندیش، از شنیع ترین و لمپنی‌ترین واژگانِ مبتنی بر تجاوز جنسی به بستگانِ اُناثِ نیروهای دگر‌اندیش نیز، کوتاهی نکرده‌اند. بسیارها بار نیز هنگامی که در تصرفِ گردهمایی‌های مبارزان توفیق کسب نکرده‌اند، و به بیرون از تجمع هدایت شده‌اند، اتهامات و فحاشی‌های همیشگی‌ی خویش را به همه‌ی مبارزان تکرار کرده و بارها آنان را به قتل و تجاوز جنسی و دشنام‌های بی‌شرمانه‌ و پلید تهدید کرده‌اند! این اعمال به شکل حیرت آوری علیه دسته‌جات و تشکلات و گردهم‌آیی‌های گروه‌های اتنیکی چون کردها و ترک‌ها بسیار شدیدتر بوده است. و در برخی وقایع، این حضور پلیس و کنترلِ آنان بوده که از بروز درگیری و فاجعه جلوگیری کرده است. شنیده‌ام در آلمان فدرال، برخی فعالین سیاسی و مدافعان حقوق مردم، برای مقابله با این لمپنیسم عریان و خشونت ضد اجتماعی‌ی آشکار هواداران سلطنت، در حال بررسی‌ی راه‌های حقوقی برای مقابله با این تحرکاتِ پلیداند.

آزادی بیان و آزادی تجمع از ارکان اساسی‌ی نظم حقوق اساسی در جمهوری فدرال آلمان به‌شمار می‌آیند. بااین‌حال، این آزادی‌ها مطلق نبوده و هنگامی که در تعارض با امنیت عمومی، کرامت انسانی و منع تحریک به خشونت قرار بگیرند، محدود می‌شوند.

این نوشتار با تمرکز بر مواردی از شعارهای سیاسی از نوعِ “مرگ بر چپ‌ها، مجاهدین خلق و سایر دگر اندیشان” و نیز تهدیدهای صریح به مرگ و تجاوز جنسی علیه کردها در بستر تجمعات سیاسی‌ی اخیر، به بررسی قابلیت تعقیب کیفری این رفتارها بر اساس قانون مجازات آلمان (StGB) می‌پردازد. پرسش محوری این است که این‌گونه شعارها در چه شرایطی از دایره‌ی حمایت آزادی بیان خارج و به “جرم محرزِ” قابل پیگرد بدل می‌شوند؟

در سال‌های اخیر، در برخی تجمعات سیاسی در آلمان، گزارش‌هایی مبنی بر سردادن شعارهایی با محتوای خشونت‌آمیز مشاهده شده است. این شعارها دو گونه‌ی اصلی دارند: شعارهای کلی علیه جریان‌های سیاسی، مانند “مرگ بر چپ‌” یا دیگر دستجات سیاسی چون مجاهدین؛ شعارها و تهدیدهای صریح علیه یک گروه قومی مشخص، اتنیک‌ها به‌ویژه کردها، که شامل تهدید به مرگ و حتی تهدید به تجاوز جنسی علیه زنان، خواهران و فرزندان آن‌هاست. در برخی موارد، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی عدم مداخله‌ی فوری‌ی پلیس مطرح شده و این ابهام ایجاد شده است که آیا چنین رفتارهایی اصولاً از منظر حقوق کیفری‌ی آلمان جرم محسوب می‌شوند یا ذیل امر آزادی‌ی بیان قابل تحمل‌اند؟

طبق ماده‌ی ۵ قانون اساسی آلمان (Grundgesetz)، آزادی بیان تضمین شده است. همچنین ماده‌ ۸ این قانون آزادی تجمع را به رسمیت می‌شناسد. با این حال، دادگاه قانون اساسی فدرال (BVerfG) به‌طور مستمر تأکید کرده است که:
“آزادی بیان در جایی پایان می‌یابد که به نقض کرامت انسانی دیگران یا به تهدید جدی نظم عمومی منجر شود”

بنابراین، شعارهای سیاسی، تا زمانی که به سطح جرم کیفری نرسیده‌اند، ممکن است قابل تحمل باشند؛ اما این حمایت در برابر تحریک به خشونت یا تهدید واقعی فرو می‌ریزد.
بر اساس §۱۱۱ (پاراگراف ۱۱۱) قانون مجازات آلمان: “هرکس به‌طور عمومی، در یک تجمع یا از طریق انتشار محتوا، دیگران را به ارتکاب یک عمل غیرقانونی تحریک کند، قابل مجازات است”
تهدیدهایی نظیر “کردها را می‌کشیم” یا “باید به زنان کرد تجاوز کنیم” نه‌تنها بیان نظر نیست، بلکه دعوت صریح به ارتکاب جرایم سنگین (قتل و جرایم جنسی) محسوب می‌شود. تحقق یا عدم تحقق جرمِ مورد دعوت اهمیتی ندارد؛ صرف دعوت عمومی کفایت می‌کند.
ماده‌ی ۱۳۰ قانون مجازات آلمان فدرال یکی از مهم‌ترین ابزارهای حقوق کیفری آلمان در مقابله با نفرت‌پراکنی است. طبق این ماده:
“هرکس علیه یک بخش از جمعیت یا یک گروه ملی، نژادی، قومی یا مذهبی دیگران را به نفرت ورزیدن تحریک کند یا به اقدامات خشونت‌آمیز علیه آن‌ها فراخوان دهد، مجرم است”

کردها بدون تردید یک گروه قومی (ethnische Gruppe) محسوب می‌شوند. بنابراین: شعار “مرگ بر کردها” یا ایراد فحش به آنان، یا تهدید به تجاوز جنسی علیه زنان کرد، به‌طور مستقیم مشمول §۱۳۰ StGB پاراگراف ۱۳۰ در قانون مجازات آلمان فدرال است، زیرا: “گروه هدف، یک گروه قومی مشخص است”؛ “محتوا متضمن تحریک به خشونت شدید و نقض کرامت انسانی است”؛ و “چنین شعارهایی بالقوه نظم عمومی را مختل می‌کنند.” و بنیان و اساسِ یک جامعه با تنوعِ ملی و نژادی را از هم می پاشد.
علاوه بر دو ماده‌ی فوق، تهدید به قتل یا ارتکاب جرایم جنسی علیه اشخاص یا گروه‌ها، می‌تواند تحت §۲۴۱ (پاراگراف ۲۴۱) این قانون StGB نیز قابل تعقیب باشد. تهدید به تجاوز، حتی اگر جمعی و خطاب به گروه باشد، از مصادیق روشن تهدید کیفری است که جزای آن چندین سال زندان خواهد بود.

از منظر حقوق کیفری‌ی آلمان فدرال، “چپ‌ها” معمولاً به‌عنوان یک جریان یا گرایش سیاسی تلقی می‌شوند، نه یک گروه قومی یا مذهبی. بنابراین: شعار “مرگ بر چپ‌ها” یا “مجاهدین” همراه با توهین های جنسی‌ی شنیع، لزوماً مشمول §۱۳۰ نیست؛ اما در صورت همراهی با دعوت عملی به خشونت و خشونت جنسی و شعارهای دعوت به اعمال مجرمانه‌ی خشونت‌آمیز، علیهِ آنان، می‌تواند ذیل ماده‌ی §۱۱۱ یا مداخله‌ی میدانی‌ی پلیس برای دفع خطر قرار گیرد.

امّا، مورد کردها، و دیگر گروه‌های اتنیکی که در زمره‌ی گروه‌های قومی‌ی تحتِ محافظت‌اند؛ هرگونه تهدید یا شعار خشونت‌آمیز علیه آنان به‌طور معمول جرم محرز و قابل تعقیب کیفری‌ی سنگین است.

در رویه‌ی عملی، ممکن است پلیس در لحظه مداخله نکند؛ اما این عدم مداخله به معنای قانونی بودن رفتار نیست. در صورت وجود اسناد و مستنداتی مبنی بر ثبوت و وقوعِ جرم، چون؛ ویدئوی ضبط‌شده، ویدئوهای منتشر شده در دیدارگاه‌های اجتماعی، فایل صوتی، یا شهادت شهود، پرونده می‌تواند توسط دادستانی (Staatsanwaltschaft) حتی مدت‌ها پس از پایان تجمع پیگیری شود. تصمیم نهایی در خصوص مجرمانه بودنِ رفتار، همواره با دادگاه است، نه تشخیص صحنه‌ای پلیس.

نکته‌ای که در این موارد اهمیت اساسی دارد این است که علیهِ این بزهکاری‌ی اجتماعی، نه تنها در آلمان، بلکه در تمام اتحادیه‌ی اروپا می‌توان اقامه‌ی دعوا کرد. حتی اگر بزهکاران در انگلیس یا اسکاندیناوی باشند و شاکیان در کشوری دیگر.

نگارنده که خود تجربه‌ی تقابلی حقوقی در یک پرونده‌ی کیفری، با همین موضوعات را به مثابهِ “شاکی” داشته است، آرزو می کند تمام نیروهای حاضر در صحنه‌ی اعتراضات سیاسی‌ی ایران، در همه‌جای جهان، با هر عقیده و مرامی، به ویژه هواداران سلطنت، این مقطع حساس را که مردم میهن ما درگیر نبردی خونین برای تحقق آزادی و دمکراسی و عدالت‌اند، دریابند و خردمندانه از بروز تشنجات، تهدید به قتل دگراندیشان، تهدید به تجاوز، توهین و تهدیدِ اتنیک‌ها که از مصادیقِ بارز جرم محرز است خودداری ورزند. در عین داشتنِ اختلافاتِ ژرف نظری و سیاسی، تنها با همبستگی و احترام و رعایت حقوق و شخصیّتِ هم‌وطنانمان، امید به فردایی روشن ممکن است. باشد که چنین شود.

آسایش دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است
با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا (از غزل حافظ با مطلع: دل می‌رود ز دستم؛ صاحب‌دلان خدا را)
خسرو باقرپور

برگرفته  از صفحه فیس‌بوک نویسنده

تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۴:۵۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ بسته است

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد