تاریخ و آیندگان، بیداد افراطیگری در عرصه سیاست ایران را فراموش نخواهندکرد، از زمره این بیدادها، نمونه دست نقد آن کارشکنیهای زودهنگام برعلیه مسعود پزشکیان است. رئیس جمهور از مراسم تنفیذ تا تحلیف و اینک در سومین روز مراسم رای اعتماد نمایندگان مجلس به ورزا بلاوقفه تحت شانتاژ تبلیغات منفی چندسویه قرار گرفته است و گمان نمی رود تا پایان دوره ریاست جمهوری از گزند این اقدامات ایذایی و بازدارنده مصون بماند. تحریکات و بازدارندگی توسط دولت در سایهی دیروز و امروز نشسته بر ایوان، نشان می دهد، که افراطیگری و پاجوش آن جبهه پایداری را سر بازایستادن از هرگونه اقدام بر سر راه تغییر نیست، بدین خاطر به روشهای به ظاهر سیاسی در صدد خواهند بود، تا از طرق گوناگون از تغییرات هرچند جزئی در ایران جلوگیری کنند. در سطور بالا، از شانتاژ و تبلیغات منفی چندسویه برعلیه مسعود پزشکیان گفتم، در اینجا تاکید می کنم، همزمان با جبهه پایداری مخالفان منتقدنما نیز، تاکتیک تاختن بیرحمانه به پزشکیان را که هنوز پا به عرصه عملی ریاست نگذاشته، در پیش گرفتهاند، تاکتیکی که ضدمنافع ملی بوده و در خدمت مشتاقان به قفل شدن روند توسعه در ایران میباشد.
هنوز پزشکیان بر صندلی ریاست جمهوری ننشسته، که مخالف خوانی برعلیه او از جبهه مخالفان داخلی و اپوزیسیون خارج کشور آغاز شده است، مخالفین داخل و خارج کشور هر دو چون لبه های قیچی عمل میکنند و چه آگاهانه یا غیرآگاهانه بنا دارند، پیشاپیش هشدار محدود کردن مسعود پزشکیان را زمزمه کنند تا بعد از آن پر و بال او را قطع کرده و طراوت امید نچندان وسیع در جامعه را بلااثر سازند، در نتیجه در اذهان عموم بویژه رای دهندگان او را ناکام معرفی کنند و باعث زمینگیر شدن او و کابینهاش شوند.
یکی از تلاشهای بازدارنده مخالفان این است، که برخی با طرح مطالبات زودهنگام چوب لای چرخ پزشکیان میگذارند و سایهنشینانِ از پستو به عرصه آمده، این بار هم نظیر قبل آشکارا در جهت بحران آفرینی حرکت میکنند، حرکت و اقداماتی که با هدف بازگشت به حاکمیت یکدست صورت میگیرد. زیرا طالبان حاکمیت یکدست، از هرگونه تلاش دریغ نمی کنند تا کابینه میانهرو پزشکیان بر سرپا نماند. بنابراین آنها در قامت جبهه پایداری از هرگونه اقدام پرهیز نمی کنند و با بحران سازی هایی نظیر وقایع۷۶ و ۹۲ می کوشند، پزشکیان را نظیر خاتمی و روحانی به بن بست بکشانند. ولی از جائی که تاریخ دوبار تکرار میشود، قطعا برای بار دوم تکرار پروژههای بحرانسازی در خدمت منافع تندروها نخواهند بود؟ زیرا برخلاف آن سالهای گذشته، امروز هسته اصلی قدرت برمبنای غریزه بقا، مدافع حضور پزشکیان بوده، و دست از حمایت او نخواهد کشید.
حقیقتا پیروزی مسعود پزشکیان بر سعید جلیلی نشان از آن دارد، که ایران در پایان گذار از یک مقطع افراطیگری است، تا به یک دوره نوین گام نهد. بدون تردید با آمدن پزشکیان، افقی جدید و فضای تنفسی در جامعه باز شده، که باید به آن اهمیت داد. تردید نکنید، و مبادا بپندارید، که شرایط تغییر نکرده است. هرگونه سهل انگاری متضاد منافع ملی ست، چرا که در صورت غلبه جلیلی و جبهه پایداری بر قوه مجریه فضای بسته از لحاظ فرهنگی جامعه کماکان به سمت بستهتر شدن میرفت، ولی با انتخاب رئیس جمهور در ۱۵ تیر فضای بسته جامعه تا حدودی باز شده و می رود تا در تداوم خود به سمت بازتر شدن حرکت کند. مشروط بر اینکه این فضای نوین را حفظ کنیم و آن را قربانی منافع و مطامع حزبی و آرزومندان خود نکنیم. بنابراین باید به جای این نقدها که هر کدام هم میتواند درست باشد، از آقای پزشکیان حمایت کرد، تا تز جبهه پایداری برای بازگشت به قدرت را بی اثر سازیم.
آنچه مسلم است، حفظ موقعیت رمز پیروزیهای بعدی است، پس باورپذیر است، که پزشکیان از همین فضای جدید ژله ای بتواند با پیگیری مطالبات طرح شده از پایین، در پرتو بهره مندی از موقعیت اجماع و وفاق در حاکمیت به نتیجه ممکن برسد، ولی منوط به این که روشنگریهای انتقادی جامعه سیاسی و روشنفکری منطقی و واقع بینانه باشند، تا به نتایج مطلوبی برسد. باید توجه کنیم، که سیاست در ایران مثل گرداب است، که ظرفیت غرق کردن بهترین شناگران سیاستورز را دارد. برای نجات از گرداب باید تحلیل جامع و روشن داشت. چون سیاست فریبنده است و هرگونه اطلاعات جزیی و به طبع آن اقدام ذهنیگرایانه به راحتی میتواند سیاستورز را گمراه کند.
تجارب تاریخی نشان می دهد، هرگونه ناهشیاری و هیجان سیاسی هرچند کوچک، باعث هدر رفتن تلاشهای بزرگ مبارزات دمکراتیک جامعه خواهدشد. پس اولین گام جهت تاثیر بر روند دمکراتیک ایران پرهیز از افراطی گری است، تا هرگز آب به آسیاب جبهه پایداری نریزیم. چون کشور ایران است، سوئیس نیست، حتی آلمان هم نیست که ماکس وبر در آن گفته بود : «سیاست سوراخ کردن تختههای سفت است.» ولیکن تختههای سیاست در ایران سفت تر از تختههای دول دمکراتیک می باشد.
هرچند پیش بینی امر دشوار و دارای مولفه های خاص است، ولی به گواه تحرکات این چند هفته، تا اینجا قطعی است که مسیر دولت پزشکیان نه تنها از مسیر دولت رئیسی، بلکه در برخی جهات مهم در عرصه سیاست داخلی و خارجی، متفاوت است. قطعا پزشکیان یک رشته اصلاحات کاملا کنترل شده، که با سیاستهای کلی جمهوری اسلامی هم مغایرتی ندارد، را پی خواهد گرفت. اولین هدف این اصلاحات هرچند جزئی، از یک سو کاهش تنش میان جامعه و حاکمیت و از سوی دیگر میان حاکمیت و قدرتهای منطقهای و جهانی است.
به نظر من پیروزی کابینه ترکیبی اصلاح طلبی – اصولگرائی در قامت مسعود پزشکیان با وجود همه سختیها، نشانه ای از بهبود زمین بازی سیاست در جمهوری اسلامی است، که فعلا قضاوت و شرط بندی در مورد نتیجه بازی هم زود و هم بی مورد است. چون هنوز زود است و نباید با مخالف خوانی و یا بیتفاوتی به تلاشهای بازدارنده جبهه پایداری زمینه ای را مهیا کنیم، تا ناقوس ناامیدی زودهنگام به صدا درآید. پس در این رابطه چه باید کرد؟ باید از یک طرف توقعات آرمانی یک نسل ناصبور و از سوی دیگر تعصبات ایدئولوژیک یک نظام حکمرانی ناتوان، اما مغرور کنترل و مدیریت شوند. بنابراین تقویت پزشکیان با تنظیم عقربههای اتحاد و انتقاد بر صفحه قطب نمای تغییرات، ممکنترین و کم هزینهترین مسیر را طی کرده، تا در پرتو آن آیندهای پرابهام و گذرگاههایی سخت را که در پیش داریم، با پیروزی پشت سر گذاریم. بنابراین در روزگارانی که ما از توان کافی و امکان حضور موثر در جامعه برخوردار نیستیم، در پناه وجود یک رئیسجمهور متعادل در شرایط سخت، می توان در ماراتن سیاست ایران حرکت کنیم، که بیش از چیز برای ما ضروری است.
به خاطر بسپارید، بازیگران سیاسی در کلیه عرصه ها باید با صبورِی و پرهیز از عصبانی شدن، از عرصه مبارزه در کنار پزشکیان قهر نکنند، زیرا ایران در بازده زمانی کنونی شدیداً نیازمند همراهی تمامی ایران دوستان میباشد. در عین حال که در این برهه نباید از طرح مطالبات و پیگیری آنها غفلت کرد، چون راهکار درست تنها و تنها مطالبهمحوری است.
مهرزاد وطن آبادی



