|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
فیکرت آکفیرات
ترجمه ی: علی قره جه لو
اجلاس ناتو در آنکارا، شکافهای راهبردی سیاست ترکیه را دوباره آشکار کرد؛ سه جریان سیاسی، هرکدام با خوانشی متفاوت از ناتو و جایگاه ترکیه در نظم آتلانتیک، تصویری ناهمگون از آیندهٔ سیاست خارجی کشور ارائه دادند.
گروه اول، شامل حکومت و محافل سیاسی اطراف آن است. می توان دیدگاه های این بخش را در خطوط کلی چنین خلاصه کرد: “ارزش استراتژیک و اثربخشی ترکیه افزایش یافته است. به همین دلیل، اکنون ما کشور مرکزی ناتو هستیم؛ ما دستور کار سازمان را تعیین خواهیم کرد.”
از سوی دیگر، تیم اماماوغلو–اؤزل در حزب جمهوریخواه خلق (CHP) ناتو را مترادف «دموکراسی» معرفی میکند. آنها میگویند حکومت آ ک پارتی دموکراتیک نیست و بنابراین ترکیه برای ایفای نقش واقعی در ناتو نیازمند یک دولت «ناتوپرستِ بهتر» است. این روایت آشکارا از پایتختهای آتلانتیک درخواست حمایت میکند و تلاش دارد خود را بهعنوان شریک قابل اعتمادتر معرفی کند.
در جبههٔ مخالف حکومت نیز خطی سیاسی وجود دارد که موضعی کلی مبتنی بر مخالفت با ناتو اتخاذ میکند.
صاحبان این دیدگاه در نظر نمی گیرند که آمریکا در هژمونیسم دچار پس روی شده، تناقضات بین آمریکا و اروپا و گرایش های گریز از مرکز درون اتحاد آتلانتیک در حال افزایش است و مهم تر از همه، فرایند چندقطبی شدن باعث تغییر تعادل به نفع کشورهای در حال توسعه شده است.
کارکرد ناتو
نقطه مشترک این سه رویکرد این است که ناتو در وضعیت کنونی خود را، مستقل از تغییر توازن قدرت جهانی ارزیابی می کند. در حالی که، برای درک معنای واقعی اجلاس آنکارا، ابتدا باید دید که در کدام شرایط تاریخی ناتو تلاش می کند تا خود را بازسازی کند.
اول از همه، باید روی این نکته تأکید کنیم: دنیا دیگر آن دنیایی نیست که در دهه ۱۹۹۰ بود و ناتو دیگر ناتوی سابق نیست.
به همین دلیل است که صحبت از نیاز به بازسازی ناتو و ناتوی جدید می شود. علت آن این است اتحادیه نتوانسته وظیفه و مأموریت سابق خود را به به شکل دلخواه انجام دهد. می توان این مأموریت را به طور کلی چنین تعریف کرد:
اتحاد نظامی ، سیاسی و اقتصادی کشورهای امپریالیستی به گونه ای که تناقضات میان آن ها به حداقل برسد و بدین ترتیب با به عنوان یک بلوک متحد در برابر جهان در حال توسعه عمل کند، تا تداوم مؤثر هژمونی امپریالیستی را تضمین نماید.
تلاش هایی که طی ۱۰ سال گذشته در مراکز حساس پایتخت های سیستم آتلانتیک انجام شده و پیش و پس از اجلاس ناتو در آنکارا شدت گرفته، برای مقابله با تضعیف روز افزون نقش اتحاد در انجام این مأموریت انجام می شود.
آیا بازسازی می شود یا دچار فروپاشی شده است؟
درست در این نقطه باید این سؤال را مطرح کنیم: آیا شرایطی وجود دارد که به اتحاد آتلانتیک امکان دستیابی به این هدف را بدهد؟
وضعیت عینی که همه، با مخالفان و حامیان خود، می پذیرند این است: ما در دوره ای هستیم که نظم تحت حمایت آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم تأسیس شد و ۳۰ سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ادامه داشت، در حال فروپاشی است.
بدون شک، این به معنای فروپاشی کامل نظام امپریالیستی نیست. با این حال، فرسایش رفتار جمعی کشورهای امپریالیستی در برابر جهان در حال توسعه منجر به ظهور تصویری متفاوت از توازن قدرت جهانی در دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ می شود.
در این شرایط، فرقی نمی کند چه اقداماتی انجام شود، این سیستم قادر به دوام نیست. بنابراین، لازم است درک کنیم که ناتو و یا “ناتوی جدید” یک رؤیای میان مدت و ادعایی است که فراتر از عملیات روانی علیه جهان در حال توسعه نمی رود.
نگه داشتن ترکیه زیر چتر اتحادیه
ارباب و شرکای اصلی ناتو به طور طبیعی از این واقعیت آگاهند. به همین دلیل، استراتژی فعلی ناتو با هدف مختل کردن تلاش های کشورهای در حال توسعه برای ایجاد نظم جایگزین علیه نظام امپریالیستی است، نه بازگرداندن هژمونی سابق خود. یکی از نمونه های عینی این موضوع ترکیه است. هدف این است که ترکیه را از برقراری شراکت های نظامی و اقتصادی با کشورهای منطقه به شکل مستقل از سیستم آتلانتیک جلوگیری کند. در این زمینه، اگرچه ترکیه شریک ناپایدار ائتلاف است که گهگاه به طور مستقل عمل می کند، اما بهتر است در چارچوب چتر سیستم باقی بماند تا اینکه کنار گذاشته شود. زیرا به این ترتیب، بسیج پتانسیل ترکیه برای تحقق منافع ملی اش محدود خواهد بود.
در این چارچوب، ازمنظرترکیه گمراه کننده خواهد بود که فکر کنیم ماندن ترکیه در اتحاد آتلانتیک به طور دوره ای دارای بعضی دستاوردهای تاکتیکی است. زیرا این دستاوردها نتیجه راهبردی به نفع منافع ملی ترکیه در میان مدت و بلندمدت به همراه ندارد.
لینک اصل مقاله در روزنامه آیدینلیک:



