سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۷

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۷

هابرماس، جنگ‌غزه و رویکردتناقض‌آمیز

وقتی از مشروط شدن اصل واکنش «دفاع از خود» به اصولی چون اصل تناسب مجازات، اصل عدم‌آسیب رساندن به غیرنظامیان و گشودن مسیرصلح سخن می گوید. و این در حالی است که درست همین اصول مشروط کننده «حق دفاع از خود» در این واکنش دولت اسرائیل.....
Getting your Trinity Audio player ready...

نخست، وقتی( هابرماس)* به طورکلی اصول را از چگونگی پیشبرد و تحقق آن جدامی کند، آن‌را به یک مفهوم انتزاعی بی‌یال و دم اشکمی تبدیل می کند که در آن اقدام اسرائیل به لحاظ اصولی موجه تلقی می‌شود. دوم، وقتی از مشروط بودن آن «اصل» به چنداصل دیگر در پیشبرد‌ش سخن می گوید، یعنی وقتی اصل واکنش «دفاع از خود» را به اصولی چون اصل تناسب مجازات، اصل عدم‌ آسیب رساندن به غیرنظامیان و گشودن مسیرصلح مشروط می‌کند، خود ناقض اصل نخستین می‌شود. و این در حالی است که درست همین اصول مشروط کنندۀ «حق دفاع از خود» در این واکنش دولت اسرائیل نقض می شود.

البته اگر سابقۀ یهودی‌ستیزی در آلمان را در نظر بگیریم، شاید این نوع واکنش‌ دوپهلوی هابرماس قابل درک باشد اما نه قابل قبول. ولی پرسش این است که آیا بهترنیست که برای مقابله با نژادپرستی و یا یهودی‌ستیزی نخست بین رفتار دولت راست‌کیش اسرائیل و یهودیان (داخل و خارج) تفکیک و تفاوت قائل شد و دیگر آن‌که با محکوم کردن صریح واکنش مهارگسیخته و نسل‌کشی اسرائیل و عدول از اصل تناسب (در جنگ بین دو نیرو و قدرت بشدت نامتوازن) جلوی یهودی‌ستیزی را گرفت. چنا‌ن‌چه‌ بدون آن‌ها دشوار بتوان جلوی یهودی‌ستیزی را گرفت.

اکنون واقعیت آن است که بحران فلسطین و اسرائیل در سطح جهان کمانه کرده و حتی بلوک دولت‌های غرب و حامیان پروپاقرص اسرائیل را دچار آشفتگی کرده است. چه در خود آمریکا و چه در کانادا و بیش ازهمه در انگلستان و فرانسه (در آمریکا در خودوزارت خارجه و حزب دموکرات اختلاف و انتقاد دامن گرفته است. در انگلستان حتی یک نخست وزیرراستگرا ناگزیرشد وزیرکشور راست‌گراتر و مرتجع و ضدخارجی را که حتی تحمل رفتار پلیس انگلیس در برابرتظاهرات را نیز نداشت اخراج کند).

آن‌‌چه شاهدش هستیم، احتمالاً درهم شکستن یکسان‌انگاری انتقاد به‌دولت اسرائیل و «یهودیان حامی آن» با «یهودی‌ستیزی» است. این یکسان‌انگاری دیرینه، چه در اروپا و چه در آمریکا و یا کانادا دارد زیرسؤال می‌رود. آخرین سخنان ترودو ازهمین حکایت دارد. البته پیش‌فرض این یادداشت فشرده به معنی مصون انگاشتن حماس و عملکرد و رویکرد و مواضع ‌آن و حامیانش از جمله حکومت اسلامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نیست که هیچ ربطی، مگر مصادرۀ آن، به حق تعیین سرنوشت فلسطیننی‌ها و گشودن مسیررهایی آن ندارند.

واقعیت آن است که آنچه‌ در۷ اکتبراتفاق افتاد عملیات انتحاری و فاقد افق و گشودگی و فوران نفرت و خشونت انباشته شده و بازشدن دره‌ای پرنشدنی از نفرت و کینۀ متقابل بود. از همین منظر قبل از هرچیزی بیان «بن‌بست» و «انفجار بن‌بست» بود با توسل به نوعی عملیات انتحاری؛ بن‌بستی چندسویه از هرطرف و هم‌چنین قدرت‌ها و جهانی بی‌اعتنا به آن.

بایدن پس از وقوع واقعه در جایی گفته است: جهان بر سر یک دو راهی قرار دارد. در هر ۶ یا ۸ نسل زمانی می‌رسد که در آن جهان در مدت زمان بسیار کوتاهی تغییر می‌کند. آنچه در ۲ یا ۳ سال آینده اتفاق می‌افتد، مشخص خواهد کرد که جهان برای ۵ یا ۶ دهه آینده به چه صورت خواهد بود. به این ترتیب حتی خودبایدن می‌پذیرد که پیمان موسوم به ابراهیم و سیاست‌های راهبردی دولت آمریکا در موردنظم خاورمیانه  به‌هم ریخته است. این‌که مشخصات جهان پساواقعۀ ۷ اکتبر چه ویژٰگی‌هایی خواهد داشت پرسشی است که بازیگران گوناگون اکنون در برابرخود قرارداده‌اند. آن‌ ها در تلاشند که هرکدام به‌سهم خویش مهرخود را بر آن بکوبند.  بستری با سوداها و رؤیاهای گوناگون.

توضیح:

هابرماس:

یورگن هابرماس، شاخص‌‌ترین چهره فلسفی معاصر آلمان روز دوشنبه، ۱۴ نوامبر، در بیانیه‌ای با اشاره به بحث‌های گسترده و داغی که در باره درگیری‌‌های کنونی در غزه در آلمان درگرفته تأکید کرد که نقطه‌ نظرات متضاد در این بحث‌ها نباید برخی اصول را به چالش بکشند و مورد مناقشه قرار دهند، اصولی که از نظر هابرماس و سه امضاکنندۀ دیگر بیانیۀ «مبنای همبستگی به درستی فهم‌شده با اسرائیل و یهودیان در آلمان هستند.»

در بیانیۀ یادشده که هابرماس همراه با دو کارشناس سرشناس در رشته علوم سیاسی و یک حقوقدان صاحب‌نام منتشر کرده با اشاره به “قتل عام حماس در روز ۷ اکتبر که با نیت محو زندگی یهودیان انجام شد” گفته می‌شود که عملیات ارتش اسرائیل علیه این اقدامات تروریستی به لحاظ اصولی موجه است، ولی راهبر این عملیات باید اصل تناسب، اجتناب از کشتن غیرنظامیان و پیشبرد جنگ با ملاحظه دستیابی به صلح در آینده باشد.

در بیانیه سپس گفته می‌شود: «با وجود تمام نگرانی‌ها نسبت به سرنوشت فلسطینیان در درگیری‌های جاری، نسبت دادن نسل‌کشی به عملیات اسرائیل معیارهای قضاوت را به نابودی می‌کشد.»۱

“یهودی‌ستیزی قابل تحمل نیست”

«نویسندگان بیانیه سپس تأکید کرده‌اند که عملیات اسرائیل ابدا توجیه‌گر حملات و فضای ضدیهودی ، به‌خصوص در آلمان، نیست. آنها نوشته‌اند: «قابل تحمل نیست که یهودیان در آلمان بار دیگر در معرض تهدیدهای جانی و بدنی قرار گیرند و از خشونت فیزیکی در خیابان‌ها بترسند. تصویر دموکراتیک جمهوری فدرال از خود، که مبتنی بر ملزومات مربوط به احترام به کرامت انسانی است، با فرهنگی سیاسی مرتبط است که با توجه به جنایات گسترده دوران حکومت نازی، دفاع و پاسداری از هستی یهودیان و حق موجودیت اسرائیل از عناصر اصلی آن است.»

بیانیه هابرماس و سه چهره علمی و حقوقی دیگر در انتها تصریح می‌کند که «حقوق اساسی همه در مورد آزادی و مصونیت از تعرض جسمانی و همچنین حراست در برابر آزار و افتراهای نژادپرستانه تفکیک‌ناپذیر هستند و در مورد همه به طور مساوی اعمال می‌شود». آنها زنهار داده‌اند که کسانی هم که در آلمان «احساسات و عقاید یهودی‌ستیزانه  را در پشت انواع توجیهات و بهانه‌ها پرورش داده‌اند و حالا فرصتی برای ابراز بی‌مانع آن می‌بینند نیز باید به این اصل پایبند بمانند»۱

تقی روزبه    ۱۵ نوامبر۲۰۲۳

۱-(دویچه‌وله)

 

تاریخ انتشار : ۲۵ آبان, ۱۴۰۲ ۹:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. بهمن آلایی گفت:

    ایده های عمدتاً راستگرایانه و تقویت گرانه ی امپریالیسم جهانی ِ “هابرماس” ،که نهایتاً به تضعیفِ جبهه ی کار در برابر ِ جبهه ی استثمار و استعمارنوین و به تبع آن ،جبهه ی نئولیبرالیسم در جهان ،خلاصه شده و میشود.ضدیت علنی با اصولِِ عدالت محور و انسان ترازِ ” مارکسیسم-لنینیسم ست.همسویی برخی گروههای چپ منجمله حزب چپ “خلیق نشان”،خیانتِ آشکار به تمامیِ مبانی و مصرحاتِ و آرمانهای انقلابی ِ چپ و بویژه آرمانهای والای بنیانگزاران سازمان فداییان ست.موضع گیری هابر ماس در قبالِ “جنگِ غزه” ،دفاع آشکار و وقیحانه ی نامبرده از صهیونیزم و نظام قدرتمدار و جنگ طلبانه ی امپریالیسم جهانی و تاییدیه ای در جهتِ گسترش ِ لجام گسیخته ی فاشیزم در جهان ست.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان