تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.
استدلال ایران دربارۀ نقض آتشبس با تهاجم اسرائیل به لبنان بهتمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق میدهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحرانزده.
اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار میدهد. گسترش دامنۀ درگیری به طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار میانجامد و نه امنیت تولید میکند بلکه صرفاً جغرافیای جنگ را توسعه میدهد و هزینهها را با ضربآهنگی تصاعدی افزایش میدهد.
تداوم مسیر تبادل آتش دقیقاً در راستای هدفی است که اسرائیل دنبال میکند: منحرفکردن مسیر دیپلماسی و مختلکردن هر گونه امکان دستیابی به توافق میان ایران و امریکا. هر دور جدید از درگیری عملاً پنجرۀ مذاکره را تنگتر و هزینۀ مصالحه را بیشتر میکند.
یگانه بدیل واقعبینانه و مؤثر در برابر مسیر ناکارای تبادل آتش عبارت است از چرخش قاطع به سمت دیپلماسی و تسریع در نیل به توافق با ایالات متحده از طریق مذاکره. این مسیر نه یک گزینۀ ثانوی بلکه راهبردی مرکزی برای دفاع همزمان از لبنان و ایران است. کاهش تنش در سطح کلان میتواند هم لبنان را از تبدیلشدن به صحنۀ جنگی خونینتر بازدارد و هم ایران را از گرفتارشدن در یک تقابل فرسایشی و نامعلوم نجات دهد.
امروز انتخاب میان تبادل آتش و تسریع در توافق فقط یک ترجیح تاکتیکی نیست بلکه تصمیمی سرنوشتساز دربارۀ جهتگیری کل منطقه است.
🆔 @mmaljoo



