سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۳:۲۳

چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۳

عزیزانی که می‌فرمایند جنگ درد ندارد، بیایید این لحظات را با هم تجربه کنیم.

عزیزانی که می‌فرمایند جنگ درد ندارد: بیایید این لحظات را با هم تجربه کنیم. روزهایی که این‌جا بوی خون می‌داد، شما در راهپیمایی مونیخ فریاد کشیدید برای شاهزاده و گفتید ما فرش قرمزی از خون پهن کرده‌ایم. چرا ما با دلار ۱۶۵ هزار تومانی منتظر باشیم آمریکا بیاید و بزند و برود و بکشد و فرش خون خوشگل‌تر شود؟ خب چرا با هم از این لحظات مبارک آزادی به صورت اشتراکی لذت نمی‌بریم؟ چرا شما آن‌طرف مرزها انتظار می‌کشید؟ بیایید این لحظات را با هم تجربه کنیم. با هم برویم کهریزک‌گردی، برویم سر خاک عزیزان تا ترامپ بیاید و بزند؛ همه با هم از این جراحی بدون خونریزی لذت ببریم؟
Getting your Trinity Audio player ready...

نامه‌ای به ایرانیان جنگ طلب خارج از کشور

هفته‌ای یک شب قرار است هر سه نفر کنار هم بخوابیم. من و نادر و افرا. امروز جایمان را همان‌جایی پهن کرده‌ایم که روزهای جنگ می‌انداختیم؛ اتاق پذیرایی اصلی. افرا وسط من و نادر می‌خوابد و قصه گوش می‌دهد و می‌خوابد. خوابش سنگین است. برای همین کلاً نفهمید جنگی در کار است. لحظاتی که خانه مثل گهواره می‌لرزید، افرا در آغوش من خواب بود. درها محکم به هم می‌خوردند و من گوش‌هایش را گرفته بودم. امشب آن‌جا خوابیدیم، همان‌طور تنگ هم. بچه سرماخوردگی دارد و ناراحتی می‌کند اما زود خوابش می‌برد. ما چه‌کار می‌کنیم؟ صفحه‌های اینستاگراممان را باز می‌کنیم. من خبرهای جنگ را برای سحر می‌فرستم، عکس کشته‌ها را برای نادر، و بعد یک‌دفعه می‌زنیم زیر گریه. آن وقت چیزی می‌بینم که عصبانی‌ام می‌کند و کسی می‌گوید: شهرزاد ساکت باش! الان وقت حرف زدن نیست.

من به پزشکی قانونی رفته‌ام، در بیشتر تشییع‌پیکرها حضور داشتم و همین باعث می‌شود در برابر هر اظهارنظری سکوت کنم. اظهارنظر نهایی را به خانواده‌های داغدار می‌سپارم و کارم را می‌کنم؛ همان کاری که در تمام این روزها با همه فشارها کردیم. ما روایت کردیم. از بیمارستان‌های پر از بیمار، از خانواده‌های کشتگان. به اندازه بضاعتمان نوشتیم. عکس عزیزان مردم را منتشر کردیم. همین از دستمان برمی‌آمد، خاک بر سرمان.

یکی از تدابیر نیروهای امنیتی وقتی از پستی از تو ناراحت هستند، فشار برای برداشتن پست از صفحه‌های مجازی است. تهدید آن‌ها امنیتی است و من چه‌کار می‌کنم؟ طبیعتاً مثل یک شهروند که می‌دانم وظیفه اصلی‌ام را در رسانه‌ام انجام می‌دهم، با دندان‌هایی که محکم بر هم ساییده می‌شود پست را برمی‌دارم. اما این برداشتن پست، این ترس از نوشتن، حالا روی دیگری دارد؛ رویی که ممکن است فعالان مدنی، نویسندگان و روزنامه‌نگاران را بیش از تهدیدهای امنیتی آزار بدهد. فشار اجتماعی، تهدیدهای فضای مجازی، بولی شدن و انگ وطن‌فروشی باعث می‌شود تو این‌جا هم سانسور شوی.

ما در تمام این سال‌ها سانسور شدیم. گفتند باید جنگ شود چون شما که این‌جا هستید خیلی فهم دقیقی ندارید و خودفروخته‌اید و جنگ دموکراسی می‌آورد؛ سکوت کردیم. گفتند فرش قرمز از خون عزیزانمان برای مهاجران خارج از کشور و رهبر مورد نظرشان پهن شده؛ ما با چشمان گرد نگاه کردیم و اشک‌هایمان سرازیر شد و سکوت کردیم. در تظاهرات فریاد زدند: زن-جندگی-آزادی؛ سکوت کردیم. به تنها جنبشی که تا حدی توانست مرزهای دیکتاتوری را بشکند گفتند جنبش منقضی شده؛ باز هم سکوت کردیم.

از آن طرف داستان طور دیگری بود. گفتند تروریست‌ها کشتند. ما فیلم‌ها را می‌دیدیم و سکوت کردیم. گفتند تروریست‌ها زدند و برایشان چهلم گرفتند؛ ما رفتیم به بهشت‌زهرا و سینه کوبیدیم، به سر و صورتمان زدیم و دم برنیاوردیم. یکی مدام پشت‌مان آمد و گفت: هیس! حرف نزنید. الان وقتش نیست.

بگذارید یک اعتراف تلخ بکنم. رفتار شما با ما از جمهوری اسلامی هم ترسناک‌تر است. خیلی از فعالان مدنی حاضرند زندان ج.ا. را تحمل کنند اما هدف حمله سایبری هتاکانی قرار نگیرند که روزهای شکنجه دموکراسی‌خواهان را فراموش کرده بودند.

حالا وقت جنگ است که عزیزانی می‌فرمایند درد ندارد. زود می‌آید و یک جراحی خیلی تر و تمیز می‌شود و باید از آن استقبال کرد. خب چرا در تمام این لحظات حساس کنونی ما این‌جا باشیم و شما دور از ما؟ چرا ما با دلار ۱۶۵ هزار تومانی منتظر باشیم آمریکا بیاید و بزند و برود و بکشد و فرش خون خوشگل‌تر شود؟ خب چرا با هم از این لحظات مبارک آزادی به صورت اشتراکی لذت نمی‌بریم؟ چرا شما آن‌طرف مرزها انتظار می‌کشید؟ بیایید این لحظات شیرین و قشنگ و نایس را که عزیزانمان در زندان هستند با هم تجربه کنیم. با هم برویم کهریزک‌گردی، برویم سر خاک عزیزان تا ترامپ بیاید و بزند؛ همه با هم از این جراحی بدون خونریزی لذت ببریم؟

راستش من این متن را برای منتشر نکردن نوشته‌ام، نه به خاطر اینکه سال‌ها پیش در توییتر قول داده بودید فردای براندازی از درختی در میدان هفت‌تیر آویزانم کنید؛ که من در نهایت چه به دست شما و چه به دست دیگران این روز را تجربه می‌کنم. من روزه سکوت می‌گیرم به خاطر خانواده جاویدنامان وطن، به خاطر همه آن‌ها که عزیزی از دست داده‌اند و صاحب عزای اصلی آن‌ها هستند. من سکوت می‌کنم تا مطیع تصمیم آن‌ها باشم. اما یادم نمی‌رود در روزهایی که این‌جا بوی خون می‌داد، شما در راهپیمایی مونیخ فریاد کشیدید برای شاهزاده و گفتید ما فرش قرمزی از خون پهن کرده‌ایم. من این تشبیه ناجوانمردانه شما را تا زنده‌ام با خودم حمل می‌کنم…

و اما خودم: من تماشاگر این روزهای سردم و امیدوارم بمبی که می‌آید اگر به خانه ما خورد، همه‌مان را ببرد؛ من و افرا و نادر را وقتی یکدیگر را در آغوش کشیده‌ایم.

 

برگرفته از شبکه‌های اجتماعی و به نقل از سایت اینستاگرام نویسنده

 

 

 

تاریخ انتشار : ۹ اسفند, ۱۴۰۴ ۷:۵۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. محمدی گفت:

    زنده و سربلند باشید…

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عکاسی صحنه‌پردازی‌شده؛ از بازآفرینی واقعیت تا بیان مفهومی

 ایتمار بن گویر، وزیر امنیت اسرائیل خواستار «کشتارهای هدفمند هر شب» در نوار غزه شده است 

بن بست راهبردی آمریکا، تحولات منطقه ای و سناریو های پیش رو

اعتصاب هشداردهنده کارگران، بنادر دریایی را تا حد زیادی فلج کرد

کمدی الاهی یا کمدی انسانی؟ بالزاک و دانته

«نفوذ» اسم رمز امنیتی‌کردن جامعه