آرونداتی روی از شناختهشدهترین نویسندگان معاصر هند به شمار میرود و در سال ۱۹۹۷ برای رمان مشهور خود «خدای چیزهای کوچک» (The God of Small Things) برنده جایزه معتبر بوکر شد. روی علاوه بر فعالیتهای ادبی، به دلیل مواضع صریح و انتقادیاش درباره جنگها، سیاستهای جهانی و نقش قدرتهای بزرگ در نظام بینالملل شناخته میشود. تازهترین کتاب او با عنوان «مادر مریم نزد من میآید» (Mother Mary Comes To Me) سال گذشته منتشر شده است.
میدانم که امروز اینجا جمع شدهایم تا درباره کتاب «مادر مریم نزد من میآید» صحبت کنیم. اما چگونه میتوانیم روز را به پایان برسانیم بدون آنکه درباره آن شهرهای زیبای تهران، اصفهان و بیروت که اکنون در آتش میسوزند حرفی بزنیم؟
در همان روحیه صراحت و بیپروایی که از مادر مریم الهام گرفتهام، میخواهم از این تریبون استفاده کنم تا درباره حمله بیدلیل و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران چیزی بگویم. به نظر من این حمله در واقع ادامه همان چیزی است که من آن را نسلکشی آمریکا و اسرائیل در غزه میدانم. همان عاملان قدیمی، با همان الگوی قدیمی عمل میکنند: کشتن زنان و کودکان، بمباران بیمارستانها،
بمباران گسترده شهرها، و بعد هم خود را قربانی جلوه دادن.
اما ایران غزه نیست. صحنه این جنگ جدید میتواند گسترش پیدا کند و کل جهان را در بر بگیرد. ما در آستانه یک فاجعه هستهای و فروپاشی اقتصادی جهانی قرار داریم. همان کشوری که هیروشیما و ناگازاکی را بمباران کرد، ممکن است اکنون در حال آماده شدن برای بمباران یکی از کهنترین تمدنهای جهان باشد.
در فرصتهای دیگری میتوان درباره این موضوع مفصلتر صحبت کرد، اما در اینجا فقط میخواهم بگویم که من در کنار ایران ایستادهام، بدون هیچ تردیدی. اگر رژیمی نیاز به تغییر داشته باشد – چه در آمریکا، چه در اسرائیل، و چه در کشور خود ما – این تغییر باید به دست مردم همان کشورها انجام شود، نه توسط یک قدرت امپریالیستی متورم، دروغگو، فریبکار، حریص و منابعطلب که با بمب و زور میخواهد جهان را به تسلیم وادار کند.
ایران در برابر آنها ایستاده است، در حالی که هند عقبنشینی کرده است. من از اینکه دولت ما چنین بیجرأت و بیستون فقرات رفتار کرده، شرمسارم. زمانی ما کشوری فقیر با مردمی بسیار فقیر بودیم، اما غرور و کرامت داشتیم. امروز ما کشوری ثروتمند هستیم با مردمی فقیر و بیکار که به جای غذای واقعی، با نفرت، دروغ و زهر سیاسی تغذیه میشوند. ما غرورمان را از دست دادهایم. کرامتمان را از دست دادهایم. شجاعتمان را از دست دادهایم. به جز در فیلمهایمان.
ما چه مردمی هستیم که دولت منتخبمان حتی نمیتواند وقتی آمریکا رهبران کشورهای دیگر را میرباید و ترور میکند، آن را محکوم کند؟ آیا دوست داریم با ما هم چنین رفتاری شود؟ نخستوزیر ما چند روز پیش از حمله اسرائیل به ایران، به اسرائیل رفت و بنیامین نتانیاهو را در آغوش گرفت. این چه معنایی دارد؟
دولت ما درست چند روز پیش از آنکه دیوان عالی آمریکا تعرفههای ترامپ را غیرقانونی اعلام کند، یک توافق تجاری تحقیرآمیز با آمریکا امضا کرد که عملاً کشاورزان و صنعت نساجی ما را قربانی میکند. این چه معنایی دارد؟ حالا هم به ما «اجازه» دادهاند که از روسیه نفت بخریم. این یعنی چه؟ دیگر برای چه چیزهایی باید اجازه بگیریم؟ برای رفتن به دستشویی؟ برای گرفتن یک روز مرخصی؟ برای دیدن مادرانمان؟
هر روز سیاستمداران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، ما را علناً تحقیر و تمسخر میکنند. و نخستوزیر ما فقط میخندد، همان خنده معروف و توخالیاش، و همچنان در آغوش گرفتن ادامه میدهد.
در اوج جنگ و کشتار در غزه، دولت هند هزاران کارگر فقیر هندی را به اسرائیل فرستاد تا جای کارگران فلسطینی اخراجشده را بگیرند. امروز گزارش شده است که در حالی که اسرائیلیها به پناهگاهها میروند، به آن کارگران هندی اجازه ورود به همان پناهگاهها داده نمیشود. این چه معنایی دارد؟ چه کسی ما را به چنین موقعیت تحقیرآمیز و شرمآوری در جهان رسانده است؟
بعضی از شما به یاد دارید که زمانی درباره آن اصطلاح اغراقآمیز کمونیستهای چینی شوخی میکردیم: «سگ دستآموز امپریالیسم». اما اکنون باید بگویم که این اصطلاح بهخوبی ما را توصیف میکند. البته به جز در فیلمهای بیمار و مسموممان، که در آنها قهرمانان سینماییمان با ژستهای اغراقآمیز در جنگهای خیالی پیروز میشوند و با خشونت بیمعنا، عطش خونریزی ما را تحریک میکنند.
کانال تلگرامی برادهها و بریدهها
https://zeteo.com/p/iran-is-not-gaza-read-arundhati-roys.



