سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۲۰

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۰

کشتزار

روایت شوپِه (shupe)

می‌روم سراغ کاغذ‌هایم... دنبال مطلبی می‌گردم که همان موقع‌ها نوشته بودم... شاید ادامه مطلب را بیابم... لکه خونی می‌بینم روی یک ورق کاغذ تمیز! بی‌آنکه استفاده شده باشد اما وسطش لکه‌ای برّاق نرم بود. فکر کردم شاید از یک زخم بدون درد باشد...

بوی کال و خشک شده بافه‌های ارغوانی یونجه، رهاشده در نسیم ِولگرد ِخوش گذر، رایحه‌ی خامی که در فضا سرریز می‌شود و با همهمه‌ی باد درهم می‌آمیزد؛ همپا با هیاهوی آدمیانی که درکشتزارهای کمی دوردست مشغول کارند؛ هُرم داغ گرما، سکوت دور آسمان روی بوته‌های خودرو و علف‌های هرز و خواب ِتنبل ِگاوهای ِلمیده در علفزار، دود هیزم!، طعم تُرش تمشک، شب‌های دَم کرده و ابر افتاده بر دشت، نِفار و بانگ و هنگامه «شب پا»ی بی‌خواب و رمیدن گراز و رنج … با دوبیتی های دهاتی و دودانگی «امیری‌پازواری^»… همه و همه مرا به یاد ِآن تابستان می‌اندازد… و ماجرایی که آن جوان ِشب‌پا روایت کرده بود:

آسمان مهتابی بود و ستاره‌ها سوسو می‌زدند. خنکی هوا تن را مور مور می‌کرد. کشتزارهای برنج حالا دیگر جز ساقه‌های مانده از برداشت شالی، چیزی در خود نداشت… همه‌ی دشت آرام و بی‌صدا بود. جز صدای گاه‌گاهی عوعو سگی از دور، هیچ صدای نمی‌آمد. جاده‌ از دور سوت و کور بود. نه عابری گذر می‌کرد و نه وسیله نقلیه‌ای… بر نفار^^ کوچک کنار مزرعه در پناه درخت بیدی، علیرغم خستگی کار که جمع آوری کاه‌های باقیمانده ساقه‌های خوشه‌های برنج بود؛ خوابش نمی‌برد. جرعه آبی نوشید و طاق‌باز روی زیلوی کهنه به آسمان پرستاره خیره شده بود. به روزهای خوشی که در پس ذهنش بود؛ فکر می‌کرد. قرار بود در روزهای ابتدای پاییز به خواستگاری دختری از هم‌روستایی فامیلش برود. غرق این افکار بود که سکوت دشت شکست… در همان حالت خوابیده نگاهی به اطراف و آن دور دست‌ها انداخت. نوری در جاده‌ی کناری مزرعه توجه‌اش را جلب کرد. صدای اتوموبیل بود… دو ماشین… جوان همه‌ی مسیر اتوموبیل را با دقت و در همان حالت خوابیده دنبال کرد… به کناره‌های تپه رسیده بودند… و با خاموش شدن صدای موتور ِماشین‌هایشان، دشت را سکوتی فرا گرفت…

او آن‌ شب هرگز نخوابید…

می‌روم سراغ کاغذ‌هایم… دنبال مطلبی می‌گردم که همان موقع‌ها نوشته بودم… شاید ادامه مطلب را بیابم… لکه خونی می‌بینم روی یک ورق کاغذ تمیز! بی‌آنکه استفاده شده باشد اما وسطش لکه‌ای برّاق نرم بود. فکر کردم شاید از یک زخم بدون درد باشد… دست‌هایم را نگاه می‌کنم چیزی نمی‌یابم. به صورتم دست می‌کشم؛ لای ناخن‌هایم را جستجو می‌کنم؛ هیچ چیزی دستگیرم نمی‌شود. ورق کاغذ را به کناری می‌گذارم و تلاش می‌کنم حواسم را جمع کنم. تخیلاتم آرام آرام به سوی نیشدار ترین مرکز روایت می‌رود… آن تابستان که مادر به ییلاق نرفت!… بگیروببند و سنگینی نگاه‌هایی که همه را می‌پایدند!… وآن جا که هزاردستانِ آواز «کوچه ‌سار‌ شب» راخواند!… بغض فرو خورده‌ای که سر باز کرد و زخمی که هنوز باقی‌ست!…

^.«امیری‌پازواری» معروف به امیر‌الشعرا و امیر ‌مازندرانی زاده قرن ۹ ه‍.ش در منطقه پازوار. شاعر و عارف نامی. امروزه اشعار او در قالب گونه‌ای از آواز با نام «آوازامیری» در بین مردم مازندران رواج دارد… 

^^.نفار= اتاقک درختی، کومه‌ای با پایه‌های بلند، پناهگاه چوبی که در مزارع شمال ِایران برپا می‌کنند برای دیدبانی و محافظت محصولات ازحمله گرازها و خوک‌ها…  

* .شوپِه (shupe): شب پایی، بیدار بودن در شب برای مراقبت از محصول کشاورزی، بخصوص در شالیزار… 

تابستانِ آن ‌سال‌های‌ دور.

پهلوان 

@apahlavan

تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۴۰۲ ۱۰:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیست‌ونهمین «تحلیل هفته» | چپ، جنگ تدافعی و دفاع از میهن | منوچهر صالحی، سهراب مبشری، مرتضی صادقی

ایران پس از جنگ: فرسایش مشروعیت، شکاف در بالا، بازسازی از پایین

لیبرالیسم، جنبش روشنگری، و نبوغ جان لاک

پیام به اومانیته ارگان حزب کمونیست فرانسه…

بحران چندلایه دیابت در ایران؛ از کمبود انسولین تا نابرابری درمان

جبهه اصلاحات ایران: اعتماد به تیم مذاکره‌کننده به عنوان کارگزاران اراده ملی، شرط لازم پیشبرد توافق پایدار است