سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۷:۲۶

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۶

راست افراطی در ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

جابر حسینی: اعتراضات دی‌ماه اساساً با مطالبات معیشتی آغاز شد. خاستگاه آن فشارهای اقتصادی و بازار بود، نه فراخوانی سیاسی. حذف شتاب‌زده ارز ترجیحی، خشم گسترده‌ای در جامعه ایجاد کرد و در روزهای ۱۶ و ۱۷ دی، هجوم مردم به فروشگاه‌ها و نگرانی از جهش قیمت کالاهای اساسی، فضای اجتماعی را ملتهب ساخت. این وضعیت شباهت زیادی به تجربه آبان ۹۸ داشت.

ظهور راست افراطی یکی از ویژگی‌های بارز لحظه تاریخی جهان امروز است. سلطنت‌طلبی در ایران نیز در همین چارچوب جهانی قابل تحلیل است. کنش‌های سیاسی چند سال اخیر سلطنت‌طلبان نشان می‌دهد که آن‌ها بسیاری از مؤلفه‌های راست افراطی را در خود دارند و زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شکل‌گیری این گرایش در ایران امروز مهیا شده است. با جریانی شبه‌فاشیستی مواجه‌ایم که برای رسیدن به قدرت، از هر شیوه‌ای بهره می‌گیرد؛ جریانی که به یکی از چالش‌های جدی جنبش‌های اجتماعی در ایران بدل شده است.

سعید مدنی، جامعه‌شناس و زندانی سیاسی برجسته، جامعه ایران را جامعه‌ای جنبشی می‌داند؛ جامعه‌ای که در آن کنش جمعی و اعتراض اجتماعی از حالت مقطعی و استثنایی خارج شده و به بخشی پایدار از زندگی اجتماعی بدل شده است. اعتراضات اجتماعی پیش از سال ۱۳۸۸ نیز وجود داشت، اما از جنبش سبز به بعد، تغییری کیفی رخ داد. اعتراض از یک رویداد گذرا به یک وضعیت مستمر تبدیل شد و در اشکال گوناگون تداوم یافت: جنبش سبز، دی ۹۶، آبان ۹۸، اعتراضات صنفی، جنبش زن، زندگی، آزادی و در نهایت جنبش دی.

اگرچه این جنبش‌ها در امتداد یکدیگر قرار دارند، اما یکسان و یکنواخت نیستند. هر موج اعتراضی متناسب با شرایط تاریخی و اجتماعی زمان خود، هویت و شیوه کنش متفاوتی یافته است. پیوند این جنبش‌ها نه در شباهت ظاهری، بلکه در استمرار نارضایتی‌های ساختاری و بازتولید مطالبات حل‌نشده نهفته است. هویت هر جنبش مستقیماً از دل وضعیت عینی جامعه شکل می‌گیرد و حاصل تعامل پویای شرایط اجتماعی، ساختار قدرت و کنش آگاهانه کنشگران است. ازاین‌رو، با تغییر وضعیت جامعه، هویت و شکل جنبش نیز دگرگون می‌شود. درک این دگرگونی برای تداوم، گسترش و پویایی جنبش امری حیاتی است.

در آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی، اپوزیسیون خارج از کشور عمدتاً نقش بازتاب‌دهنده صدای داخل را ایفا می‌کرد و می‌کوشید خود را با حرکت اجتماعی هماهنگ نشان دهد. اما در ادامه، تغییر مهمی رخ داد. بخش بزرگی از اپوزیسیون رابطه خود را با منطق درونی جنبش قطع کرد و به‌جای بازتاب مطالبات مردم، تلاش کرد خواست‌های خود را بر جنبش تحمیل کند. با استفاده از امپراتوری رسانه‌ای و حمایت علنی آمریکا و اسرائیل، کوشیدند رضا پهلوی را به‌عنوان رهبر جنبش‌ها در افکار عمومی جا بیندازند. این روند مانع شکل‌گیری همگرایی سیاسی شد و در جنبش دی، این وضعیت به‌مراتب تشدید گردید.

هرگاه یک جریان سیاسی یا اپوزیسیون بخواهد خواست‌های خود را بر جنبش اجتماعی تحمیل کند، جنبش از منطق درونی و مطالبات واقعی جامعه فاصله می‌گیرد و دچار انحراف می‌شود. در جنبش‌های اخیر ایران، سلطنت‌طلبان با تمرکز بر رساندن رضا پهلوی به قدرت، فاصله خود را با واقعیت اجتماعی جنبش عمیق‌تر کردند و عملاً بیش از آنکه بازتاب‌دهنده صدای جامعه باشند، سخنگوی جریان سلطنت‌طلبی شدند. محور قرار دادن پهلوی، جنبش را از مسیر اصلی خود منحرف کرد.

تجربه کشورهایی که از اقتدارگرایی عبور کرده‌اند نشان می‌دهد مسیرهای گذار متنوع‌اند: گذار توافقی، گذار مبتنی بر فشار اجتماعی پایدار، گذار انقلابی، اصلاح از بالا یا حتی مداخله خارجی. موفقیت هر یک از این مسیرها به توازن نیروهای اجتماعی، انسجام جامعه مدنی و توان نهادسازی پس از اقتدارگرایی وابسته است. اما برای سلطنت‌طلبان تنها یک مسیر اهمیت دارد: مسیری که به بازگشت رضا پهلوی به قدرت منتهی شود. از همین‌رو، سایر جریان‌های سیاسی که به شیوه‌های دیگر گذار باور دارند، نه رقیب سیاسی بلکه دشمن تلقی می‌شوند و آماج حمله قرار می‌گیرند.

ناامیدی، فقدان چشم‌انداز سیاسی روشن و خلأ نمایندگی در بخش‌هایی از جامعه، زمینه گرایش مقطعی به رضا پهلوی را فراهم کرده است. با این حال، این گرایش را نمی‌توان به‌عنوان واقعیت غالب جامعه تفسیر کرد. در اعتراضات دی‌ماه، سوءبرداشتی در میان بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور شکل گرفت مبنی بر اینکه همه مردم ایران خواهان بازگشت سلطنت‌اند؛ برداشتی که با واقعیت میدانی اعتراضات هم‌خوانی نداشت و بیش از آنکه واقعیت باشد، توهمی سیاسی بود.

اعتراضات دی‌ماه اساساً با مطالبات معیشتی آغاز شد. خاستگاه آن فشارهای اقتصادی و بازار بود، نه فراخوانی سیاسی. حذف شتاب‌زده ارز ترجیحی، خشم گسترده‌ای در جامعه ایجاد کرد و در روزهای ۱۶ و ۱۷ دی، هجوم مردم به فروشگاه‌ها و نگرانی از جهش قیمت کالاهای اساسی، فضای اجتماعی را ملتهب ساخت. این وضعیت شباهت زیادی به تجربه آبان ۹۸ داشت.

هم‌زمانی حذف ارز ترجیحی با فراخوان رضا پهلوی، به حضور گسترده مردم در خیابان‌ها انجامید. سلطنت‌طلبان توانستند بر این موج سوار شوند و آن را به نفع روایت سیاسی خود بازنمایی کنند؛ امری که بیش از آنکه ناشی از پایگاه اجتماعی واقعی باشد، حاصل خلأ روایت مسلط و آشفتگی در فضای اپوزیسیون بود.

وعده‌های پایان قریب‌الوقوع رژیم و کمک‌های خارجی نیز به این توهم دامن زد.

امروز پهلوی‌چی‌ها خود را مالک اصلی اعتراضات می‌دانند و با شیوه‌هایی شبه‌فاشیستی، سایر جریان‌های اپوزیسیون را حذف و طرد می‌کنند. آن‌ها می‌کوشند خواست خود را به هر شکل ممکن بر جنبش تحمیل کنند، بی‌آنکه به منطق درونی و واقعیات اجتماعی آن توجه داشته باشند. اما تاریخ بارها نشان داده است که موج‌های برآمده از شرایط ناپایدار، ماندگار نیستند و دلایل متعددی وجود دارد که این موج نیز فروکش کند.

جنبش اجتماعی ایران امروز میان دو جریان تمامیت‌خواه گرفتار شده است: از یک‌سو نظام حاکمی که حفظ قدرت را به هر قیمتی دنبال می‌کند و از سوی دیگر بخشی از اپوزیسیون که برای رسیدن به قدرت، همان منطق حذف و انحصار را بازتولید می‌کند. این دوگانه، چالش اصلی پیش‌روی جنبش‌های اجتماعی در ایران معاصر است.

تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۰:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی