سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ تیر, ۱۴۰۵ ۱۵:۵۱

چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۱

کشتزار

روایت شوپِه (shupe)

می‌روم سراغ کاغذ‌هایم... دنبال مطلبی می‌گردم که همان موقع‌ها نوشته بودم... شاید ادامه مطلب را بیابم... لکه خونی می‌بینم روی یک ورق کاغذ تمیز! بی‌آنکه استفاده شده باشد اما وسطش لکه‌ای برّاق نرم بود. فکر کردم شاید از یک زخم بدون درد باشد...
Getting your Trinity Audio player ready...

بوی کال و خشک شده بافه‌های ارغوانی یونجه، رهاشده در نسیم ِولگرد ِخوش گذر، رایحه‌ی خامی که در فضا سرریز می‌شود و با همهمه‌ی باد درهم می‌آمیزد؛ همپا با هیاهوی آدمیانی که درکشتزارهای کمی دوردست مشغول کارند؛ هُرم داغ گرما، سکوت دور آسمان روی بوته‌های خودرو و علف‌های هرز و خواب ِتنبل ِگاوهای ِلمیده در علفزار، دود هیزم!، طعم تُرش تمشک، شب‌های دَم کرده و ابر افتاده بر دشت، نِفار و بانگ و هنگامه «شب پا»ی بی‌خواب و رمیدن گراز و رنج … با دوبیتی های دهاتی و دودانگی «امیری‌پازواری^»… همه و همه مرا به یاد ِآن تابستان می‌اندازد… و ماجرایی که آن جوان ِشب‌پا روایت کرده بود:

آسمان مهتابی بود و ستاره‌ها سوسو می‌زدند. خنکی هوا تن را مور مور می‌کرد. کشتزارهای برنج حالا دیگر جز ساقه‌های مانده از برداشت شالی، چیزی در خود نداشت… همه‌ی دشت آرام و بی‌صدا بود. جز صدای گاه‌گاهی عوعو سگی از دور، هیچ صدای نمی‌آمد. جاده‌ از دور سوت و کور بود. نه عابری گذر می‌کرد و نه وسیله نقلیه‌ای… بر نفار^^ کوچک کنار مزرعه در پناه درخت بیدی، علیرغم خستگی کار که جمع آوری کاه‌های باقیمانده ساقه‌های خوشه‌های برنج بود؛ خوابش نمی‌برد. جرعه آبی نوشید و طاق‌باز روی زیلوی کهنه به آسمان پرستاره خیره شده بود. به روزهای خوشی که در پس ذهنش بود؛ فکر می‌کرد. قرار بود در روزهای ابتدای پاییز به خواستگاری دختری از هم‌روستایی فامیلش برود. غرق این افکار بود که سکوت دشت شکست… در همان حالت خوابیده نگاهی به اطراف و آن دور دست‌ها انداخت. نوری در جاده‌ی کناری مزرعه توجه‌اش را جلب کرد. صدای اتوموبیل بود… دو ماشین… جوان همه‌ی مسیر اتوموبیل را با دقت و در همان حالت خوابیده دنبال کرد… به کناره‌های تپه رسیده بودند… و با خاموش شدن صدای موتور ِماشین‌هایشان، دشت را سکوتی فرا گرفت…

او آن‌ شب هرگز نخوابید…

می‌روم سراغ کاغذ‌هایم… دنبال مطلبی می‌گردم که همان موقع‌ها نوشته بودم… شاید ادامه مطلب را بیابم… لکه خونی می‌بینم روی یک ورق کاغذ تمیز! بی‌آنکه استفاده شده باشد اما وسطش لکه‌ای برّاق نرم بود. فکر کردم شاید از یک زخم بدون درد باشد… دست‌هایم را نگاه می‌کنم چیزی نمی‌یابم. به صورتم دست می‌کشم؛ لای ناخن‌هایم را جستجو می‌کنم؛ هیچ چیزی دستگیرم نمی‌شود. ورق کاغذ را به کناری می‌گذارم و تلاش می‌کنم حواسم را جمع کنم. تخیلاتم آرام آرام به سوی نیشدار ترین مرکز روایت می‌رود… آن تابستان که مادر به ییلاق نرفت!… بگیروببند و سنگینی نگاه‌هایی که همه را می‌پایدند!… وآن جا که هزاردستانِ آواز «کوچه ‌سار‌ شب» راخواند!… بغض فرو خورده‌ای که سر باز کرد و زخمی که هنوز باقی‌ست!…

^.«امیری‌پازواری» معروف به امیر‌الشعرا و امیر ‌مازندرانی زاده قرن ۹ ه‍.ش در منطقه پازوار. شاعر و عارف نامی. امروزه اشعار او در قالب گونه‌ای از آواز با نام «آوازامیری» در بین مردم مازندران رواج دارد… 

^^.نفار= اتاقک درختی، کومه‌ای با پایه‌های بلند، پناهگاه چوبی که در مزارع شمال ِایران برپا می‌کنند برای دیدبانی و محافظت محصولات ازحمله گرازها و خوک‌ها…  

* .شوپِه (shupe): شب پایی، بیدار بودن در شب برای مراقبت از محصول کشاورزی، بخصوص در شالیزار… 

تابستانِ آن ‌سال‌های‌ دور.

پهلوان 

@apahlavan

تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۴۰۲ ۱۰:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

پیام دیپلماسی در تشییع جنازه ایران

قرائت قرآن در مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای نشان داد که تهران به عنوان یک پیروز صحبت می‌کند، نه یک عزادار! آیه مورد نظر، آیه ۱۳ از سوره آل عمران بود، متنی که جنگ بدر را توصیف می‌کند، جایی که نیروی مسلمان با تعداد بسیار کمتر و تجهیزات ضعیف‌تر، ارتش بسیار بزرگتری را «به خواست خدا» شکست داد. این آیه اشاره‌ای آشکار به چیزی بود که بسیاری آن را پیروزی ایران بر آمریکا و اسرائیل در جنگشان علیه این کشور می‌نامند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن

پنجاه سال پس از هشتم تیر ۱۳۵۵ | مجموعه کامل سخنرانی‌های بزرگداشت حمید اشرف و یاران (روز جان‌باختگان فدایی)

پایه های لرزان امپراطوری – بخش پنجم (آخر)

سخن از دو برجستگی در هستی انقلابی حمید اشرف!

۲۵۰ سالگی آمریکا؛ آیا ترامپ پدیده‌ای استثنایی در تاریخ ایالات متحده است؟