گفتاری باید شکل بگیرد، درست همین امروز، در هنگامهی جنگ و در میانهی تشدید حاد تفرقهها و تنفرها؛ گفتاری که از ضرورت تاریخی برپایی ایران بر گرد ایدهی باهمزیستن دفاع کند. پرسشی حیاتیتر از این سراغ ندارم که ما ایرانیان چگونه میتوانیم با هم زندگی کنیم، نه فقط با کسانی که دوستان یا همانندان ما هستند، بلکه، بیش از آن، با کسانی که رقیب، خصم یا حتی «دشمن» ما به شمار میآیند.
این پرسش، برخلاف ظاهر سادهاش، ما را به قلب بحران اکنون پرتاب میکند؛ به لحظهای که بنیاد ایران، بهمثابه یک «جهان مشترک»، جهانی که امکان همزیستن کثرتی از مردمان را فراهم میکند، از دست رفته است. امروز هر گروهی تصویری از ایران دارد که دیگران در آن جایی ندارند. جمهوری اسلامی برای خود ایرانی دارد که بسیاری را در بر نمیگیرد. پادشاهیخواهان نیز تصویری از ایران دارند که گروههایی از آن حذف شدهاند. دیگر جریانها هم، کموبیش، ایرانهایی برای خود ساختهاند که در آنها دیگران تبعید شدهاند.
باید به ایرانی اندیشید که همچون بنیادی بهاشتراکگذاشتهشده، یا به تعبیر سادهتر، «زمینی مشاع»، به همهی کثرتهای جهان ایرانی، با وجود همهی اختلافها، انشقاقها و حتی تضادهای آشتیناپذیر، امکان وجود و بهرهمندی از این وجود را بدهد. اما ایران امروز یک (نا)ملت چندپاره است؛ چندپارگی نه بهمثابه کثرتهای همزیست، نه تفاوتهای همجوار، و نه حتی اختلافهای همبنیاد.
اگر چنین میبود، میشد آن را پذیرفت یا حتی ستود: میشد گفت چه خوب که این همه کثرت در کنار هم نشستهاند، یا این همه تفاوت دیواربهدیوار زندگی میکنند، یا این همه اختلاف در زمینی مشترک با یکدیگر رقابت دارند. اما هیچیک از اینها صادق نیست. چندپارگی امروز ایران بیشتر به مجمعالجزایری از هم گسسته میماند که نهتنها راهی به هم ندارند، بلکه اساساً یکدیگر را نفی میکنند. و این، اگر جنگ داخلی نباشد، دستکم امکان قریبالوقوع آن است.
برای وقوع جنگ داخلی، باید همهی زمینهای مشترک، قواعد مشترک و توافقهای مشترک پیشاپیش ویران شده باشند؛ و نیز امکان و امید سیاسی برای ساختن این مشترکات از میان رفته باشد. از سوی دیگر، واگراییها باید شدت گرفته و خصومتها تا آستانهی کشتن، و حتی خودِ کشتن، پیش رفته باشند. اغراق نیست اگر بگوییم ایران امروز در چنین وضعیتی قرار دارد.
با این وصف، پرسش آغازین این جستار، دربارهی امکان باهمزیستن، در گرو رویارویی با پرسشی دیگر است: چگونه میتوان به جنگ داخلی پایان داد؟ و پایاندادن به جنگ داخلی ممکن نیست، مگر با پرورش تخیلی سیاسی که هدف آن بازسازی ایران بهمثابه یک جهان مشترک باشد؛ جهانی که همهی کثرتها در برپایی آن سهیماند و درست از همینرو، وجود داشتن را بهمثابه هموجودی، یا بودن در نسبت با دیگران، تجربه میکنند.
@demos1402



