|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
ازحمله مشترک اسرائیل وآمریکا درخرداد ماه ۱۴۰۴ به ایران که ۱۲ روزبه طول انجامید، بیش از یکسال می گذرد. از آن زمان تاکنون جنگ ۴۰ روزه که از روز نهم اسفند آغازشد، و به آتش بس موقت و تفاهم نامه اسلام آباد انجامید، با عهد شکنی آمریکا و متحدان منطقه ای اش واعلام مشارکت کشورهای فرانسه و انگلیس برای گشودن مسیر دیگری درمحدوده آب های ساحلی کشورعمان، درمقابل مسیر اولیه درشمال تنگه هرمز، با مخالفت ایران روبروشد.
ایران بهخاطر نقض تفاهمنامه اسلامآباد از طرف آمریکا، به چند کشتی در حال عبور از مسیر جنوبی حمله کرد. متعاقب این اقدام ایران، آمریکا حملات گسترده خود را به تأسیسات نظامی، زیرساختهای غیرنظامی در جزایر خلیج فارس و سراسر سواحل جنوب کشور و تا عمق چند صد کیلومتری در داخل ایران از سر گرفت و طی دوازده روز خسارات زیادی به زیرساختهای غیرنظامی و نظامی وارد آورد و موجب کشته و زخمی شدن تعدادی از نظامیان و غیرنظامیان کشور شد. ایران هم متقابلاً به پایگاههای آمریکا در منطقه حمله کرد که موجب کشته شدن چند نفر از نظامیان آمریکا و وارد آمدن خسارت به تأسیسات نظامی این کشور در منطقه شد
آمریکا از آغاز حمله به ایران تا همین حالا فاقد راهبرد مشخص در جنگ علیه ایران بوده و هست، بهطوری که نه فقط گره کور برنامه هستهای ایران همچنان بسته مانده، بلکه با جنگ علیه ایران که به بسته شدن تنگه هرمز از طرف ایران انجامیده، مشکلی بر سایر مشکلات در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس افزوده است
انسداد تنگه هرمز علاوه بر قطع جریان نفت و گاز به اغلب نقاط جهان، موجب شده تا ورود کشتیهای حامل مواد مورد نیاز بخشهای صنعت و کشاورزی به منطقه نیز دچار اختلال و تقریباً متوقف شود، که پیامد آن افزایش قیمت انرژی و مواد مورد نیاز فعالیتهای صنعتی و کشاورزی است. این امر موجب نارضایتی مردم آمریکا و اغلب کشورهای مصرفکننده انرژی و دیگر اقلام مصرفی شده است. بر این موارد کاهش ارزش بازار سهام در آمریکا و کشورهای همسو و همراه با آمریکا را هم باید افزود که در نتیجه جنگ و بسته ماندن تنگه هرمز، تشدید شده است.
مواضع ضد و نقیض ترامپ – بیش از دهها بار تهدید به حملات گسترده و سپس انصراف از آن – را باید به حساب امکان مدیریت قیمت نفت خام و حاملهای انرژی، بهعلاوه ارزش بازار سهام، در جهان و بهویژه در آمریکا دانست، ضمن اینکه با القای رعب و وحشت به ایران و گروهها و سازمانهای منطقهای همپیمان با آن، به دنبال راهی برای فرار از تلهای است که در آن گرفتار آمده است
در شرایط کنونی حاکم بر میدان جنگ و ارزیابی از میزان تابآوری طرفین منازعه، احتمال توافق در بازگشایی تنگه هرمز بدون پذیرش شروط ایران از طرف آمریکا و متحدانش، بسیار اندک است. اگر هم در این مورد توافقی صورت گیرد، مشکلی بزرگتر از آن در پیش رو قرار دارد: پرونده هستهای ایران! که هنوز گشوده نشده است، و توافق بر سر آن بهخصوص در مورد سرنوشت بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی، که شاکله منازعه آمریکا و اسرائیل با ایران را تشکیل میدهد، به مراتب دشوارتر از توافق در مورد بازگشایی تنگه هرمز است.
در موقعیتی که طرفین جنگ در آن قرار دارند، بدون وارد شدن عنصر دیگری به عنوان کاتالیزور فعل و انفعالات عرصههای جنگ و دیپلماسی، شرایط کنونی استمرار پیدا خواهد کرد. از اینرو هرکدام از طرفین برای عبور از این مرحله با وارد کردن عوامل جدید در ظرفیتهای آفندی و پدافندی خود و یا تغییر و ترکیب اقدامات سیاسی ـ نظامی و به کارگیری تاکتیکهای جدید میکوشد تا در سر میز مذاکره از طرف مقابل امتیاز بیشتری بگیرد.
دولت ترامپ در تلاش است تا با محاصره بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان، ادامه و افزایش تحریمها و حملات نظامی کنترلشده به سرزمین ایران و تهدید به حملات نظامی همهجانبه، بهعلاوه به کارگیری سیاست «خبر درمانی» بهطور روزمره، قیمتهای نفت و گاز و مواد اولیه صنعتی و نهادههای کشاورزی از کنترل خارج نشود و از افت ارزش بازار سهام در آمریکا و دیگر کشورهای نزدیک به خود که باعث نارضایتی مردم است، جلوگیری کند. همین حالا برخی نظرسنجیها میزان مخالفان سیاستهای جنگی دولت ترامپ را حدود ۷۰ درصد اعلام میدارند. بهعلاوه، آمریکا میخواهد با حاکم کردن بلاتکلیفی نه جنگ و نه صلح برای ایران و فشار بر اقتصاد کشور، شرایط حضور ایران را در سر میز مذاکره فراهم آورد و خود را از گرفتاری در جنگ با ایران نجات دهد.
از طرفی، ایران نیز برای وادار ساختن آمریکا به عقبنشینی و گرفتن امتیاز بیشتر تلاش میکند با دفاع از خود، جغرافیای جنگ را گسترش دهد، تنگه هرمز را مسدود نگه دارد و تنگه بابالمندب را برای فشار بر آمریکا و متحدانش، از طریق حوثیهای یمن نآمن سازد و به تأسیسات نفتی کشورهای متحد آمریکا در منطقه حمله کند.
یقیناً این اقدامات اگرچه اکنون به قیمت فشار اقتصادی کمرشکن بر مردم، موقعیت بهتری را در حوزه جنگ دیپلماسی عاید ایران کرده، اما کارکرد زمانی این موقعیت محدود است. معلوم نیست تابآوری مردم تا فردای مورد نظر مسئولان نظام ادامه داشته باشد
بویژه آنکه برخلاف عقل سلیم که حفظ اتحاد وهمبستگی ملی ازالزامات مقاومت دربرابرتهاجم بزرگترین قدرت نظامی جهان است، ومستلزم پاسخ به حداقل مطالبات مردمی است که درمقابل تجاوزکاران یکپارچه ایستادگی کردند، نظام جمهوری اسلامی، بجای پیوند محکم ترخود با مردم، درپاسخ به درخواست های مکررآنان واحزاب وشخصیت های سیاسی درحوزه های اقتصادی وبویژه سیاسی مانند آزادی زندانیان سیاسی وزندانیان درحصر، توقف اعدام ها، به رسمیت شناختن آزادی های اجتماعی، پذیرش مشارکت دلسوزان کشوردرفرایند مذاکرات با امریکا، بهره مندی صاحبنظران گرایشا های گوناگون سیاسی جامعه ازرسانه ملی با هدف رسیدن به اشتراک نظردرمورد منافع ملی ومصالح کشوروتقویت جبهه طرفداران مذاکره وصلح، با انتصاب افراد “وازده” سیاسیء امنیتی وطرفداران ادامه جنگ به پست های حساس، حاکی ازحافظه کوتاه مدت مسئولانی است که تا چند ماه پیش موجودیت نظام را مرهون ایستادگی ومقاومت مردم اعلام می داشتند.
آنان با فراموش کردن آن ایام، افرادی را به صحنه سیاسیء نظامی وامنیتی بازگردانده اند، که غیرمسئولانه صدای جنگ را بلند ترکرده اند. برغم این صدای به ظاهربلند، آنان دراقلیت اند، واغلب مردم خواهان مذاکره ودستیابی به تفاهم اند ونباید فرصت کنونی را ازدست داد.
آری، این لحظات برای کشورما لحظات تاریخی است. باید قدرقرصت ها را دانست. اشتباهات بعد از آزادی خرمشهر در جنگ تحمیلی نباید تکرار شود.
بیست ودوم مرداد ماه ۱۴۰۵



