|
Getting your Trinity Audio player ready...
|

تنشهای نظامی میان ایران و ایالات متحده در روزهای اخیر وارد مرحلهای تازه و نگرانکننده شده است. حملات آمریکا به جنوب ایران و آسیبدیدن زیرساختهای حیاتی کشور، زندگی روزمره میلیونها شهروند را مختل کرده و نگرانیهای جدی انسانی و امنیتی را در پی داشته است. گسترش این درگیریها نهتنها جان غیرنظامیان را در معرض خطر قرار داده، بلکه خطر بیثباتی بیشتر در منطقه و پیامدهای گستردهتر آن را افزایش داده است.
این تشدید تنش در شرایطی رخ میدهد که تفاهمنامه موقتی میان ایران و آمریکا، با وجود اشکالات جدی حقوقی و جامع و مانع نبودن مفاد آن، با هدف توقف عملیاتهای نظامی، بازگشایی تنگه هرمز و گشودن مسیر صلح به امضا رسیده بود، اما کمتر از یک ماه بعد در عمل فروپاشید. قرار بود این تفاهمنامه ظرف ۶۰ روز به توافقی جامع درباره برنامه هستهای ایران و لغو تحریمها منجر شود، اما تحولات میدانی نشان میدهد که این مسیر عملاً مسدود شده است.
شکست تفاهمنامه ایران و آمریکا تنها محصول تحولات میدانی نیست؛ عوامل داخلی و خارجی در این بنبست نقش داشتهاند. در بیرون، اسرائیل و برخی متحدان آمریکا آشکارا با هرگونه توافق پایدار میان ایران و آمریکا مخالفت کردهاند. سخنان اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، دربارهٔ «پولپاشی اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل تفاهمنامه به توافق»، پرده از نقش مستقیم اسرائیل در این روند برمیدارد.
در داخل ایران نیز، جریان ضدملی و حداقلی پایداری، بیآنکه خود هزینهای از تداوم جنگ بپردازد و بیاعتنا به اینکه ادامه این جنگ چه جانهای عزیزی را خواهد گرفت و چه سرمایههای ملی و زیرساختهای کشور را به آتش خواهد کشید، بدون ارائه هیچ راهحل جایگزینی، مسیر توافق و مصالحه را «بیراهه» میخواند و آن را تخطئه میکند.
راستهای افراطی برانداز و وابسته در خارج از کشور و راستهای افراطی ایدئولوژیک و ضدملی در داخل، سیاست را نه در چارچوب منافع ملی و مصلحت ایران، بلکه در پیوند با منافع باندی، فرقهای و اهداف غیرملی تعریف میکنند
همراستایی این جریانها با مخالفان تفاهمنامه در ایالات متحده و اسرائیل تا آنجاست که حتی رئیسجمهور مسعود پزشکیان، که همواره بر سیاست موسوم به «وفاق ملی » و پرهیز از دامن زدن به شکافهای داخلی تأکید کرده است، از شنیده شدن «صدای صهیونیستها از زبان برخی کارشناسان صداوسیما» سخن گفته است. آقای محمد خاتمی نیز نسبت به همسویی افراطیون داخلی با سیاستهای جریانهای صهیونیستی هشدار داده اند.
این در حالی است که بخش بزرگی از شهروندان آمریکا و اکثریت بزرگی از مردم ایران، نه خواهان تداوم جنگ، بلکه خواهان کاهش تنش، دستیابی به توافق و استقرار صلح هستند.
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) تلاش جریانهای جنگطلب و افراطی در داخل کشور را که با دامن زدن به شکافهای داخلی، کانون توجه را از خطر اصلی منحرف میکنند، شدیداً محکوم میکند و هشدار میدهد که انتقال محور بحران از مقابله با تهدیدهای خارجی به منازعات و تسویهحسابهای داخلی، یکی از شناختهشدهترین الگوهای فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف انسجام ملی است. تداوم این روند میتواند اعتماد عمومی را آسیب بزند، شکافهای اجتماعی را تعمیق کرده و جامعه را در چرخهای از خودفرسایی گرفتار سازد. در چنین شرایطی، حفظ همبستگی ملی و پرهیز از هرگونه سیاست و رفتاری که به تشدید شکافهای اجتماعی دامن بزند، یک مسئولیت ملی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است صدای نیروهای آزادیخواه، دموکراسیخواه، توسعهگرا و مدافع یکپارچگی ایران رساتر شنیده شود؛ صدایی که بر حفظ جان شهروندان، پاسداری از زیرساختهای حیاتی کشور، جلوگیری از گسترش جنگ و ویرانی، تقویت انسجام ملی و تأمین منافع ملی ایران تأکید دارد
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، تجاوز نظامی به ایران و حملات آمریکا و متحدانش را که جان غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی کشور، از جمله بیمارستانها، پلها، راههای مواصلاتی، فرودگاهها، شبکههای آب و برق و دیگر تأسیسات عمومی را هدف قرار داده و مصداق جنایت جنگی است، قویاً محکوم میکند و خواهان توقف فوری حملات به زیرساختهای غیرنظامی کشور است.
تمرکز حملات نظامی آمریکا بر جنوب ایران، بهویژه بمباران مسیرهای ارتباطی، خطوط مواصلاتی و مسیرهای نقلوانتقال نیرو، همراه با تلاش برای ایجاد اجماع میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس علیه ایران، نشان میدهد که اهداف این عملیاتها فراتر از یک اقدام نظامی محدود است و میتواند در راستای فراهم کردن زمینه برای گسترش جنگ و اعمال کنترل بر تنگه هرمز ارزیابی شود.
ما به آمریکا، متحدانش و دولتهای منطقه هشدار میدهیم که از هرگونه اقدامی که به گسترش دامنه جنگ در منطقه و تشدید پیامدهای بینالمللی آن بینجامد، خودداری کنند؛ زیرا چنین مسیری منطقه را با بحرانی مهارناپذیر روبهرو خواهد ساخت و آسیبهای جدی به اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین بینالمللی وارد خواهد کرد
تداوم این روند، هزینههای فزایندهای را بر همه بازیگران تحمیل خواهد کرد. افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین کالاها و مایحتاج عمومی، گسترش ناامنی در منطقه و بیثباتی در بازارهای بینالمللی، تنها بخشی از پیامدهای آن خواهد بود. آنچه امروز در برابر ما قرار دارد، صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه نشانههایی از یک بازآرایی ژئوپلیتیکی گسترده در نظم جهانی است؛ بازآراییای که در آن، خلیج فارس به یکی از مهمترین کانونهای رویارویی تبدیل خواهد شد.
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریانهای سیاسی آزادیخواه، دموکراسیخواه، ملی و توسعهگرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، میخواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلحطلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بینالمللی و دولتهای درگیر در این بحران برسانند. تنها راه برونرفت از وضعیت خطرناک کنونی برای ایران، منطقه و جهان، توقف حملات نظامی، پایان جنگ، بازگشت به دیپلماسی و استقرار صلح است، نه ادامه خشونت و ویرانی.
امروز بیش از هر زمان دیگری، دفاع از جان شهروندان، حفظ انسجام ملی و پاسداری از آینده ایران، مستلزم آن است که صدای مشترک صلح، خرد و گفتوگو، رساتر از هیاهوی جنگطلبان شنیده شود.
هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
۳۰ تیر، ۱۴۰۵ برا بر با ۲۱ ژوئیه



