سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۳:۴۵

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۵

هشیاری پس از توافق آتش بس

مسئله بر سر جهت‌گیری است ، آیا کاهش تنش به فرصتی برای بازاندیشی، تقویت جامعه و طرح مطالبات عمیق‌تر تبدیل می‌شود، یا به ابزاری برای تثبیت وضع موجود و سرکوب و خاموش کردن حساسیت‌ها؟ پاسخ به این پرسش، نه در سطح توافقات سیاسی، بلکه در سطح آگاهی و کنش اجتماعی تعیین می‌شود. صلح، اگر به‌درستی فهم و مدیریت نشود، می‌تواند به سکونی فریبنده بدل شود

هر روزنه‌ای که بتواند خطر جنگ را عقب براند، در ذات خود امری مثبت و قابل دفاع است، زیرا جنگ نه تنها یک ابزار سیاسی، بلکه یک فاجعه تمام‌عیار انسانی است که پیش از هر چیز زندگی مردم عادی را نابود می‌کند، زیرساخت‌ها را ویران می‌سازد و آینده یک جامعه را به قهقرا می‌برد. از این منظر، هر نوع کاهش تنش یا جلوگیری از درگیری نظامی، حتی اگر محدود، موقت یا ناپایدار باشد، ارزشمند است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. اما مسئله اساسی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: این دستاورد، اگر به‌درستی فهم نشود، می‌تواند به یک خطای تحلیلی خطرناک تبدیل شود. پایان یا کاهش جنگ، پایان بحران نیست ، بلکه صرفاً تغییر شکل آن است .

در بسیاری از ساختارهای اقتدارگرا، مستبد و ددمنش رفع تهدید خارجی نه‌تنها به گشایش داخلی منجر نمی‌شود، بلکه گاه به تحکیم بیشتر قدرت می‌انجامد. زیرا یکی از کارکردهای بحران خارجی، توجیه سرکوب داخلی است، اما حذف آن بحران لزوماً به حذف سرکوب نمی‌انجامد، بلکه ممکن است با بازتعریف ابزارهای کنترل، همان چرخه با شدت یا ظرافتی متفاوت کمافی السابق ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، خطر اصلی نه خود صلح، بلکه «تفسیر نادرست از صلح» است ، اینکه جامعه تصور کند با فروکش کردن تنش نظامی، مسئله اصلی حل شده یا در مسیر حل شدن است .

این همان نقطه‌ای است که می‌تواند به گمراهی جمعی منجر شود. زیرا اگر افق مطالبات به سطح «نبود جنگ» تقلیل یابد، آنگاه مطالبات عمیق‌تر مانند آزادی، عدالت اجتماعی ، دمکراسی وکرامت انسانی و پاسخگویی قدرت به حاشیه رانده می‌شوند. به بیان دیگر، صلح اگر به‌عنوان هدف نهایی تعریف شود، می‌تواند به یک وضعیت ایستا و حتی سرکوبگرانه مشروعیت ببخشد ! در حالی که صلح واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که با تحول درونی ساختار قدرت و بهبود واقعی شرایط زندگی مردم همراه باشد .

از منظر تحلیلی، این وضعیت نوعی «تعلیق بحران» است، نه حل آن. تنش خارجی کاهش می‌یابد، اما تنش درونی میان جامعه و ساختار قدرت همچنان باقی می‌ماند و حتی ممکن است عمیق‌تر شود، که این هم شد ،همانطور که نظام ولایت فقیه هم موروثی شد ، زیرا انتظارات بالا می‌رود بدون آنکه پاسخ مناسبی دریافت کند. در این شرایط، اگر آگاهی سیاسی جامعه دچار خطا شود و وضعیت موجود را به‌عنوان یک پیروزی یا نقطه پایان بپذیرد، عملاً به بازتولید همان ساختارهایی کمک می‌کند ،که یکی از منشأ های بحران و جنگ نیز بوده‌اند .

بنابراین، دفاع از صلح نباید به معنای چشم‌پوشی از واقعیت‌های داخلی یا تعلیق مطالبات اساسی باشد. می‌توان و باید همزمان دو موضع را حفظ کرد ! مخالفت قاطع با جنگ به‌عنوان یک فاجعه، و در عین حال، پرهیز از فروغلتیدن در این توهم که نبود جنگ به‌خودی‌خود نشانه بهبود وضعیت است. این تمایز ظریف اما حیاتی است، زیرا مرز میان یک تحلیل واقع‌بینانه و یک خوش‌بینی گمراه‌کننده را مشخص می‌کند .

در نهایت، مسئله بر سر جهت‌گیری است ، آیا کاهش تنش به فرصتی برای بازاندیشی، تقویت جامعه و طرح مطالبات عمیق‌تر تبدیل می‌شود، یا به ابزاری برای تثبیت وضع موجود و سرکوب و خاموش کردن حساسیت‌ها؟ پاسخ به این پرسش، نه در سطح توافقات سیاسی، بلکه در سطح آگاهی و کنش اجتماعی تعیین می‌شود. صلح، اگر به‌درستی فهم و مدیریت نشود، می‌تواند به سکونی فریبنده بدل شود ! سکونی که در زیر آن، همان مسائل بنیادین همچنان حل‌نشده باقی مانده و مانده‌اند .

 

علی جنوبی

۸ اوریل ۲۰۲۶ میلادی

تاریخ انتشار : ۱۹ فروردین, ۱۴۰۵ ۷:۴۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اول ماه مه، حزب دمکراتیک مردم ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اعلامیهٔ مشترک حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت روز جهانی کارگر – اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)

حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از تمامی نیروهای مترقی، نهادهای کارگری، روشنفکران و مردم آزادی‌خواه ایران دعوت می‌کنیم تا در راه تحقق صلحی پایدار و عزتمند، عدالت اجتماعی، و در دفاع از کرامت انسانی، برابری در برابر قانون و حق انتخاب زندگی شایسته برای تمامی مردم ایران، و از جمله کارگران و فرودستان میهن عزیزمان ایران، اتحاد و مبارزهٔ خود را گسترش دهند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

طبیعتِ زخمی؛ خسارت‌هایی که در هیاهوی جنگ گم می‌شوند

شهناز قراگزلو: ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده‌اند؛ مناطقی که هر کدام بخشی از ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی ایران‌اند و نابودی‌شان، نابودی بخشی از آینده ماست. افزون بر آن، جزایر مرجانی خلیج‌فارس، تنگه هرمز، هنگام و لارک، که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان‌اند، در جریان حملات دریایی و غرق‌شدن کشتی‌ها و نفتکش‌ها دچار تخریب شده‌اند.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حق حیات و مسئولیت قضاوت

حضور دهها هزار نفر از کارگران و کارکنان در خیابان های برلین

غرق‌شدن در هیچ

پایان دیکتاتوری در گرو تمرکز بر اشتراکات

سلطنت مطلقه ؛ آنارشی جنگل گرگ ها

بیانیه مشترک تشکل های مستقل: اول ماه مه ( یازدهم اردیبهشت ) روز مبارزه و نمایش قدرت طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری