اکنون ۲۶ روزِ ظُلمانی است که جنگی جنایتکارانه در کشورِ ما به راه انداخته شده است، جنگی که تنها و تنها بر ضدّ ایران و بهویژه بر ضدّ مَردُمِ مبارز و آزادیخواهِ ایران، به سخنِ دیگر، بر ضدّ مبارزهی آزادیخواهانه و مستقلّ مَردُمِ ایران در راهِ از میان برداشتنِ مَردُمی و مستقلّانه و پیگیرانهی رژیمِ ضدّ مَردُمیِ حاکم بر کشور است.
این جنگِ جنایتکارانه درست در بُرههای از تاریخِ جامعهی ما به راه انداخته شده است که مبارزهی دیرپای مَردُمِ ایران بر ضدّ رژیم، کلّ این رژیم را به لبهی پرتگاه و سرنگونی کشانده بوده است. درست همین واقعیت، زنگِ خطر را نهتنها برای خودِ رژیمِ ایران، بلکه برای همهی آن جریانهای درونمرزی و برونمرزی نیز به صدا در آورده بود که از میان برداشتهشدنِ بساطِ رژیم به دستِ مَردُم و از راهِ یک جنبشِ ملّی و مستقلّ و مَردُمی/انقلابی را همسو با منافعِ خود نمیدیدند. به راه انداختنِ این جنگِ ضدّ مَردُمی و ضدّ ایرانی، آخرین و تازهترین کوششِ این جریانها برای در هم ریختنِ مبارزات و اعتراضهای مَردُم و برای مصادرهکردنِ دستآوردهای مبارزهی آنها است.
حکومتهای آمریکا و اسرائیل و همهی آن جریانهای جنگطلب که این جنگ را به راه اندختهاند و یا از آن پشتیبانی کردهاند، هنوز هم پس از ۲۶ شب و روز، نهتنها این سرزمین را بمباران میکنند، بلکه همزمان میکوشند تا در بارهی چراییِ و چهگونهگیِ آغازِ این جنگِ ضدّ قانونی نیز، ذهنها و اندیشههای مَردُمِ جنگزدهی این سرزمین را بمباران کنند. با این حال، تا کنون پرده از رویِ برخی توطئهها و زمینهچینیهای این جریانهای جنگافروز، در پیش و پس از آغازِ این جنگ، بر افتاده است. این از پرده بیرون افتادنها البتّه عمدتاً به آن رازهایی مربوط میشوند که به رژیمِ اسرائیل بر میگردند. و هنوز رازهای دستیازیدنِ حکومتِ سلظهگرِ آمریکا به این جنگِ جنایتکارانه از پرده برون نیفتادهاند. ولی به نظر میرسد که رازهای افشاءنشده تنها به این دو رژیم مربوط نیستند؛ هنوز پردهها از رازهای مربوط به خودِ رژیمِ ایران، در همدستیاش در بر افروختهساختنِ این جنگِ ضدّ مَردُمی، فرو نیفتاده است.
تا آنجا که به رازهای توطئههای رژیم اسرائیل در این جنگ بر میگردد، یکی، رازِ توطئهی به راه انداختنِ جنبشهای اعتراضیِ دروغین، و به بیراههکشاندنِ جنبشهای اصیل است: توطئهای ضدّ انسانی که از سوی برخیها بهویژه از سوی باندِ خائنِ پَهلَوی پشتیبانی و ستایش میشود و از سوی آزادیخواهان مخالفت و محکوم میشود.
متنِ ترجمهی مقالهی کوتاهی که در اینجا ارائه میشود، در بارهی همین نوع از توطئه است. البتّه پیش از این مقاله، در برخی رسانههای ایرانی نیز در بارهی این توطئه سخن گفته شده است و شاید برای بسیاری از خوانندهگان، این مطلب، چیزِ تازهای نباشد. این مقالهی کوتاه را یک روزنامهنگارِ ایتالیایی نوشته است. «روبِرتو ویوالدِلی» (Roberto Vivaldelli)، ۳۷ساله، یک روزنامهنگارِ ایتالیایی است. او را بیشتر میتوان در شمارِ «روزنامهنگارانِ پژوهشگر» بر شمرد. آنچه که او میگوید میتواند تنها مُشتی از خروارها باشد. پیشبردِ چنین توطئهای نمیتوانست (و یا در آینده هم نمیتواند) بدونِ همکاریِ رژیمِ ایران و دست اندر کارانِ آن انجام شود.
تنظیمِ این مقالهی کوتاه به فارسی بهمعنای پذیرفتن یا نپذیرفتنِ همهی مطالبِ آن نیست بلکه تنها برای آشناشدن با چهگونهگیِ واکنشِ یک روزنامهنگارِ ایتالیایی نسبت به جنگی جنایتکارانه است که از سوی جنایتکاران ۲۶ روزِ سیاه است که در کشورِ ما به راه انداخته شده است.
نویسندهی این یادداشت، این مقاله را نخست در سایتِ “الجزیره” و به زبانِ عربی دید که در تاریخ ۲۵/مارس/۲۰۲۶ (۰۵/فروردین/۱۴۰۵) در این سایت منتشر شده است. برای اطمینان، به اصلِ این مقاله، که به زبانِ ایتالیایی است و در تاریخِ ۲۳/مارس/۲۰۲۶ (۰۳/فروردین/۱۴۰۵) در سایتِ «اینساید اُوِر (Inside Over) منتشر شده است، مراجعه شد. سپس اصلِ ایتالیاییِ مقاله، به کمکِ برنامههای ترجمهی اینترنتی، به زبانهای فارسی و آلمانی برگردانده شد و آنگاه این ترجمههای سهگانهی عربی، فارسی، آلمانی با هم مقایسه گردید و کمبودهای آنها را بر طرف شد و سر انجامِ آن، شد این “ترجمه”ای که اکنون در پیشِ رویِ خواننده است. به اینترتیب، اگرچه نویسندهی این یادداشت به زبانِ عربی بسیار کم آشنایی دارد و به زبانِ ایتالیایی مطلقاً هیچ آشنایی ندارد، و اگرچه اصلاً ترجمهی این مقاله به فارسی از او نیست، ولی با اطمینان باید گفت که این ترجمه (یا بهتر گفته شود: این تنظیم) به فارسیِ این مقاله، یک متنِ مطمئن است. امیدوارم که مفید باشد.
نشانیِ اصلِ مقاله به زبانِ ایتالیایی: https://it.insideover.com/media-e-potere/il-piano-fallito-del-mossad-per-far-crollare-liran-dallinterno-linchiesta-del-new-york-times-sulle-rivolte.html
نشانیِ ترجمه ی عربی این مقاله در الجزیره: https://aja.ws/4a565u
ــــــــــ
.
عنوانِ اصلیِ مقاله:
طرحِ (شکست خوردهی) موساد برای فروپاشی ایران از درون:
پژوهشِ نیویورکتایمز از قیامها
نویسنده: روبرتو ویوالدِلی
۲۳ /مارس/۲۰۲۶ (۰۳/فروردین/۱۴۰۵)
پشتیبانیِ موساد از اعتراضات علیهِ جمهوری اسلامی ایران یک چیزِ مخفی نبود. ماهها بود که کانالهای رسمیِ امنیتیِ اسرائیل به زبان فارسی، مردم را آشکارا به اعتراضات دعوت میکردند، در همان هنگام، که اظهارات علنیِ مقامهای بلندپایهی پیشینِ آمریکایی، مانند مایک پُمپِئو، رئیسِ پیشینِ سیا، هماهنگی میانِ اورشلیم و واشنگتن را برای پشتیبانی از مخالفانِ ایرانی آشکار کرده بودند.
امّا تحقیقاتِ منتشرشده توسّطِ نیویورکتایمز، که بر مصاحبه با دهها مقامِ کنونی و پیشینِ آمریکایی، اسرائیلی و دیگر دست اندرکاران انجام شده است، تصویری بسیار گستردهتر و عملیاتیتر را نشان میدهد: موساد خود را به حمایت رسانهیی یا کلامیِ محدود نکرد، بلکه یک عملیاتِ بسیار گسترده برای تغییرِ رژیمِ را با جزئیات برنامهریزی کرد که در استراتژی جنگیِ آن گنجانده شده بود.
طرح “بارنیا” موردِ تأییدِ نتانیاهو و ترامپ قرار گرفت
همهچیز از میانهی ژانویه (۲۰۲۶) [دیماه/۱۴۰۴] آغاز شد، زمانی که “دیوید بارنیا”، رئیسِ موساد، یک طرحِ بلندپروازانه را به نخست وزیر بنیامین نتانیاهو ارائه کرد. دستگاههایِ امنیتیِ اسرائیل میبایستی بیدرنگ در روزهای پس از آغازِ جنگ، مخالفان ایرانی را به حرکت در آوَرَند و از این راه، ناآرامیها و قیامهایی را پدید اَوَرَند که بتوانند منجر به فروپاشیِ رژیمِ مذهبی شوند. “بارنیا” همین پیشنهاد را در سفری به واشنگتن به مقامات بلندپایهی دولتِ ترامپ نیز ارائه داد.
نتانیاهو آن طرح را تأیید کرد. رئیسِ جمهور آمریکا نیز این طرح را، علیرغمِ این که تردیدهایی در ایالات متّحده و حتّی در درونِ خودِ دستگاهِ امنیتیِ نظامیِ اسرائیل (بهویژه در داخل “آمان”، آژانس اطّلاعاتِ نظامی) وجود داشت، تأیید کرد، طرحی که بعداً شکست خورد: کُشتنِ رهبرانِ ایران در ساعاتِ اوّلیهی جنگ، و همراهکردنِ بمبارانها با یکچند عملیاتِ امنیتی برای تشویق به قیامِ تودهیی. گذشته از همهی اینها، ارزیابیهای سیا از همان ابتدا روشن بود: فروپاشیِ کاملِ دولتِ ایران «نسبتاً بعید» مینماید.
ترامپ در اوّلین سخنرانیِ جنگیِ خود، پس از ترغیبِ ایرانیان به پناهگرفتن در برابرِ بمبها، به آنها میگوید: «حکومت را بگیرید: حکومت از آنِ شما خواهد بود». با اینحال امّا، سه هفتهی بعد، قیامِ موعود انجام نگرفت. یافتههای مشترکِ اطّلاعاتیِ آمریکا و اسرائیل، رژیمی ضعیف امّا همچنان مستحکم را توصیف میکنند که مردمِ را با یورشِ پلیس و نیروهای مسلّح، سرکوب می کند. بهگفتهی نیویورکتایمز، «نقصِ اساسیِ» بزرگِ جنگ، دقیقاً این باور است که اسرائیل و ایالاتِ متّحده میتوانند ایران را از درون متلاشی کنند. در برابر، تهران با یک ضدّحمله در چندین جبهه واکنش نشان داد: پایگاههای نظامی، شهرها، کشتیها و تأسیساتِ نفتی در خلیج فارس موردِ حمله قرار گرفتند.
خشم نتانیاهو
نتانیاهو در پشتِ صحنه، در خشم و جوشیدن است. او چند روز پس از شروعِ جنگ، در یک جلسهی امنیتی، ناامیدیِ خود را ابراز کرد: ممکن است که ترامپ هر لحظه تصمیم به پایاندادنِ جنگ بگیرد و عملیاتِ موساد هنوز به ثَمَری نرسیده است. و این در حالی است که نخست وزیر اسرائیل در هفتههای پیش از آغازِ جنگ، از خوشبینیِ موساد برای متقاعدکردنِ ترامپ مبنی بر این که فروپاشیِ رژیم، یک هدفِ واقعبینانه است، استفاده کرده بود.
فصلی ویژه و جداگانه از این تحقیقات به «گزینهی کُردی» اختصاص داده شده است. این طرح پیشبینی کرده بود که شِبهنظامیانِ کُردِ ایرانیِ مستقر در شمالِ عراق برای حمله از مرز به درونِ کشور پشتیبانی و مسلّح شوند. موساد روابطِ تاریخی با کُردها دارد و به همراه سیا، از قبل، سلاح و آموزش در اختیار آنها قرار داده بود. در روزهای اوّلِ جنگ، هواپیماهای جنگیِ اسرائیل اهدافِ نظامی و انتظامی را در شمالِ غربیِ ایران دقیقاً برای هموارکردنِ راه برای همین گروهها بمباران کردند. امّا ترامپ این عملیات را متوقّف کرد. او صریحاً اعلام کرد: «من نمیخواهم کُردها وارد شوند». همچنین، ترکیه نیز هشدار روشنی به واشنگتن فرستاد: هیچ حمایتی از عملیاتِ کُردها صورت نگیرد.
تا همین گذشتهی نزدیک، حتّی خودِ موساد برپاکردنِِ شورش را غیرِ واقعی میدانست. “یوسی کوهِن”، مسئولِ موساد پیش از “بارنیا”، پس از آن که با محاسبه دریافت که برای در خطر قراردادنِ قدرتِ آیتاللهها چه شماری از مردم بایستی به خیابان گُسیل شوند، شماری که طبقِ محاسباتِ مبتنی بر اعتراضات از سال ۱۹۷۹غیرممکن بود، منابعِ اختصاصدادهشده به این موضوع را به حدّاقل رسانده بود. “بارنیا” طرحِ “یوسی کوهِن” را تغییر داد. در واپسین ماهها، او منابعِ عظیمی را به برنامههای مشخّص برای شعلهورکردنِ ناآرامیها پس از بمبارانهای چندین روزهی شدید و ترورهای هدفمندِ رهبرانِ ایران، اختصاص داد.
در این رابطه، روزنامهنگار “مَکسْ بلومِنتال” [روزنامهنگارِ ۴۹سالهی آمریکاییِ یهود] یادآوری میکند که « نیویورکتایمز اساساً تأیید کرده است که اسرائیل در دامنزدن به ناآرامیهای خشونتآمیز برای تغییرِ رژیم نقش داشته است، ناآرامیهایی که در خلالِ روزهای ۸ و ۹ /ژانویه/ ۲۰۲۶ [۱۸ و ۱۹/دی/۱۴۰۴] حدودِ ۳۰۰۰ کُشته در ایران برجای گذاشت امّا در غرب بهعنوانِ اعتراضاتِ دموکراسیخواهانه معرّفی شدند.»
“بلومنتال” میگوید: «برای موساد کاملاً واضح بود که این ناآرامیها به برانگیختنِ ترامپ به اقدام نظامی کمک خواهد کرد. دستگاهِ اطّلاعاتیِ اسرائیل فقط باید رئیسجمهورِ «ساده لوح» را متقاعد میکرد که موجی از حملاتِ هدفمند (حملاتِ سَر بُریدن) باعثِ قیامِ گستردهای خواهد شد که قادر است فوراً جمهوری اسلامی را سرنگون کند. ناآرامیهای ژانویه میبایستی بهعنوان پیشنمایشی از آنچه که قرار بود رخ دهد، به ترامپ ارائه شود. رسانههای غربی، از جمله نیویورک تایمز و گاردین، یک نقشِ مرکزی در موجّه جلوهدادنِ این فریبکاریِ اسرائیل بازی کردند: از راهِ جلوهدادنِ تحریفآمیزِ آن ناآرامیهای خشونتآمیز بهمثابهِ اعتراضاتِ صِرف؛ از راهِ مبالغهی شدیدِ در بارهی شمارِ کشتهشدگان؛ و از راهِ پنهانکردنِ این واقعیت که بسیاری از [افرادِ کُشتهشده] توسّطِ خودِ آشوبگرانِ موردِ پشتیبانیِ اسرائیل کشته شدهاند.».
این روزنامهنگار این اتّهام را مطرح میکند که: «تمامِ رسانههای غربی، وگروههای حقوق بشر غرب، عمداً ماهیتِ واقعیِ آن ناآرامیها را تحریف کردند. امّا اکنون که آن جنگی که آنها در آغازشدنِ آن نقش داشتند، دارد برای ایالاتِ متّحده و اسرائیل بد و نامساعد پیش میرَوَد، همان رسانهها، سرانجام، خود را آزاد میبینند تا جرقّهای از حقیقت را نشان دهند.».
ــــــــــ
محمّدرضا مهجوریان، ۰۶/فروردین/۱۴۰۵
برگرفته از سایت اخبار روز



