سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۲:۱۴

پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۴

منطق سلطه و آتش بر فراز شهرها

آنچه امروز در ایران و غزه دیده می‌شود، جلوه‌های متفاوت یک سیاست واحد است؛ سیاستی که امنیت را از مسیر ناامن‌سازی دیگران تعریف می‌کند. تا زمانی که این منطق بر روابط بین‌الملل حاکم باشد، آسمان شهرها می‌تواند هر لحظه به صحنه نمایش قدرت بدل شود. دفاع از صلح، در چنین جهانی، تنها یک موضع اخلاقی نیست؛ یک ضرورت تاریخی است. صلحی که بر پایه عدالت، احترام متقابل و برابری ملت‌ها بنا شود، نه بر لوله تفنگ و سایه بمب‌افکن‌ها.
Getting your Trinity Audio player ready...

تحلیل رخدادهای خونین خاورمیانه بدون درک سازوکار امپریالیسم ممکن نیست. امپریالیسم در شکل معاصر خود صرفاً اشغال کلاسیک سرزمین‌ها نیست، بلکه نظامی پیچیده از برتری نظامی، فشار اقتصادی، مهندسی بی‌ثباتی و مدیریت بحران‌های دائمی است. در رأس این ساختار، ایالات متحده آمریکا قرار دارد؛ قدرتی که با شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی، ائتلاف‌های امنیتی و ابزارهای مالی جهانی، اراده سیاسی خود را در مناطق حساس جهان اعمال می‌کند. در خاورمیانه، این راهبرد بدون هم‌پیمانی استراتژیک با اسرائیل معنا نمی‌یابد؛ دولتی که برتری نظامی مطلق را ضامن بقای خود تعریف کرده و در این مسیر، از حمایت بی‌قید و شرط واشنگتن برخوردار است.

در این چارچوب، جنگ نه یک استثنا بلکه ابزاری برای تنظیم موازنه قدرت است. فشار حداکثری، تحریم‌های فلج‌کننده، عملیات‌های خرابکارانه و حملات نظامی محدود، همگی حلقه‌هایی از زنجیره‌ای هستند که هدف آن فرسایش توان داخلی کشورها و تحمیل اراده سیاسی از بیرون است. سیاستی که خود را با ادبیات «بازدارندگی» و «دفاع پیش‌دستانه» می‌پوشاند، در عمل به عادی‌سازی خشونت علیه ملت‌ها انجامیده است.

حملات و تهدیدهای نظامی علیه ایران باید در همین بستر دیده شود. هر اقدام نظامی مستقیم یا غیرمستقیم که امنیت شهرها، زیرساخت‌ها و جان شهروندان را هدف قرار دهد، صرف‌نظر از عنوانی که بر آن گذاشته می‌شود، نقض حاکمیت ملی و تعرض به امنیت انسانی است. تحریم‌های گسترده‌ای که زندگی روزمره مردم را تحت فشار قرار داده، در کنار تهدید دائمی جنگ، فضایی از نااطمینانی مزمن ایجاد کرده است؛ فضایی که توسعه اقتصادی و اصلاحات درونی را با مانع روبه‌رو می‌کند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که سیاست فشار، بیش از آنکه ساختار قدرت را تضعیف کند، طبقات فرودست را آسیب‌پذیر می‌سازد.

در فلسطین، به‌ویژه در غزه، این منطق با صراحتی بی‌پرده اجرا شده است. محاصره طولانی‌مدت، تخریب گسترده مناطق مسکونی، هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی و کشته شدن هزاران غیرنظامی، تصویری از امنیتی ارائه می‌دهد که بر ویرانه‌ها بنا شده است. وقتی مدارس و بیمارستان‌ها به نقاطی ناامن بدل می‌شوند و خانه‌ها در چند ثانیه فرو می‌ریزند، روشن می‌شود که در معادله قدرت، زندگی غیرنظامیان در حاشیه قرار گرفته است. حمایت سیاسی و تسلیحاتی آمریکا از این روند، نشان می‌دهد که مسئله صرفاً یک نزاع محلی نیست، بلکه بخشی از نظم منطقه‌ای مطلوب واشنگتن است.

در جنوب ایران، اگر کلاس درسی در میناب هدف انفجار یا بمباران قرار گیرد و کودکانی که صبح با امید به آینده راهی مدرسه شده‌اند، به خانه بازنگردند، جامعه آن را فاجعه‌ای ملی می‌نامد. همان تصویر در غزه، با همان نیمکت‌های شکسته و کیف‌های مدرسه زیر آوار، سال‌هاست تکرار می‌شود. در هر دو صحنه، مادرانی هستند که نام فرزندشان را در میان دود و خاک صدا می‌زنند و پدرانی که با دستان خالی آوار را کنار می‌زنند. در هر دو جا، سیاستی که از هزاران کیلومتر دورتر طراحی شده، بر زندگی مردمی عادی فرود می‌آید. این تصویر، عریان‌ترین نمود منطق سلطه است؛ جایی که کودک نه موضوع امنیت، بلکه «هزینه جانبی» تلقی می‌شود.

کشتار مردم عادی، چه در حملات مستقیم و چه در اثر محاصره و فروپاشی زیرساخت‌ها، پیامد ناگزیر راهبردی است که برتری نظامی را معیار حقانیت می‌داند. وقتی فروش تسلیحات و تثبیت ائتلاف‌های نظامی به اولویت سیاست خارجی بدل می‌شود، صلح به حاشیه رانده می‌شود. مجتمع‌های نظامی ـ صنعتی در چنین ساختاری از تداوم بحران سود می‌برند، و بحران برای توجیه حضور نظامی دائمی ضروری می‌شود. نتیجه، منطقه‌ای است که همواره در آستانه انفجار نگه داشته می‌شود.

به چالش کشیدن این وضعیت، پیش از هر چیز مستلزم دفاع از اصل استقلال و حق تعیین سرنوشت ملت‌هاست. حمله نظامی، خرابکاری سازمان‌یافته و تحریم فراگیر، هیچ‌یک ابزار مشروع برای حل اختلافات سیاسی نیستند. تاریخ نشان داده است که بمباران، دموکراسی تولید نمی‌کند و تحریم، عدالت اجتماعی نمی‌آورد. تغییر پایدار تنها از مسیر اراده آگاهانه مردم و اصلاحات درونی شکل می‌گیرد، نه از دل جنگنده‌ها و ناوهای هواپیمابر.

نقد امپریالیسم به معنای نادیده گرفتن کاستی‌های داخلی نیست؛ بلکه تأکید بر این واقعیت است که فشار خارجی اغلب راه اصلاح را دشوارتر می‌کند و جامعه را در وضعیت تدافعی دائمی قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، همبستگی ملی و پرهیز از پروژه‌هایی که به تجزیه یا وابستگی بیشتر می‌انجامد، ضرورتی حیاتی است. کشوری که زیر سایه تهدید خارجی قرار دارد، بیش از هر زمان نیازمند انسجام و اتکا به ظرفیت‌های درونی است.

آنچه امروز در ایران و غزه دیده می‌شود، جلوه‌های متفاوت یک سیاست واحد است؛ سیاستی که امنیت را از مسیر ناامن‌سازی دیگران تعریف می‌کند. تا زمانی که این منطق بر روابط بین‌الملل حاکم باشد، آسمان شهرها می‌تواند هر لحظه به صحنه نمایش قدرت بدل شود. دفاع از صلح، در چنین جهانی، تنها یک موضع اخلاقی نیست؛ یک ضرورت تاریخی است. صلحی که بر پایه عدالت، احترام متقابل و برابری ملت‌ها بنا شود، نه بر لوله تفنگ و سایه بمب‌افکن‌ها.

تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند, ۱۴۰۴ ۰:۲۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان