سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۳۵

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۵

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟

فرید زکریا: ایالات متحده نگرش متناقض مشابهی نسبت به اتحاد جماهیر شوروی داشت. پس از آنکه کمونیست‌ها در سال ۱۹۱۷ کنترل روسیه را به دست گرفتند، واشنگتن روابط خود را با آن قطع کرد و حتی به طرق مختلف برای سرنگونی آن تلاش کرد. تقریباً ۱۶ سال بعد، رئیس جمهور فرانکلین دی. روزولت، (در جریان جنگ جهانی دوم) موجودیت آن را به رسمیت شناخت و با مسکو سفیر مبادله کرد...در دهه ۱۹۷۰، سیاست مذاکره هنری کیسینجر با اتحاد جماهیر شوروی (این بار بر سر توسعه تسلیحات هسته ای) از سوی جناح راست مورد انتقاد قرار گرفت...

به نقل از واشینگتن پست ۸ مه ۲۰۲۶

برگردان به‌فارسی: گودرز اقتداری

دو هدف تقریباً نیم قرن است که در سیاست ایالات متحده در تنش بوده‌اند.

فرید زکریا

چرا قدرتمندترین کشور روی کره زمین قادرنیست اهداف خود در رابطه با کشوری بسیار کوچک‌تر و ضعیف‌تر که توسط تحریم‌های اقتصادی و حملات نظامی هم ویران شده است، را پیش ببرد؟ در یک سطح، ساده‌ترین راه برای درک مشکل آمریکا در جنگ ایران، استفاده از نظریه بازی‌ها است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تصمیم گرفت با ایران بازی “مرغ” ترسو را انجام دهد – دو راننده را در نظر بگیرید که مستقیماً بسمت یکدیگر می‌رانند. در این شرایط، اگر خطرات برای یک طرف وجودی و برای طرف دیگر بسیار کمتر باشد، طرفی که منافع او با تهدید بیشتری روبروست معمولاً پیروز می‌شود. برای رژیم ایران، اگر ببازد، احتمال زیادی وجود دارد که سرنگون و قتل عام شود. برای ترامپ، خطر احتمالا بیش از یک آخر هفته بدی در مار-آ-لاگو نخواهد بود. به راحتی می‌توان فهمید که چرا ایرانی‌ها بیشتر مایلند در آن بازی مرغ، فرمان خود را قفل کنند. اما دلیل گسترده‌تری وجود دارد که ایالات متحده در مدیریت ایران با مشکل مواجه شده است، دلیلی که فقط مربوط به ترامپ و این جنگ نسنجیده اخیر نیست. از زمانی که رژیم اسلامی در ایران به قدرت رسیده است، آمریکا در مورد آن دو نظر داشته است. از یک سو، ایالات متحده خواهان حل برخی مسائل بوده است – از بازگشت گروگان‌ها گرفته تا محدودیت‌های هسته‌ای. از سوی دیگر، می‌خواهد رژیم را سرنگون کند، نه اینکه فقط با آن مذاکره کند. در این دو نگرش، تنشی وجود دارد که تقریباً نیم قرن در سیاست خارجی ایالات متحده وجود داشته است. آیا واشنگتن می‌خواهد سیاست‌های خاصی از ایران را تغییر دهد یا می‌خواهد ایران را تغییر دهد؟

اگر واشنگتن با تهران مذاکره کند، ناگزیر بده بستان وجود دارد، از هر دو طرف امتیازاتی داده می‌شود، تا حدودی خصومت‌ها کاهش می‌یابد. مهمتر از همه، دولت ایالات متحده در تعامل با آن، درجه‌ای از مشروعیت را به جمهوری اسلامی اعطا می‌کند، با آن به عنوان یک شریک مذاکره جدی رفتار می‌کند و می‌پذیرد که نماینده ایران در صحنه جهانی است. اما این پذیرش برای برخی از نخبگان آمریکایی که احساس می‌کنند جمهوری اسلامی نامشروع است، نباید وجود داشته باشد و تنها سیاست واشنگتن در قبال آن باید سرنگونی آن باشد، خوشایند نیست. با این حال، چیزهایی وجود دارد که واشنگتن می‌خواهد و فقط ایران می‌تواند آنها را برآورده کند. به همین دلیل است که حتی رئیس جمهور رونالد ریگان خود را در حال مذاکره مخفیانه با ملاهای ایران یافت، در حالی که علناً آنها را محکوم می‌کرد.

ما می‌توانیم تنش را تقریباً هر روز در سیاست ترامپ در قبال ایران ببینیم. یک پست در رسانه‌های اجتماعی تهدید به نابودی تمدن ایران و پایان دادن به ۴۷ سال شرارت می‌کند. پست دیگری در همان روز از پیشرفت در مذاکرات با ایران صحبت می‌کند. ترامپ وارد مذاکره می‌شود و به نظر می‌رسد نسبت به توافق با ایران خوشبین است و در بین دورها جنگی را با تهران آغاز می‌کند و از ایرانیان می‌خواهد که دولت خود را سرنگون کنند. کمتر از یک هفته بعد، او دوباره به وعده خود مبنی بر اینکه اگر با خواسته‌های او موافقت کند، ایران آینده‌ای روشن خواهد داشت، بازگشت.

ایالات متحده نیز نگرش متناقض مشابهی نسبت به اتحاد جماهیر شوروی داشت. پس از آنکه کمونیست‌ها در سال ۱۹۱۷ کنترل روسیه را به دست گرفتند، واشنگتن روابط خود را با آن قطع کرد و حتی به طرق مختلف برای سرنگونی آن تلاش کرد. تقریباً ۱۶ سال بعد، رئیس جمهور فرانکلین دی. روزولت، موجودیت آن را به رسمیت شناخت و با مسکو سفیر مبادله کرد. این تنش پس از جنگ جهانی دوم دوباره پدیدار شد. در دهه ۱۹۷۰، سیاست مذاکره هنری کیسینجر با اتحاد جماهیر شوروی از سوی جناح راست مورد انتقاد قرار گرفت، زیرا به عنوان تقویت جایگاه یک امپراتوری شیطانی تلقی می‌شد. پاسخ کیسینجر همیشه این بود که آمریکا در مخالفت ایدئولوژیک با اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، اما منافع ملی خاصی نیز دارد – مانند کنترل سلاح‌های هسته‌ای – که بدون توافق با مسکو قابل مدیریت نیست.

معادل کیسینجر در بحث ایران، رئیس جمهور باراک اوباما بود. دولت اوباما تنها دولتی بود که باید انتخاب می‌کرد. این دولت تصمیم گرفت که اگرچه ایالات متحده ممکن است رژیم دیگری را در ایران ترجیح دهد، اما باید با این رژیم برای مقابله با بزرگترین خطر برای منافع ملی آمریکا – که مانند مورد شوروی، شامل سلاح‌های هسته‌ای بود – مقابله کند. توافق هسته‌ای ایران تلاشی برای خنثی کردن یکی از خطرناک‌ترین عناصر سیاست خارجی ایران بود. و در این امر موفق شد. اما برای بسیاری از جناح راست، بهای آن این بود که به نوعی به رژیم مشروعیت بخشید. بنابراین ترامپ ایالات متحده را از این توافق خارج کرد که منجر به بی‌اعتبار شدن حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، و بازگشت تندروها در تهران شد که برنامه غنی‌سازی ایران را افزایش دادند – که ترامپ را دوباره به همان دوراهی بازگرداند. آیا او توافق می‌کند یا موضع می‌گیرد؟

در این مرحله، واضح است که ترامپ خواهان توافق است. اما با انجام آن، ممکن است در نهایت به جمهوری اسلامی آنچه را که ۴۷ سال به دنبال آن بوده است، بدهد: پذیرش بی‌قید و شرط حتی از سوی تندروترین عناصر ایالات متحده. برای تهران، این جایزه‌ای است که ارزش امتیازات زیادی را دارد.

 

نوشته فرید زکریا

فرید زکریا ستون امور خارجه را برای روزنامه واشنگتن پست می‌نویسد. او همچنین مجری برنامه فرید زکریا GPS در CNN است. در X@FareedZakaria دنبال کنید.

تاریخ انتشار : ۲۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

لامرد؛ فاجعه‌ای که در سایه ماند

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت