سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۴:۴۷

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۷

جنگ بالا گرفت، آژیرها همچنان خاموش‌اند، خبری از پناهگاه نیست

در شرایطی که شهروندان یک بار دیگر تجربه زندگی در فضای جنگی را پشت سر می‌گذارند، پرسش‌های مهمی مطرح می‌شود:اگر هشدارها از پایگاه رسمی به گوش مردم نرسد مسئولیت خطری که متوجه شهروندان می‌شود با چه کسی است؟ اگر خطر جدی ایجاد شود، دسترسی های حیاتی مردم قطع شود باید به کجا پناه ببرند؟ و زیرساخت‌هایی که برای اطلاع‌رسانی نصب شده‌اند، دقیقاً چه زمانی قرار است فعال شوند؟

به گزارش اقتصادنیوز، در کمتر از یک سال، شهروندان ایرانی دو بار تجربه‌ای را از سر گذرانده‌اند که برای بسیاری از نسل‌های جدید تقریباً فراموش شده بود: «زندگی در سایه جنگ»

تجربه‌ای که نه فقط به معنای شنیدن خبر حمله یا دیدن تصاویر در شبکه‌های اجتماعی، بلکه به معنای زیستن در شهری است که هر لحظه ممکن است هدف حمله قرار گیرد.با این حال آنچه در این تجربه تازه بیش از همه جلب توجه می‌کند، نه فقط خود جنگ، بلکه نبود سازوکارهای ابتدایی هشدار و پناه است؛ سازوکارهایی که در بسیاری از کشورهای درگیر بحران، جزو بدیهی‌ترین بخش‌های مدیریت شهری محسوب می‌شوند.

بخشی از مسئولیت مدیریت شهری در زمان بحران به ایجاد زیرساخت‌های هشدار و پناهگاه برای شهروندان مربوط می‌شود؛ از نصب آژیرهای عمومی و سامانه‌های اطلاع‌رسانی اضطراری گرفته تا طراحی پناهگاه‌ها و تعیین فضاهای امن در بافت شهری.

این اقدامات معمولاً در حوزه وظایف نهادهای شهری و مدیریت بحران تعریف می‌شوند تا در صورت بروز جنگ یا حملات احتمالی، شهروندان بدانند چه زمانی باید هشدار را جدی بگیرند و به کجا پناه ببرند. با این حال در شهرهای ایران، با وجود تجربه دوباره فضای جنگی در یک سال گذشته، به نظر می‌رسد بخش مهمی از این زیرساخت‌ها یا ایجاد نشده یا در لحظه‌ای که انتظار می‌رفت کارکرد داشته باشند، عملاً فعال نبوده‌اند.

جنگی که دوبار در یکسال به شهرها بازگشت

ایرانی‌ها در فاصله‌ای کوتاه، دو مقطع پرتنش را تجربه کردند. نخست دوره‌ای که به «جنگ ۱۲ روزه» معروف شد؛ دوره‌ای که در خرداد ماه ۱۴۰۴ فضای امنیتی و نگرانی عمومی در شهرها به شکل محسوسی افزایش یافت.

در روزهای بعد از جنگ، یکی از اقداماتی که در پایتخت انجام شد، نصب بلندگوهایی در نقاط مختلف شهری بود. هدف از این بلندگوها، اطلاع‌رسانی در مواقع اضطراری عنوان می‌شد؛ سیستمی شبیه آنچه در بسیاری از کشورها برای اعلام خطر، هشدار حمله یا اطلاعیه‌های فوری استفاده می‌شود.

شهروندان گمان می‌کردند این زیرساخت تازه می‌تواند در صورت بروز بحران، دست‌کم نقش یک سامانه هشدار عمومی را ایفا کند.اما با شروع موج تازه درگیری‌ها از ۹ اسفند ۱۴۰۴، واقعیت دیگری آشکار شد.

بلندگوهای شهری بی‌صدا ماندند

با آغاز دوباره فضای جنگی، انتظار عمومی این بود که همان بلندگوهای نصب‌شده در سطح شهر فعال شوند؛ دست‌کم برای اعلام هشدار یا اطلاع‌رسانی درباره وضعیت امنیتی در دسترس باشند. اما گزارش‌های شهروندان نشان می‌دهد که در طول این دوره، این سیستم ها یکبار هم فعال نشده است.

نه هشدار تخلیه‌ای اعلام شد نه آژیر حمله‌ای به صدا درآمد، و نه حتی اطلاعیه‌ای برای پناه گرفتن یا آمادگی پدافندی از طریق این سیستم‌ها پخش شد.

در واقع، زیرساختی که قرار بود در لحظه بحران کارکرد حیاتی داشته باشد، در حساس‌ترین زمان ممکن ساکت ماند.

برای بسیاری از شهروندان، این سکوت پرسشی جدی ایجاد کرده است: اگر این بلندگوها برای چنین شرایطی نیستند، پس دقیقاً برای چه بودجه‌ای برایشان صرف شد؟

خلا بزرگ‌تر از آژیرها در این جنگ چیست؟

اما مسئله فقط به سیستم هشدار محدود نمی‌شود. مشکل بزرگ‌تر جایی آشکار می‌شود که به موضوع پناهگاه‌های شهری نگاه می‌کنیم.در بسیاری از کشورها، حتی کشورهایی که سال‌ها است درگیر جنگ نبوده‌اند، بخشی از برنامه‌ریزی شهری به تأمین فضاهای امن در شرایط حمله اختصاص دارد. این فضاها ممکن است زیرزمین ساختمان‌ها، ایستگاه‌های مترو، تونل‌ها یا پناهگاه‌های عمومی طراحی‌شده باشند.

در ایران اما چنین شبکه‌ای برای استفاده عمومی وجود ندارد.در شرایطی که شهروندان در معرض خطر احتمالی قرار می‌گیرند، گزینه مشخصی برای پناه گرفتن در مقیاس شهری تعریف نشده است. در نتیجه، افراد ناچارند به راه‌حل‌های فردی و پراکنده متوسل شوند؛ از رفتن به زیرزمین خانه‌ها گرفته تا ماندن در راه‌پله‌ها یا فضاهای نیمه‌محافظت‌شده.

تجربه جهانی: شهرهایی که برای بدترین سناریو آماده‌اند

نگاهی به تجربه جهانی نشان می‌دهد که بسیاری از کشورها، حتی در زمان صلح، زیرساخت‌های گسترده‌ای برای حفاظت از شهروندان در برابر حملات احتمالی ایجاد کرده‌اند.

در اسرائیل، تقریباً تمام ساختمان‌های جدید دارای اتاق امن هستند؛ اتاقی با دیوارهای بتنی ضخیم و درهای تقویت‌شده که برای مقاومت در برابر موج انفجار طراحی شده است. علاوه بر آن، در سطح شهرها پناهگاه‌های عمومی متعددی وجود دارد که شهروندان می‌توانند در زمان شنیدن آژیر به آنجا مراجعه کنند.

در سوئیس، یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های پناهگاه در جهان ساخته شده است. بر اساس قوانین این کشور، تقریباً برای کل جمعیت ظرفیت پناهگاهی وجود دارد. بسیاری از ساختمان‌ها دارای پناهگاه‌های زیرزمینی هستند که در شرایط اضطراری می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند.

در فنلاند نیز شهرهایی مانند هلسینکی دارای شبکه‌ای از پناهگاه‌های بزرگ زیرزمینی هستند. این فضاها در زمان عادی ممکن است به عنوان پارکینگ، سالن ورزشی یا انبار استفاده شوند، اما در صورت بحران ظرف مدت کوتاهی به پناهگاه تبدیل می‌شوند.

حتی در کشورهایی مانند کره جنوبی که در سایه تنش دائمی با همسایه شمالی قرار دارند، ایستگاه‌های مترو و فضاهای زیرزمینی به‌عنوان پناهگاه‌های بالقوه طراحی شده‌اند و مسیر دسترسی به آن‌ها در سطح شهر با تابلوهای مشخص علامت‌گذاری شده است.

آژیرها؛ ساده اما حیاتیند چون

در بسیاری از این کشورها، سیستم هشدار عمومی نقش کلیدی دارد.آژیرهای شهری، پیام‌های اضطراری روی تلفن همراه، اعلامیه‌های رادیویی و تلویزیونی و حتی اپلیکیشن‌های مخصوص هشدار، همگی بخشی از یک شبکه اطلاع‌رسانی سریع هستند.

در برخی کشورها حتی تمرین‌های دوره‌ای برای آشنایی مردم با این سیستم‌ها برگزار می‌شود. برای مثال در سوئیس هر سال یک روز مشخص برای آزمایش سراسری آژیرهای هشدار تعیین شده است.هدف این تمرین‌ها ساده است: اگر روزی خطر واقعی رخ داد، همه بدانند باید چه کار کنند.

شهرهایی بدون نقشه پناه در سراسر ایران

در ایران اما چنین نقشه‌ای برای شهروندان وجود ندارد.اگر حمله‌ای رخ دهد، مردم دقیقاً نمی‌دانند باید به کجا بروند. نه نقشه‌ای از پناهگاه‌های عمومی منتشر شده و نه زیرساختی گسترده برای چنین موقعیتی معرفی شده است.این وضعیت باعث می‌شود در لحظه بحران، واکنش‌ها بیشتر به صورت فردی و پراکنده شکل بگیرد؛ امری که می‌تواند خطرات را افزایش دهد.

در میان این خلأ عمومی، روایت‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد در برخی مناطق خاص، وضعیت متفاوت است.

بر اساس گفته برخی ساکنان، در بعضی شهرک‌های نظامی سیستم‌های هشدار و آژیر فعال هستند. نام‌هایی مانند شهرک محلاتی یا ازگل در این روایت‌ها مطرح می‌شوند؛ مناطقی که گفته می‌شود در صورت وقوع وضعیت اضطراری، آژیرها در آن‌ها به صدا در می‌آید و اطلاع‌رسانی انجام می‌شود.

اگر این روایت‌ها درست باشد، معنایش این است که زیرساخت هشدار وجود دارد، اما دسترسی به آن محدود و برای افراد ساکن در محلات خاصی از پایتخت است.

پرسشی که همچنان باقی است

در شرایطی که شهروندان یک بار دیگر تجربه زندگی در فضای جنگی را پشت سر می‌گذارند، پرسش‌های مهمی مطرح می‌شود:اگر هشدارها از پایگاه رسمی به گوش مردم نرسد مسئولیت خطری که متوجه شهروندان می‌شود با چه کسی است؟ اگر خطر جدی ایجاد شود، دسترسی های حیاتی مردم قطع شود باید به کجا پناه ببرند؟ و زیرساخت‌هایی که برای اطلاع‌رسانی نصب شده‌اند، دقیقاً چه زمانی قرار است فعال شوند؟پرسش‌هایی که تا این لحظه، پاسخ روشنی برایشان ارائه نشده است.

 

عکس و گزارش برگرفته از سایت اقتصادنیوز

تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند, ۱۴۰۴ ۷:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی