سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۳:۰۳

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۳

من آن را «گذار از صلح آمریکایی به صلح اسرائیلِ بزرگ» می‌نامم

شهناز قراگزلو: در میانهٔ دوره‌ای که خاورمیانه با جنگ‌ها و دگرگونی‌های پی‌درپی روبه‌روست، دنیل لوی، سیاستمدار و تحلیل‌گر بریتانیایی–اسرائیلی، از «گذار از صلح آمریکایی به صلح اسرائیل بزرگ» سخن می‌گوید. او معتقد است نتانیاهو از این لحظهٔ بی‌ثبات برای بازطراحی نظم منطقه‌ای بهره می‌گیرد؛ نظمی که به‌گفتهٔ او می‌تواند پیامدهای عمیقی برای آیندهٔ خاورمیانه داشته باشد.

در میانهٔ دوره‌ای که خاورمیانه با جنگ‌ها و دگرگونی‌های پی‌درپی روبه‌روست، دنیل لوی (Daniel Levy)، سیاستمدار و تحلیل‌گر بریتانیایی–اسرائیلی، از «گذار از صلح آمریکایی به صلح اسرائیل بزرگ» سخن می‌گوید. او معتقد است نتانیاهو از این لحظهٔ بی‌ثبات برای بازطراحی نظم منطقه‌ای بهره می‌گیرد؛ نظمی که به‌گفتهٔ او می‌تواند پیامدهای عمیقی برای آیندهٔ خاورمیانه داشته باشد. این گفت‌وگو به‌کوشش پرنیله سولهایم () برای روزنامهٔ نروژی کلاسه‌کامپن (Klassekampen) انجام شده است.

به گفته دنیل لوی، اسرائیل آگاهانه در تلاش برای تسلط بر خاورمیانه، حمایت ایالات متحده را از بین می‌برد.

در فاصلهٔ تنها دو سال و نیم، چهرهٔ خاورمیانه آن‌چنان دگرگون شده که به‌سختی می‌توان آن را بازشناخت. تقریباً هیچ کشوری در منطقه از جنگ‌هایی که در این مدت سراسر آن را فراگرفته‌اند، در امان نمانده است. برخی مناطق فقط هدف حملات پراکنده‌ای بوده‌اند که بیشتر پیامدهای اقتصادی و اعتباری داشته، اما بخش‌های دیگر یا خالی از سکنه شده‌اند یا به‌کلی ویران شده‌اند.

در تقریباً همه بحران‌های منطقه، نقش بنیامین نتانیاهو، معروف به «بی‌بی»، به‌وضوح دیده می‌شود و به گفته دنیل لوی، این موضوع تصادفی نیست. لوی، سیاستمدار بریتانیایی-اسرائیلی، مشاور پیشین دولت اسرائیل و از مذاکره‌کنندگان روند اسلو، در گفت‌وگویی تلفنی از لندن می‌گوید که نتانیاهو اکنون در حال بهره‌برداری از یک فرصت تاریخی است. او می‌خواهد پس از فروکش کردن این تحولات، چهره خاورمیانه را بازطراحی کند، شاید برای آخرین بار و با تکیه بر قدرت نظامی آمریکا. به باور او، نتانیاهو قصد دارد تا زمانی که قدرت در اختیار اسرائیل است و ایالات متحده هنوز توان اعمال آن را دارد، بیشترین بهره را ببرد.

لوی معتقد است که نتانیاهو حتی در میانه جنگ هم به‌خوبی می‌بیند که ایالات متحده ابرقدرتی در حال افول است و حمایت بی‌قیدوشرط گذشته‌اش از اسرائیل دیگر تحت فشار قرار گرفته است. حتی اگر آمریکا برتری نظامی خود را حفظ کند، هیچ تضمینی نیست که در آینده همچنان از اسرائیل حمایت کند، و شاید دیگر هرگز رئیس‌جمهوری تا این اندازه حامی اسرائیل در کاخ سفید نباشد. به گفته او، یک تغییر بنیادین در خاورمیانه، و حتی در سطح جهان، در حال شکل‌گیری است و نتانیاهو می‌کوشد پیش از آنکه فضای مانور محدود شود، پروژه «اسرائیل بزرگ» یعنی اعمال حداکثر کنترل و نفوذ منطقه‌ای را تا حد ممکن پیش ببرد.

لوی می‌گوید زمانی که در ۲۸ فوریه با خبر آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از خواب بیدار شد، نخستین فکری که به ذهنش رسید این بود که « بالاخره، بی‌بی در آمریکا رئیس جمهوری پیدا کرده که آنقدر ساده‌لوح است که این کار را انجام دهد.» به گفته او، دولت‌های مختلف آمریکا در طول دهه‌ها حاضر بوده‌اند امتیازات زیادی به اسرائیل بدهند و در چارچوب «صلح آمریکایی»، این حمایت گسترده به اسرائیل، به‌عنوان تنها قدرت هسته‌ای منطقه، اجازه داده است نفوذ خود را، عمدتاً به بهای فلسطینی‌ها، گسترش دهد.

با این حال، این حمایت همیشه بی‌قیدوشرط نبوده است؛ آمریکا ناگزیر بود دست‌کم به‌صورت ظاهری از راه‌حل دوکشوری و روند صلح حمایت کند تا توازن روابطش با کشورهای عربی حفظ شود. همچنین همه رؤسای‌جمهور آمریکا یک خط قرمز مشترک داشتند و از حمله نظامی مستقیم به ایران، به‌عنوان بزرگ‌ترین مانع تسلط منطقه‌ای اسرائیل، خودداری می‌کردند. به گفته لوی، اکنون این محدودیت‌ها عملاً از میان رفته و شرایط وارد مرحله‌ای متفاوت شده است.

او که اکنون در بریتانیا زندگی می‌کند و مسئولیت پروژه ایالات متحده‌-خاورمیانه را بر عهده دارد، توضیح می‌دهد که منظورش از «اسرائیل بزرگ» لزوماً مرزهای اسطوره‌ای میان نیل و فرات نیست؛ بلکه هدف اصلی نتانیاهو، تسلط کامل بر سرزمین‌های اسرائیل و فلسطین و احتمالاً گسترش نفوذ به بخش‌هایی از لبنان و سوریه است.

از نگاه او، نتانیاهو در پی ایجاد نظمی منطقه‌ای است که در آن اسرائیل بازیگر مسلط باشد، حتی اگر این هدف در نهایت بدون اتکا به آمریکا محقق شود. او نشانه‌های این روند را در اقداماتی مانند ایجاد مناطق حائل در سوریه و لبنان، تلاش برای حذف مسئله فلسطین، تضعیف ایران و وابسته‌سازی کشورهای منطقه به اسرائیل می‌بیند.

از دهه ۱۹۹۰، نتانیاهو همواره درباره خطر برنامه هسته‌ای ایران هشدار داده و تلاش کرده است رؤسای‌جمهور آمریکا، از جمله ترامپ، را از مسیر مذاکره با ایران دور کند. گزارش‌هایی نیز منتشر شده که نشان می‌دهد مقامات اسرائیلی به ترامپ وعده داده بودند با حذف برخی رهبران ایرانی می‌توان زمینه سقوط نظام را فراهم کرد و حتی این فرصت را «تاریخی» توصیف کرده بودند.

با این حال، لوی این روایت‌ها را چندان قابل اتکا نمی‌داند و معتقد است اسرائیل هرگز واقعاً به تغییر رژیم به‌عنوان پروژه‌ای در خدمت دموکراسی باور نداشته است. به گفته او، هدف اصلی ایجاد بی‌ثباتی، فروپاشی داخلی و گسترش هرج‌ومرج است؛ روندی که به باور او در راستای اهداف راهبردی اسرائیل قرار دارد. او حتی این ادعا که اسرائیل برای دموکراسی و حقوق بشر می‌جنگد را «شوخی تلخ» می‌نامد.

لوی در عین حال تأکید می‌کند که نباید تمام مسئولیت جنگ را صرفاً بر عهده اسرائیل گذاشت، چرا که سیاست‌های چند دهه‌ای آمریکا در خاورمیانه نیز در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته‌اند. او به نفوذ جریان‌های نومحافظه‌کار در آمریکا اشاره می‌کند که سال‌ها از تقابل با ایران حمایت کرده‌اند و همچنین به این نکته که برخی در واشنگتن بر این باورند که کنترل تنگه هرمز می‌تواند جایگاه آمریکا را در رقابت جهانی، به‌ویژه در برابر چین، تقویت کند.

با این حال، او تصریح می‌کند که اگر اسرائیل نبود، این جنگ هرگز رخ نمی‌داد.

به باور او، تفاوت اصلی در این است که اسرائیل، برخلاف آمریکا، از یک استراتژی مشخص برخوردار است و عملاً مسیر جنگ را هدایت می‌کند. او به نمونه‌هایی اشاره می‌کند که در آن‌ها اسرائیل با حملات هدفمند، حتی گزینه‌های بالقوه برای مذاکره را از میان برده و تلاش کرده شرایطی ایجاد کند که هیچ راه خروجی از بحران باقی نماند. از نگاه او، هدف این است که تنش‌ها به‌طور مداوم تشدید شود و هیچ امکانی برای عقب‌نشینی وجود نداشته باشد.

لوی همچنین معتقد است این جنگ می‌تواند به شکافی جدی میان آمریکا و اسرائیل منجر شود. افکار عمومی در آمریکا، به‌ویژه در میان حامیان ترامپ، از جنگ‌های طولانی خسته شده‌اند و اگر تنش در تنگه هرمز ادامه پیدا کند و پیامدهای اقتصادی آن تشدید شود، احتمال افزایش نارضایتی وجود دارد.

او در عین حال هشدار می‌دهد که این روند ممکن است به رشد گرایش‌های خطرناک، از جمله سرزنش جمعی یهودیان، دامن بزند؛ به همین دلیل، به باور او این جدایی احتمالی می‌تواند بسیار پرتنش و نگران‌کننده باشد.

در نهایت، لوی می‌گوید اگر به مجموعه بازیگران نگاه کنیم، احتمالاً نتانیاهو بیش از دیگران از وضعیت کنونی رضایت دارد، چرا که نشان داده می‌تواند آمریکا را به جنگ بکشاند و این جنگ نیز در داخل اسرائیل از حمایت گسترده‌ای برخوردار است.

با این حال، او نسبت به موفقیت نهایی این پروژه تردید دارد و آن را بسیار رادیکال و بلندپروازانه می‌داند. به باور او، اگر اسرائیل می‌خواهد در این منطقه زندگی کند، ادامه مسیرِ تحقیر و تحریک دیگران نه‌تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند به پیامدهایی خطرناک و خارج از کنترل منجر شود.

– Jeg kaller det overgangen fra Pax Americana til Pax Stor-Israel | Klassekampen

تاریخ انتشار : ۸ فروردین, ۱۴۰۵ ۲:۴۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی