سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۰۰

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰

امید کاذب

در وضعیت انسداد سیاسی طبیعی است که از هر تغییر هر چند اندک خوشحال باشیم. شکست جلیلی رفع اشرار بود که موجب خوشحالی بخشی از جامعه شد ولی پیروزی پزشکیان هنوز امید آفرین نیست زیرا هنوز نشانی از تغییر معناداری که بشود به ان امید بست دیده نمی شود. امید کاذب سم مهلکی است که مقاومت ...
Getting your Trinity Audio player ready...

آنتونیو نگری: مقاومت امری جاودانه، پایدار و مستمر در جوامع است که متناسب با شرایط تاریخی هر جامعه در اشکال متفاوتی پدیدار می‌شود.

در وضعیت انسداد سیاسی طبیعی است که از هر تغییر هر چند اندک خوشحال باشیم. شکست جلیلی رفع اشرار بود که  موجب خوشحالی بخشی از جامعه شد ولی پیروزی پزشکیان هنوز امید آفرین نیست زیرا هنوز نشانی از تغییر معناداری که بشود به ان امید بست دیده نمی شود. امید کاذب سم مهلکی است که مقاومت جامعه را در مقابل استبداد از درون تهی می‌کند. تجربه زیستی این سالها به ما آموخته است که زود باور نباشیم زیرا هر آنچه به فرمان برقرار شود به راحتی، به  فرمان هم برچیده می‌شود. در یک نظام ولایت محورتغییرات تا نهادینه نشود زیاد نمی‌توان به آن دل بست. توقیف مطبوعات و دستگیری روزنامه نگاران به استناد به قانون اقدامات تامینی مصوب ۱۳۳۹ در اردیبهشت ۱۳۷۹ یک نمونه از دهها نمونه است که تجربه کرده‌ایم با یک فرمان بساط مطبوعات آزاد که باخون دل بدست آمده بود را یک شبه جمع کردند.

آنچه مسلم است هر دو جناح حاکمیت به این واقعیت پی برده اند که دیگر نمی‌توانند به شیوه گذشته حکومت کنند. بحرانها دیگربه حد اشباع رسیده است. انباشتگی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین تنگنای سیاسی خارجی شرایط را به نظام، سخت و دشوار کرده است. نوع مواجهه رژیم به این بحرانها آینده را رقم خواهد زد. نگرش و عملکرد نظام حاکی از آن است که بیشترهدفش بازسازی و حفظ خود است. رژیم به شدت مراقب است خواسته‌ها از یک حد معین عبور نکند، تا از کنترل خارج شود. مسئله نظام نه ریشه‌ها و ساختارهای بحران‌زا ،بلکه بازسازی روشهای ناکارآمد گذشته وحفظ ساختارهای موجود است. نظام به زعم خویش فکر می‌کند، می‌شود بدون تغییردر ساختارها و برنامه‌های بنیان‌کن با تعویض مدیران وبا کمک متخصصین می‌تواند از این بحرانها گذرکرده و دوباره خود را با زتولید کند. شکل مواجهه با بحرانها ماهیت تغییرمورد نظر نظام را برملا می‌کند. به عنوان نمونه به دومورد در اینجا اشاره می‌کنم.

در شرایطی که به اعتراف اقتصادانان وکارشناسان خود رژِیم شکاف طبقاتی، فقر، بیچارگی به حد نهایت رسیده است و ادامه حیات به بخش وسیع جامعه به امر دشواری تبدیل شده است نظام باز به سیاق گذشته فکر می‌کند می تواند بدون تغییر در ساختار سیاسی و اقتصادی با تغییر یک وزیر و کمک کارشناسان اقتصادی به ابر بحران اقتصادی فایق آید واز آن عبورکند. آنچه مسلم است جنس بحران اقتصادی درایران بیش ازآنکه اقتصادی باشد، سیاسی است. بحران اقتصادی در ایران ساختاری است. ساختاری بدین معنا که شرایط کنونی به درجاتی از بحران رسیده است که برون رفت از آن صرفا به مدد انحلال ساختارهای موجود امکان پذیر است. الیگارشی سیاسی با الیگارشی اقتصادی چنان در هم آمیخته و به چپاول و غارت مشغول هستند که با اعداد وارقام معمول اقتصادانان قابل حل نیستند. مورد دیگر مسئله حجاب اجباری زنان است. هیچ کدام از جناح‌های حکومتی با نفس مسئله اجباری بودن حجاب مخالفتی ندارند. بلکه مسئله آنها شیوه برخورد است.

با تمام تفاصیلی که در بالا ذکر شد. بدین معنا نیست که نیروهای دمکراسی‌خواه وعدالت‌جو به آنچه که در جامعه جریان دارد بی‌تفاوت باشند. ما امروز در یک موقعیت ویژه قرار گرفته‌ایم باید تحلیل‌ها برگرفته از واقعیت‌های موجود جامعه باشد. (با یک غوره سردی وبا یک مویز گرمی) نیروهای آزادیخواه و عدالت‌جو  باید زمان‌شناس باشند و در موقعیت حرکت کنند. برای نیروهای راست برانداز، زمان و موقعیت معنا ندارد آنها یکبار برای همیشه رابطه خود را با رژیم مشخص کرده‌اند. مسئله آنها با نظام، جنگ قدرت است آنها حکومت را حق خود می‌پندارند و با هر تغییر و اصلاح بشدت مخالفند وآنرا سد راه خود می‌پندارند. جریان دیگری که سالها بود کنش سیاسی را تعطیل کرده بودند  وبعد از انتخابات بسیار فعال شده‌اند، جریان اصلاح طلب محافظه کار دولت محور هست. این جریان بیشتر توسط آقای عباس عبدی و قوچانی و زیدآبادی نمایندگی می‌شود. آنها اصلاح‌طلبی را به یک نوع دین تبدیل کرده‌اند، در دیدگاه آنها دوراه بیشتر وجود ندارد. اصلاح از درون حکومت بهشت و هر راه دیگر دوزخ است. رستگاری فقط از مسیر  اصلاح‌طلبی دولت محور عبور می‌کند. این جریان نخبه‌گرا است و به جامعه اعتقاد ندارند. یادداشت مورخ ۵./۶./۱۴۰۳ با عنوان “سخنی با جناب آقای خاتمی” در روزنامه اعتما د عصاره اندیشه این جریان است. از دیدگاه آنها تغییرات و تحولات ا ز گذر گفت‌وگوها و بده‌ بستان‌های سیاستمداران حرفه ای پشت درهای بسته ممکن است، نه به واسطه‌ی حضور مردم در خیابان‌ها، یا همبستگی مردم برای رسیدن به خواست‌های جمعی.  

وضعیت جنبشی جامعه‌ی ایران مهمترین ویژگی از نیمه دوم دهه‌ی ۱۳۷۰ به این سو است در این دوره است که نارضایتی‌ها تبدیل به اعتراض‌های گسترده شد و آبان ۹۸ و جنبش زن، زندگی، آزادی، همه‌ی رخدادهای بعد از خود را تحت تاثیر قراردادند. دراین فضا بود که آقای عبدی اصلاح‌طلبان را به سکوت و انتظار دعوت کرد. او در یادداشتی که در بالا اشاره شده، می‌نویسد: “در سال ۱۳۹۷ در دیداری که با جنابعالی داشتم (خاتمی)، دوست عزیز اقای خانیکی نیز حضور داشتند. تحلیل خود را از شرایط سیاسی کشور تقدیم کردم و معتقد بودم که اسب یک‌دست‌سازی در حکومت زین شده است و مانعی را بر نمی‌تابد. در نتیجه شرایط کنونی برای کنشگری موثر سیاسی اصلاح‌طلبان و به طور مشخص جنابعالی مساعد نیست و بهترین گزینه کنار کشیدن موقت از فعالیت متداول سیاسی است”

سعید مدنی زندانی سیاسی در یک تحلیل مفصل از خیزش مهسا بنام “صد سال و صد روز” معتقد است “آنچه در صد روز از اواخر شهریور تا دی ۱۴۰۱ در جامعه ایران رخ داد، فارغ از هرگونه پیامد و نتیجه سیاسی چنان اثرات عمیقی بر اندیشه، روح و وجدان جامعه‌ی ایرانی گذاشت که تا سالها پس از این در باره‌ی ان سخن‌ها گفته و متن‌ها نوشته خواهد شد. به علاوه، به سختی می‌توان آینده‌ای را برای ایران تصور کرد که متاثر از اعتراضات اخیر نباشد.”

به قول آقای سعید مدنی، شرایط موجود محصول مبارزات مدام ودائمی جامعه است که حافظان وضع موجود واصلاح طلبان محافظه کار را تحت تاثیر قرار داده است، نه عافیت‌طلبی اصلاح‌طلبان دولت محور.

اکنون به جای رادیکالیسم کم مایه‌ی راست افراطی و بی‌عملی اصلاح‌طلبان حکومتی جریانها‌ی آزادی‌خواه و عدالت‌جو باید به تقویت جامعه مدنی، و تشکیلات بیاندیشند. پرداختن به مسائل کارگران، زنان، اقوام، حاشیه‌نشینان و همه‌ی آنچه به تبعیض و خشونت مربوط می‌شود، اولویت نیروهای آزادی‌خواه وعدالت‌جوست‌. 

تاریخ انتشار : ۱۰ شهریور, ۱۴۰۳ ۴:۵۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان