سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۲۰:۳۵

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۵

نقش تاریخی هنر و هنرمندان در روند تکامل اجتماعی

تاریخ مبارزات مردمان در گوشه گوشه جهان همواره تجلی‌گاه نقش هنرمندان در روندهای تاربخی و گذرگاه‌های مهم آن بوده است. در مقاطعی از تاربخ سیر تحولات را با تغییرات شگرف هنری می‌توان شناسایی و نامگذاری کرد.
Getting your Trinity Audio player ready...

بسیار در مورد نقش هنر در روند تکامل اجتماعی از طرف صاحبنظران و بویژه کسانی که جامعه‌شناسی هنر را دنبال کرده اند شنیده‌ایم و می‌شنویم. به‌ویژه در شرایطی که جامعه با اختناق شدید روبروست و امکان بر آمدن احزاب مستقل و مخالف بعنوان نهادهایی اجتماعی برای ایجاد تغییرات وجود ندارد و یا عمدتا سرکوب شدید امکان آنرا سلب نموده است، اهرم هایی مانند هنر میتواند تاثیرات شگرف خود را بگذارد و هنرمندان نقشی را بازی کنند که بتواند زمینه‌های ایجاد حرکت و جنبش را تقویت نموده و هیجان لازم را برای ورود به کارزاری گسترده فراهم نماید.

تاریخ مبارزات مردمان در گوشه گوشه جهان همواره تجلی‌گاه نقش هنرمندان در روندهای تاربخی و گذرگاه های مهم آن بوده است. حتی مقاطعی از تاربخ را میتوان نام برد که سیر تحولاتش را با تغییرات شگرف هنری میتوان شناسایی و نامگذاری کرد. دوران رنسانس اروپایی نمونه روشن است که علاوه بر تغییرات عظبم در ساختارهای اقتصادی – اجتماعی همراه با تحولات در بیان هنری بوده است که خود را در ادبیات و هنرهای تجسمی و موسیقی نشان داده است.

در تاریخ کشور ما با نگاهی به مشروطیت این تحول را علاوه بر تغییرات در حوزه‌های اجتماعی و حکومت داری و … در حوزه ادبیات آن نیز کاملا می‌بینیم و بنوعی درمیا‌بیم هنر و ادبیات منعکس کننده همان تحولات بوده، در عین حالیکه بر آن‌نیز تاثیر گذاشته است. تمام این همخوانی و همراهی هنر و هنرمندان با شرایط اجتماعی و تاریخی را میتوان در مطالبی با عنوان نقش تاریخی هنر و هنرمند جستجوکرد و در یافت.

مسلما هر هنرمندی که بخواهد در مسیر روند تکامل اجتماعی قرار بگیرد و تسریع‌کننده تحولات باشد باید قبل از هر چیز بداند که شخصیتی تاریخی است که باید نقش تاریخی خود را بازی کند. اجرای این نقش که مستلزم خلق آثار هنری منطبق بر جربان سیال تحولات است بدون درک ضرورتهای زمان و نیازهای جامعه امکان‌پذیر نیست. آن چیزی که هنرمندان را به شخصیتی تاریخی تبدیل می‌کند همان نقش تاریخی است که در برهه‌ای از زمان و با درک ضرورتها بر هنرمند حادث شده و او توانسته با بیان هنری خاص خود یک نوع تداعی تاریخی ایجاد و آنرا بنام خود ثبت کند. وقتی خوب به این موضوع می‌اندیشم حکایت همان ضرب‌المثل‌هایی می‌شود که پشت خود داستانی دارند ولی می‌توانند در بسیاری از زمان‌ها به‌کار برده شوند بدون اینکه دیگر نیازی به تکرار داستان آنها بشکل گذشته بوده باشد. یعنی به امری فراگیرو کلیتی تبدیل میشود که کارش ساده کردن بسیاری از پیچیدگی های مفهومی است. درک ضرورتها و خلاقیت فردی نزد هنرمند عامل بروز نقش تاریخی هنرمند است و مسلما اثر او هم نقش خود را بعنوان اثری تاریخی بازی میکند.

هنرها به یکدیگر وابسته هستند و هر هنر نوینی ادامه دهنده هنر گذشته است با این تعبیر که خلاقیت هنرمند در بیان نو خود را متجلی کرده و سطح آنرا ارتقا داده و سبک‌ها و عناصر نوینی پرداخته و ثبت میگردند. ولی صرفاً خلاقیت نیست که میتواند نقش تاریخی را ایجاد یا برجسته کند، بلکه درک ضرورتهای زمان به‌ویژه در حوزه مبارزات مردم علیه حاکمان مستبد و یا تحولات تکنولوژیکی و … است که عامل اصلی میباشد. امروز هنرمندانی هستند که شاید بسیار بهتر و زیباتر از نیما شعر نو بسرایند و تشبیهات و کنایه ها و دیگر عناصر شعری را بکار بگیرند ولی هرگز نیما نخواهند شد و تاثیرات او را بعنوان شاعری که نقش تاریخی خود را در ادبیات بازی کرد، نتوانند گذاشت.

بسیاری امروزه نقاشان برجسته ای هستند و شاید بتوانند بسیار بهتر از پیکاسو کوبیسم را ترسیم کنند ولی پیکاسو نخواهند بود. اوست که با درک ضرورتهای زمان توانسته است نقش تاریخی خود را بازی کند. همین نقش تاریخی است که میتواند هنر را بعنوان عاملی مهم در شرایط ویژه اختناق و سر کوب برای پیشبرد جنبش ها مطرح نماید و هنرمندان متعهد و مسئول را نه بعنوان لیدران حزبی و سازمانی بلکه بعنوان‌پیشروان مبارزه با اختناق مطرح نماید و باعث رویکرد مثبت مردم به آنها شود. بدون شک در این راستا وجود آگاهی و بالا بودن سطح درک و معرفت هنر مند بسیار مهم است. و مطلب مهم‌تر نوع جهان‌بینی هنرمند و تفسیری است که او از جهان و محیط پیرامون خود دارد. قطعا آن هنرمندی که دغدغه‌اش زندگی فرودستان و عدالت اجتماعی و دموکراسی است بیش از دیگران میتواند موثر واقع شود و نقش خود را بعنوان شخصیتی تاریخی بازی کند. ما به‌عینه تجارب گرانبهایی از نقش هنر و هنرمندان در تاریخ خود و بویژه تاریخ معاصر داریم.

ما هرگز فراموش نمیکنیم تاثیراتی را که توسط موسیقی گروه چاووش در انقلاب ۵۷ بازی کردند، و یا در همین روند خیزش ژینا که چگونه هنرمندی جوان مانند شروین حاجیپور توانست ترانه خود را بعنوان سرود جوانان برای پیشبرد مبارزه بکار گیرد. یا هنرمند متعهد و مسئولی چون توماج که به شکلی نوین و با موسیقی رپ هزاران حرف ناگفته را گفت و تاثیری جانانه گذاشت.

اکنون ما شاهدیم هر روز هنرمندان جوان و با استعداد در تلاشی مضاعف با درک موقعیت و وضعیتی که جامعه و مردم در آن گرفتار آمده‌اند سرود رهایی را سر می‌دهند و حتی با امکانات کم به خلق آثاری می‌پردازند که هر کدام بدون شک تاثیری بسزا در گرما بخشیدن به جنبش های اجتماعی دارند. در این میان متاسفانه می‌بینیم که هنوز احزاب و سازمانهای سیاسی درک درستی از این مهم و نقش تاریخی هنر و هنرمندان ندارند و سعی نمی کنند از وجود هنرمندان متعهد در پیشبرد مبارزات مردم و جذب نیروهای بالنده و جوان استفاده مطلوب بنمایند. من فراموش نکرده ام که زمان انقلاب ۵۷ بسیاری از جوانانی که در دانشگاه‌ها جذب مبارزه انقلابی و جریانهای سباسی شدند، از طریق شنیدن سرودها و آهنگهای انقلابی آنزمان بود.
یکی از اثرات مهم نقش تاریخی هنر همین است که به شکل کاتالیزور عمل میکند و در تسریع شناخت عامه و بالا رفتن آگاهی تاثیری مهم دارد. هنر نوعی از شناخت است که از طریق احساسات ابتدا ما را به شناختی حسی رسانده و عاملی برای ترغیب به شناخت واقعی است. و البته این‌ها همه در سایه وجود نقش تاریخی هنر و هنرمند میباشد. بدون شک آن هنرمندی که در شرایط تاریخی خاص ضرورت را درک نمی کند همچنان به‌دنبال هنر مصرفی است و به تز هنر برای هنر معتقد است، نه تنها نقشی تاریخی بازی نمی‌کند بلکه هنرش نیز ماندگار نخواهد بود. آن هنری ماندگار میشود که بتواند بر بستر تاریخ حرکت کند و ضرورتهای آنرا در یابد. باشد بیش از پیش هنرمندان ما در این راستا قدم برداشته و مورد حمایت قرار گیرند .

تاریخ انتشار : ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ ۹:۰۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. آلایی گفت:

    خوب بود،ولی رفیق گرام، هنر بمثابه ی کاتالیزور در تسریع آگاهی اجتماعی عمل میکند؟ یعنی پس از شرکت در واکنش، خنثی می‌شود…اشتباه نکنم ،کاتالیزور در فرایند مثلاً متابولیسم دخالت و بی اثر می‌گردد.لطفاً روشن فرمایید

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی