در گذشته چند بار در همین رسانه های داخلی از سه تجربه مراکش، عمان و اردن درباره چگونگی برخورد با موضوع زندانیان سیاسی به سود تقویت همگرایی اجتماعی و ملی مثال زده شد. در مراکش افرادی را که به جرم کودتا علیه حکومت محکوم به اعدام و حبس ابد یا درازمدت کرده بودند چندسال بعد سلطان حسن مراکشی، آنها را از زندان آزاد کرد و به حسن یونسی پس از آزادی حکم نخست وزیری و ریاست قوه مجریه را داد.
تا پیش از آن، حکومت همه قوایش صرف کنترل و مراقبت و خنثی کردن مخالفان می شد و مخالفان نیز همه توان خود را صرف زمینگیر کردن حکومت می کردند. با توجه به اینکه توانایی هرجامعه ای محدود است، در چنین کشمکشی، برآیند قوه صفر بود. پس از این اقدام سلطان حسن، دو نیروی یاد شده به جای خنثی کردن همدیگر در خدمت کشور قرار گرفتند و در نتیجه هم افزایی آنها، مراکش با جهشی در پیشرفت مواجه شد. به همین دلیل مصونیتی برای حکومت ایجاد شد که در طوفان بهار عربی هیچ آسیبی به مراکش نرسید.
متاسفانه بیان این تجربه ها در رسانه های داخلی سودی نداشت از اینرو به سراغ حقوق حداقلی شهروندان می رفتیم. سالها گفته شد اصلا چرا باید مخالف سیاسی را زندانی کرد؟ وقتی که افاقه نکرد گفته می شد چرا حداقل، آیین دادرسی مصوب مجلس شورای اسلامی رعایت نمی شود؟ و چه بسا اگر رعایت می شد برخی پرونده ها به زندان ختم نمی شد یا مجازاتش خفیف تر بود. وقتی هم آیین دادرسی رسیدگی نشد گفته شد چرا حداکثر مجازات را در نظر می گیرید و بعد که اکثر را گرفتند گفته می شد چرا با استفاده از سازوکارهای مختلف عفو و آزادی مشروط و مرخصی و حبس با پابند، این زندانیان را آزاد نمی کنید؟
البته عده ای هم بدون توجه به اصل تلاش برای کاهش رنج های افراد، ناسزا می گفتند که شما اصل مجازات را قبول کرده اید.
اکنون رسیده ایم به جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل. ابتدا جنگ ۱۲ روزه بود. در جریان جنگ ۱۲ روزه پیوسته گفته شد زندانیان سیاسی را آزاد کنید تا امیدواری به تغییر ایجاد گردد و انسجام ملی تقویت شود ولی گوش شنوایی نبود. پس از جنگ که مقامات و مسئولان مختلف کشور گفتند مردم به رغم نارضایتی های شان دشمن را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذاشتند، درخواست شد که به پاس این رفتار مردم، روش حکمرانی و برخورد با منتقدان اصلاح شود ولی نشد.
تا اینکه جنگ رمضان و بزرگترین جنگ امریکایی- صهیونی علیه ایران پیش آمد و این بار حکومت نگران حضور خیابانی هواداران دشمن است و پیوسته به انان هشدار می دهد و موافقانش را به حضور در خیابان دعوت می کند تا جلوی عملیات میدانی آنها را بگیرد. در چنین شرایطی برخی پیشنهاد تشکیل جبهه دفاع ملی می دهند.
دکتر عباس آخوندی گفته است: “حفظ تمامیت ارضی در جنگ با رژیمی که شرِّ مطلق (اسرائیل) است و همچنین جنگ با برترین قدرت نظامی جهان که در هوای احیای نظم استعماری (امریکا) است، نیازمند تشکیل جبهه دفاع ملی در گستردهترین پایه ممکن است. از اینرو ضروری است که شخص رییس جمهور اقای پزشکیان افزون بر سازمانهای رسمی درون حاکمیت، با رهبران تشکلهای سیاسی و رجال ملی از طیفهای مختلف…ضروری است. تماس با بزرگان اقوام مختلف ایرانی اعم از عربان خوزستان، کردان غرب کشور، ترکمنان شمال شرق، بلوچان جنوب شرق و آذریان شمال غرب ایران برای فعال شدن در این جبهه و در خواست از آنان برای تامین امنیت اجتماعی مرزهای ایران نیز ضرورتی انکار ناپذیر است”.
و این در حالی است که هنوز با این درخواست فرسنگها فاصله داریم زیرا در شرایطی که لازمه افزایش تاب آوری اجتماعی، انجام اقدامات متناسب با آن است (تا زمان نگارش این یادداشت در عصرجمعه ۱۵ اسفند) بجز دکتر شکوری راد و اقای حسین کروبی کسی ازاد نشده است. مدیرعامل رسانه قوه قضاییه نیز اعلام کرد:” هیچکدام از محکومین امنیتی آزاد نشدهاند. به برخی محکومین امنیتی با توجه به گواهی پزشکی عدم تحمل حبس و … مرخصی قانونی مشروط داده شده است”.
در واقع دکتر شکوری راد هم بخاطر سرطان خون باید زودتر از این تبدیل وضعیت می شد. البته خوشبختانه هزاران زندانی عادی آزاد شده اند ولی درباره زندانیان سیاسی و امنیتی، اگر عزم شان اینست که آنها که در زندان با شنیدن بمباران کشور توسط آمریکا و اسراییل جنایتکار شادی و پایکوبی کرده اند را ازاد نکنند با این تصور که شرایط امنیتی دشوار تر نشود ولی زندانیان سیاسی زیادی هستند که با وجود مخالف بودن با حکومت،”ملی”می اندیشند و در برابر متجاوزین به ایران با نیروهای مدافع کشور همدل و همراهند اما با اینها هم مدارا نمی شود.همین سخن درباره خیل نیروهای ملی و میهن دوست درکشور نیز صدق می کند وهنوز مسئولان نتوانسته اند واقع بینی را جای خوش بینی و بدبینی بگذارند.
این همان روشی است که بسترساز واگرایی هایی شده که امروز از ناحیه آن احساس خطر امنیتی می شود. تا این نگاه و روش تغییر نکند نمی توان انتظار داشت کشور وارد دورانی از هم افزایی در برابر دشمنان غدار شود. وعده تغییر در آینده با توجه به وعده های عملی نشده پیشین، دیگر هیچ تاثیری ندارد و اگر دغدغه نجات ایران و تشکیل جبهه گسترده ای دربرابر دشمن مجهز به پیشرفته ترین ابزارها وجود دارد باید تغییراتی از هم اکنون آغاز شود. تغییر نگاه و رفتار درباره منتقدان و زندانیان سیاسی که ملی می اندیشند، تغییر در صدا و سیما، نفی انحصار و توجه خاص به نظرات کارشناسان درباره تصمیم سازی های خرد وکلان، به ویژه که مجالس خبرگان رهبری و مجلس شورا باید نمایندگی اکثریت جامعه را داشته باشند تا تصمیم شان نافذ بوده و در جامعه واقعی تمکین شود.
می توان با آزادی زندانیان سیاسی مخالفِ متجاوزانِ به ایران و معتقد به منافع ملی و حتی با بهره گیری از آنان در مدیریت کشور، تغییرات امیدبخش را آغاز کرد.
کانال تلگرامی گفتارهای باقی



