سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۰ اسفند, ۱۴۰۴ ۰۰:۴۳

یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۳

۴۰ سال پیش «نه» گفته شد، کسی گوش نکرد!

همه آنچه در سال‌های پایانی دهه 60 و نیز در تداوم آن در دهه های 70 و 80 به وقوع پیوستند، از آن‌جمله: رفراندوم تغییر قانون اساسی، نظارت استصوابی، شورای تشخیص مصلحت نظام و ... نیز با هدف تحکیم و بی بازگشت نمودن انحرافی بود که در بیانیه مشترک ابوالفضل قدیانی و علیرضا رجایی از آن یاد می‌شود.

اخیرا در مطلبی به قلم مشترک ابوالفضل قدیانی و علیرضا رجایی، با عنوان «دفاع از جمهوری» در رسانه‌‌ها انتشار یافت   http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/76963/  و نکات مهمی در ارتباط با اوضاع و مسائل حاد جاری در کشور، طرح گردید. در این یادداشت به مواردی چند از این مطلب که در پیوند با یکدیگر  قرار دارند پرداخته می‌شود.

در بخشی از این مطلب می‌خوانیم: “اکنون با صراحت می‌توان گفت، انحرافی که از بدو پیروزی انقلاب از مفهوم و مضمون واقعی جمهوری و جمهوری‌خواهی صورت گرفت و با تدوین آن قانون اساسی، این انحراف ساختارمند شد و ابعاد آن تا به امروز بسط و گسترش یافت، ریشه اصلی تمام بحران‌هاست” . این در حقیقت مهمترین و محوری‌ترین موضع این مطلب مشترک است.

 نخستین همه‌پرسی بعد از پیروزی انقلاب در تاریخ ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸، یعنی نزدیک به ۴۰ سال پیش، صورت گرفت. ‌ در آن زمان براساس آمار رسمی دولت، ۹۸،۲درصد از مردم واجد شرایط  در پاسخ به پرسش «جمهوری اسلامی آری یا نه؟» پاسخ آری دادند. اما در همان زمان ۱،۸ درصد، به این پرسش پاسخ منفی دادند.

روشن است که بسیاری، چه در میان «آری» گویان و چه در میان کسانی که «نه» نوشتند، نمی‌توانستند از ابعاد و پی‌آمد های پاسخ خود و وضعیتی که اکنون پس از نزدیک به ۴۰ سال تداوم حیات این حکومت، شاهد آن هستیم، با خبر باشند. اما زمان زیادی لازم نبود که سپری شود و روشن گردد که آن ۱،۸ درصدی‌ها حق داشتند که آن همه پرسی را  با «نه» پاسخ بدهند؛ و استدلال و اعتراض آن زمان این ۱،۸ درصدی‌ها  نیز این بود که با اضافه شدن واژه ” اسلامی” به جمهوری و در ادامه آن، مزین شدن قانون اساسی کشور به  اصل ولایت فقیه به مثابه پشتوانه سیاسی و معنوی آن، انحراف است از آرمان‌ها و اهداف انقلاب و درتداوم خود به استبداد مذهبی خواهد انجامید.  نکته‌ای که در مطلب مشترک نیز به درستی مورد تاکید قرار گرفته است. افسوس که این اندیشه پس از گذشت نزدیک به ۴۰ سال طرح می گردد.

در پاسخ به پرسش علت این تاخیر طولانی، می توان عوامل بسیاری را برشمرد که هر یک از آن‌ها نیز در مقاطع معین، زمینه‌ساز تحکیم این انحراف و تحمیل صفت «اسلامی» به جمهوری گردید.

از جمله این عوامل می توان به روانشناسی توده‌ها و سطح و میزان آگاهی سیاسی مردم در مقطع انقلاب پرداخت. در وضعیتی که تقریبا همه سازمان‌های سیاسی متشکل و تاثیر گذار بر روند سرنگونی حکومت پهلوی، تقریبا هیچ برنامه‌ای برای کسب قدرت سیاسی در فردای سرنگونی نداشتند، نیروهای طرفدار خمینی عملا قدرت سیاسی را در دست گرفتند و به مرور زمان با راندن “غیر خودی‌ها” از دستگاه حکومتی، زمینه را برای  تحکیم انحرافی که در سطور بالا ذکر گردید، فراهم کردند. سال‌های دهه ۶۰ را نباید صرفا به دلیل کشتار زندانیان سیاسی به مثابه نیروهای آگاه جامعه که می توانستند امر روشنگری در جامعه را به پیش برند، «سیاه» دانست. در حقیقت می توان راندن نیروهای لیبرال از قدرت را، آغازی بر خیز  ولایت‌مداران در انحصار قدرت سیاسی در دستگاه حکومتی نامید؛ تداوم این انحصار و تحکیم آن در عرصه های مختلف صورت گرفت، از آن‌جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

– تدوین و پیشبرد پروژه پاکسازی دانشگاه‌ها و مدارس کشور از طریق “انقلاب فرهنگی”، و پاکسازی ادارات دولتی از همه کسانی که مورد تایید تشکیلات‌ تفتیش عقاید در سازماندهی‌هایی با اسامی گوناگون، قرار نمی گرفتند؛

– تلاش به پاک کردن هرآنچه از رژیم گذشته در اذهان مردم به‌جا مانده بود و می توانست یادآور نه تنها ناستالژی‌ها، بلکه بروز مقایسه در موارد مختلف زندگی روزانه مردم گردد، که این با استراتژی “به انحصار در آوردن” ناسازگار بود؛

– تبدیل رسانه‌های حکومتی به دستگاه تبلیغات در جهت شستشوی افکار با هدف آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش قوانینی که به میزان زیادی با فرهنگ و آداب و سنن زندگی مردم در تضاد قرار داشتند؛

– تبلیغات وسیع و اغلب دروغین در مورد نقش تعیین کننده طرفداران خمینی در سازماندهی سرنگونی رژیم گذشته، و ارائه اطلاعات دروغ و مردم‌فریب در جهت تخریب رابطه مردم با سازمان‌های سیاسی، دگر اندیش، چه مخالف و چه موافق با رژیم.

و …

به این فهرست می‌توان موارد بسیاری را اضافه کرد. اما تمام این موارد یک هدف را دنبال می کردند: به مسلخ بردن واژه «جمهوری» با اضافه کردن صفت اسلامی به آن. همه آنچه در سال‌های پایانی دهه ۶۰ و نیز در تداوم آن در دهه های ۷۰ و ۸۰ به وقوع پیوستند، از آن‌جمله: رفراندوم تغییر قانون اساسی، نظارت استصوابی، شورای تشخیص مصلحت نظام و … نیز با هدف تحکیم و بی بازگشت نمودن انحرافی بود که در بیانیه مشترک ابوالفضل قدیانی و علیرضا رجایی از آن یاد می‌شود.

در این بیانیه به درستی بر روند غیر دمکراتیک شکل‌گیری مجلس خبرگان، و تمرکز تمام قدرت جمهوری «ذبح‌شده» در دست‌ یک کاست ایدئولوژیک، یا همان ولایت فقیه و ولایت مداران، تاکید شده است. در نتیجه این اقدامات انحصارطلبانه و ویرانگر است که ما شاهد به قهقرا کشانیده شدن کشور در تمامی عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هستیم. فساد‌ فراگیر اداری، تصویب قوانین ضد زن، ورشکستگی و تعطیلی کارخانه‌ها و واحد‌های تولیدی خرد و کلان، عدم پرداخت حقوق کارگران توسط کارفرمایان در کنار دیگر مصائب اجتماعی، اختلاس‌ها و دزدی‌های کلان در کنار فحشای ناشی از فقر، فروش اعضای بدن، فروش کودکان و دختران و زنان جوان با هدف آوردن تکه نانی به سفره همیشه‌خالی، و …  در داخل کشور از یکسو، و سقوط اعتبار و اتوریته کشور در عرصه سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، همگی به دلیل وجود همین صفتی است که به واژه جمهوری اضافه گردید، تا عرصه از وجود “رقبا” تهی گردد، و فقط “خودی‌ها” در مقاطع مختلف این ۴۰ سال، بتوانند اجازه شرکت در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان کشور را داشته باشند.

در مطلب دیگری به قلم آقای عباس عبدی (گوش شورا و ناله ما – اعتماد شماره ۴۱۹۴ به تاریخ شنبه ۷ مهرماه ۹۷) سیاست های شورای نگهبان و به نوعی نظارت استصوابی در انتخابات مجلس به نقد کشیده شده‌اند. قدمت این روش که امروز توجه آقای عباس عبدی را به خود جلب کرده است، باز می گردد به برگزاری نخستین انتخابات در جمهوری اسلامی و حذف بدون دلیل بسیاری از کاندیداهای دگراندیش از سازمان‌ها وگروه های سیاسی که تلاش داشتند با ورود به مجلس در جهت بهروزی و زندگی بهتر برای  مردم، گام بردارند. نقطه حرکت و اتکای این سیاست نیز همانا  در جمله معروف خمینی نهفته است که گفت: “جمهوری اسلامی، نه بیش و نه کم”. این که امروز نمایندگانی ناشایست در مجلس جولان می دهند و یا به خاطر حفظ  رانت‌های حاصل از نشستن بر صندلی وکالت، در مواجهه با کجی ها، سکوت اختیار می‌کنند، دقیقا به خاطر غلبه روابط بر ضوابط به هنگام تعیین صلاحیت‌ها است.

شعار “ایران برای همه ایرانیان”، که هر از گاهی در نوشته‌ها و مطالب، از جمله در بیانیه مشترک نیز از آن یاد می‌شود، زمانی امکان تحقق واقعی می‌یابد، که افراد نه فقط امکان ابراز نظر مخالف و یا نقد این یا آن سیاست و یا معضل اجتماعی را داشته باشند، بلکه بتوانند در جهت تحقق افکار و دستیابی به هدف شان که همانا رسیدن به ایرانی آزاد و دمکراتیک است، در احزاب و سازمان‌های مورد تاییدشان، به فعالیت بپردازند؛ و این نیز از جمله می تواند با حذف واژه “اسلامی” از «جمهوری اسلامی ایران»، با تمامی پی‌آمدهای قابل انتظار آن، از جمله تدوین قانون اساسی، و تشکیل مجلسی با نمایندگان واقعی مردم در آن متحقق گردد.

 

تاریخ انتشار : ۱۱ مهر, ۱۳۹۷ ۱۰:۰۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به میهن‌مان را به‌شدت محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از همه نیروها، سازمان‌ها و شخصیت‌های میهن‌دوست می‌خواهیم در برابر جنگ و ویرانی، بر اشتراکات تکیه کرده و برای کاهش رنج مردم و جلوگیری از گسترش خشونت هم‌صدا شوند. همچنین هرگونه تلاش برای توجیه این حملات را مردود می‌دانیم. سرنوشت ایران باید تنها به دست مردم ایران تعیین شود.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

اعتراف بنیاد ملی دموکراسی وابسته به وزارت خارجه آمریکا به مداخله در اعتراضات ایران…

گری زون: کار NED برای قاچاق ترمینال‌های استارلینک به ایران، عملیاتی مخفیانه با هدف ایجاد ناآرامی است و به اعتراف ویلسون، این اکنون بخش کلیدی از تهاجمی‌ترین ابتکار عمل این بنیاد است. ویلسون به فرانکل نماینده کنگره گفت: «ایران اولویت بزرگی برای این بنیاد بوده است. از زمانی که من به این بنیاد آمدم، ایران سریع‌ترین برنامه رو به رشد ما بوده است.» وی افزود که «اکنون این یکی از بزرگترین برنامه‌های ما در سطح جهانی است که هم شرکای مستقیم – گروه‌های ایرانی – و هم مؤسسات اصلی ما با آن درگیرند.»

مطالعه »

روابط ایران و آژانس در مرحله‌ای حساس – تحلیل مواضع دو طرف…

گودرز اقتداری: یکی از نکات مهم در سخنان عراقچی، پیوند دادن همکاری با آژانس به روند مذاکرات گسترده‌تر بود. وی اعلام کرد ایران در حال تدوین چارچوبی برای مذاکرات آینده است و تعامل با آژانس می‌تواند زمینه‌ساز پیشرفت دیپلماتیک شود. این موضع نشان می‌دهد که ایران همکاری با آژانس را نه صرفاً یک تعهد حقوقی، بلکه ابزاری تاکتیکی در مذاکرات می‌داند. به بیان دیگر، همکاری فنی می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای کسب امتیازات سیاسی یا اقتصادی در مذاکرات آینده استفاده شود.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عزیزانی که می‌فرمایند جنگ درد ندارد، بیایید این لحظات را با هم تجربه کنیم.

تجاوز نظامی مجدد امپریالیسم و صهیونیسم به ایران محکوم به شکست است

اطلاعیهٔ پایان کار کنگرهٔ بیست‌ویکم (فوق‌العادهٔ) سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به میهن‌مان را به‌شدت محکوم می‌کنیم

اعتراضات دی‌ماه؛ گزارشی از تداوم بازداشت ۱۶ وکیل دادگستری

فشار حکومت بر نهاد وکالت