سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ تیر, ۱۴۰۵ ۰۱:۴۱

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۱

پایان دیکتاتوری در گرو تمرکز بر اشتراکات

شهناز قراگزلو: جامعه‌ی ایران در ۴۷ سال گذشته شیوه‌های گوناگونی را آزموده است: مبارزه چریکی، اصلاح‌طلبی، مشارکت انتخاباتی، تحریم، اعتراضات خیابانی، امید بستن به مداخله خارجی. اما ایلانلو این تجربه‌ها را نه نشانه‌ی شکست، بلکه بخشی از یک روند یادگیری جمعی می‌داند؛ روندی که در آن جامعه، در کشاکش دائمی با ساختار قدرت، توان چانه‌زنی خود را افزایش داده و مرزهای ممکن را جابه‌جا کرده است.
Getting your Trinity Audio player ready...

جامعه‌ی ایران در یکی از طولانی‌ترین و فرساینده‌ترین دوره‌های تعلیق خود به‌سر می‌برد؛ تعلیقی که به تعبیر مژگان ایلانلو، مستندساز و نویسنده، «سال‌هاست وجود دارد، اما در دو سه سال اخیر به‌شدت آزاردهنده شده» و اکنون به مرحله‌ای رسیده که «هم مردم و هم حاکمیت از این بلاتکلیفی خسته‌اند». او در گفت‌وگو با مریم فومنی در وب‌سایت «آسو»، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که زیر فشار بحران اقتصادی، سرکوب سیاسی، جنگ و بی‌افقی، هم‌زمان فرسوده و در حال دگرگونی است؛ جامعه‌ای که به‌رغم شکست‌ها و عقب‌نشینی‌ها، به گفته‌ی او «یک جامعه‌ی مدنی قدرتمند» ساخته و «در کشاکش مداوم با حاکمیت، خاکریزهای تازه‌ای فتح کرده است».

ایلانلو ریشه‌ی بسیاری از تحولات امروز را اقتصادی می‌داند و معتقد است برای بخش‌هایی از جامعه که صداهای متفاوت‌تری دارند، پایان این تعلیق پیش از هر چیز معنایی معیشتی دارد. او صریح می‌گوید: «هیچ جامعه‌ای به‌خاطر حقوق زنان، برابری، آزادی یا دموکراسی انقلاب نمی‌کند» و اگر مردم جانشان را به خطر می‌اندازند، «حتماً یک انگیزه‌ی اقتصادی پشتش است». در ایران امروز، این انگیزه به سطح بقا رسیده است؛ جایی که «افرادی هستند که دیگر توان خرید گوشت و حتی نان را ندارند». حذف نیازهای اولیه از سفره‌ی اکثریت، به‌تدریج مفاهیمی مانند هنر، ادبیات، فرهنگ و سیاست را نیز از زندگی روزمره حذف می‌کند و با حذف هرکدام از این‌ها، «چرخه‌ای از کار می‌افتد: چرخه‌ای که تولید فکر می‌کند، چرخه‌ای که تولید هنر می‌کند، چرخه‌ای که تولید آگاهی می‌کند». از نظر او، این فروپاشی چرخه‌های زندگی است که جامعه را به نقطه‌ی انفجار نزدیک کرده و معنای پایان تعلیق را برای بسیاری از مردم به یک ضرورت حیاتی بدل ساخته است.

با این حال، او بر این نکته تأکید می‌کند که مسیرهای پیموده‌شده «بی‌نتیجه» نبوده‌اند. جامعه‌ی ایران در ۴۷ سال گذشته شیوه‌های گوناگونی را آزموده است: مبارزه چریکی، اصلاح‌طلبی، مشارکت انتخاباتی، تحریم، اعتراضات خیابانی، امید بستن به مداخله خارجی. اما ایلانلو این تجربه‌ها را نه نشانه‌ی شکست، بلکه بخشی از یک روند یادگیری جمعی می‌داند؛ روندی که در آن جامعه، در کشاکش دائمی با ساختار قدرت، توان چانه‌زنی خود را افزایش داده و مرزهای ممکن را جابه‌جا کرده است. به باور او، حتی عقب‌گردها نیز بخشی از همین یادگیری‌اند و نشان می‌دهند جامعه چگونه توان واقعی خود را می‌شناسد و مسیرهای ممکن و ناممکن را تشخیص می‌دهد.

او در برابر نگاه‌های «راه‌حل‌محور مطلق» هشدار می‌دهد و می‌گوید هرکس تصور کند «فقط خودش یک راه‌حل جادویی دارد، بازنده‌ی داستان است». از نظر او، رژیم‌های سیاسی با رؤیاپردازی عوض نمی‌شوند و جامعه‌ی ایران نیز نمی‌تواند خود را معطل وعده‌هایی کند که خارج از توانش است. در عوض، باید بر آن بخش از تغییراتی تمرکز کرد که در اختیار جامعه است؛ تغییراتی که از دل زندگی روزمره، آگاهی‌بخشی، روایتگری و تقویت شبکه‌های اجتماعی و مدنی برمی‌آیند.

ایلانلو تغییرات اجتماعی را نه در سطح نخبگان، بلکه در بطن جامعه می‌بیند: در زنانی که در سیستان‌ و بلوچستان دهیار شده‌اند، در دخترانی که در روستاهای مرزی با یک گوشی موبایل راه مدرسه را پیدا می‌کنند، و در نسلی که به‌گفته‌ی او «ذهنی کنجکاو و چموش دارد و در چهارچوب نمی‌گنجد». او این روند را «رنسانس» می‌نامد؛ رنسانسی که زمینه‌ساز جنبش «زن، زندگی، آزادی» شد و «پوستی را شکافت که دیگر به عقب برنمی‌گردد».

در برابر قطبی‌سازی و شکاف‌های سیاسی، او تجربه‌ی زیسته‌ی خود در زندان را مثال می‌زند؛ جایی که «مجاهد، چپ، فمینیست و طرفدار پهلوی» کنار هم زندگی می‌کردند، بحث می‌کردند، دعوا می‌کردند و در نهایت «کاسهٔ عدسی‌شان را کنار هم می‌خوردند». از نظر او، «جادوی رابطه‌ی انسانی» همان چیزی است که می‌تواند شکاف‌ها را کم کند و گفت‌وگو را ممکن سازد؛ گفت‌وگویی که به باور او تنها راه عبور از وضعیت تعلیق کنونی است.

در نهایت، او تصویری روشن از خواسته‌های مردم ارائه می‌دهد: «فراغتی و نانی و گوشه‌ی چمنی». مردم، به‌گفته‌ی او، نه رؤیای موشک‌های ده‌متری دارند و نه رؤیای فتح جهان؛ تنها یک زندگی معمولی می‌خواهند، با حداقلی از امنیت اقتصادی و امکان ساختن آینده‌ای قابل پیش‌بینی برای فرزندانشان. این گفت‌وگو یادآوری می‌کند که تغییرات بزرگ همیشه از دل رؤیاهای بزرگ نمی‌آیند؛ گاهی از دل همین تلاش‌های کوچک، همین مقاومت‌های روزمره، و همین توانایی جامعه برای گفت‌وگو با خود.

برای مطالعه متن کامل این گفت‌وگو، به این لینک مراجعه کنید:

پایانِ دیکتاتوری روزی است که به اشتراکاتمان فکر کنیم | آسو

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…