این که انگیزهشان از این عقبنشینی به دغدغه ناشی از مشاهده ویرانی ایران و تخریب حداقلهای زیست مردم برمیگردد یا از خشم و روگردانی همین مردم به بیم افتادهاند یا از سر ناامیدی از رژیم چنج از طریق نظامی است یا مجموعا فشار و لعنت افکار عمومی به تجدیدنظرشان واداشته به هر دلیلی که باشد، حالا به هر صورت عقبنشینی آغاز کردهاند.
آن یکی برندۀ صلح نوبل که دعوت به جنگ کرده بود حالا معلوم نیست که به چه دلیلی صرفا کشتن خامنهای را کافی میداند و ادامه جنگ را نامشروع توصیف میکند،
مشاور شاهزاده که پیشتر نقشه تهیه کرده بود که اسرائیل باید بندر خارگ و پالایشگاهها را بزند، حالا زیر توئیت رهبر اپوزیسیون اسرائیل کامنت میگذارد که نه، تو رو خدا این کار را نکنید و فقط کشتیها را توقیف کنید
و این یکی مشاور شاهزاده خواهان پایان رقص و قربان و صدقه رفتن ترامپ و نتانیاهو شده و از اسرائیل میخواهد که فقط چهرههای رژیم را بکشد و ایران را ویران نکند.
آمریکا و اسرائیل اگر حمایت این حضرات از جنگ را دستاویز محکمتری برای مشروع جاانداختن جنگ کردهاند، حالا لزوما به خواست این حضرات که چه بکنند یا نکنند توجهی نمیکنند. آنها اهداف و منافع خود را دارند.
این که حالا این حضرات به هر انگیزۀ مبهم و احیانا مشکوکی در حمایت از جنگ دنده عقب گرفتهاند، نباید ناخرسند بود؛ مشکل این است که بخشی از مردم که به تحریک و تشویق این حضرات دل به ثمرۀ “جنگ تمیز” بسته بودند، یا هنوز در توهماند و از ادامۀ جنگ دل نکندهاند یا وارد روندی از سرخوردگی و ناامیدی و احیانا تقدیرگرایی و انفعال میشوند.
بدتر از حال و روز این مردم، وضعیت جماعتی است که مثلا اهل سیاست و زیر و بم آن هستند، و هنوز هم اصرار دارند که آمریکا و اسرائیل باید “تا تهاش” بروند و هر ندای خواهان پایان جنگ را با هزار انگ و اتهام منکوب میکنند.
روزگار هولناکی است.
برگرفته از کانال تلگرامی ندای جمهوری ایران
توئیت مشاور شاهزاده که فرمان پایان رقص و پایکوبی داده است/گشت ها👇
نجات بهرامی: «جمعیت بزرگ ایرانیان چه در خیابانهای غربی و چه در شبکههای اجتماعی میتواند اصلیترین خواستههای ملت را با صدای بلند نمایندگی کند. حمله آمریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی ده روز است که شروعشده و دیگر تشکر و شادمانی در خیابانها لازم نیست. تداوم ضربهزدن تا سرنگونی جمهوری اسلامی، تمرکز بیشتر بر زدن چهرهها، حفظ تمامیت ارضی ایران، پرهیز از انهدام زیرساختهای غیرنظامی و مواردی از این دست باید به خواستههای اصلی ما و مضمون پوسترها و شعارها و هشتگها تبدیلشود. بزرگترین خطر که البته کمترین احتمال وقوع را دارد، تجربه عراق دهه ۹۰ است. یعنی نیمهکاره رهاکردن عملیات و ماندن حکومت زخمی و وحشی با مردم بیسلاح. به هر حال، در شرایطی که متغیرهای خارج از کنترل ما در سرنوشت ایران دخیل هستند، چارهای جز اتحاد و تداوم فعالیتهای هماهنگ و موثر نیست.»
https://x.com/i/status/2031066530042060854



