سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۱:۰۵

چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۵

*درها را بسته‌اند*
گردابِ دود / به چشمِ آسمان می‌رود؛ / و قفلِ کوچه‌های بن‌بست / شکسته می‌شود. / انتظارِ پُرهراس ِ امروز  ِ ما، / دیوار و دریایِ خون، / فردا / در...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
کتاب "زندگی عیسی" نقد مسیحیت بود.
اشتراوس میگفت نقد حقیقی دگم ها تاریخ آنان است و ریشه تاریخ دگم ها در تخیلات مسیحیان اولیه قرار داشت. در اسطوره سازی فرقه های مذهبی پیشین آگاهی علمی مدرن...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرام بختیاری
نویسنده: آرام بختیاری
فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت
دکتر مارتین لوترکینگ: با در نظر گرفتن چنین فعالیت‌هایی است که سخنان جان اف کندی فقید دوباره به ذهن ما خطور می‌کند. پنج سال پیش او گفت: "کسانی که انقلاب...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ
نویسنده: دکتر مارتین لوتر کینگ
هیچ‌کس نمی‌تواند مردم را از دیکتاتوری نجات دهد، جز خود مردم.
شهناز قراگزلو: در دورانی که دموکراسی‌های معاصر زیر فشار پوپولیسم، اقتدارگرایی و بی‌اعتمادی به نهادهای نمایندگی قرار گرفته‌اند، بازخوانی مناقشهٔ تاریخی میان کارل اشمیت و هانس کلسن یادآور یک پرسش...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شهناز قراگزلو
نویسنده: شهناز قراگزلو
بیانیۀ ۱۴ نواندیش دینی در دفاع از اعتراض‌های عمومی مردم ایران و محکومیت خشونت و مداخلۀ خارجی
این واقعیت‌که هر اقدام اعتراضیِ دسته‌جمعی به سرانجامی خونین منجرّ می‌شود نشانه‌ای است بارز و غیرقابل‌انکار از بحران ساختاری و فقدان مزمن صلاحیّت در حلّ بحران‌ها.گزارش‌هایی مبنی بر مداخله‌ی خشن...
۳۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: امضای جمعی
نویسنده: امضای جمعی
اعتراضات دی ماه - گروه خرداد هوادار سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) - داخل
گروه خرداد هوادار سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) - داخل: تحقق مطالبات مردم تنها در گرو اتحاد و نقش‌آفرینی احزاب و سازمان‌های متکی بر اراده عمومی است؛ نیروهایی که با...
۲۹ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: گروه خرداد هوادار سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) - داخل کشور
نویسنده: گروه خرداد هوادار سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) - داخل کشور
جنگ‌طلبان نمایندهٔ من نیستند
اعتراضات مردم ایران حق است. خشم مردم حق است. مطالبهٔ آزادی و عدالت و کرامت حق است. مردم حق دارند علیه نظامی که دهه‌ها فساد و فقر و بی‌عدالتی را...
۲۹ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: رضا فانی یزدی
نویسنده: رضا فانی یزدی

اصلاح قانون مهریه؛ نقدی بر اظهارات متناقض نمایندگان و پیامدهای واقعی آن برای زنان

شهناز قراگزلو: در این ساختار، نابرابری در ذات قانون خانواده تعبیه شده است: مرد هر زمان که بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق دهد، در حالی که زن برای دستیابی به همین حق باید ابتدا عسر و حرج را ثابت کند؛ یعنی نشان دهد که زندگی مشترک برای او به سختی و مشقتی غیرقابل تحمل تبدیل شده است. این تفاوت آشکار در شرایط طلاق نمونه‌ای روشن از نابرابری در بنیان قوانین خانواده است؛ نابرابری‌ای که از همان آغاز موقعیت زنان را فرودست ساخته است.

اصلاح قانون مهریه و توضیح برخی نمایندگان مجلس، از جمله امیرحسین بانکی‌پور، درباره اینکه حذف ضمانت کیفری مهریه «اشتباه لفظی» (۱) بوده و تنها شماره ماده اشتباه ذکر شده است، مسئله اصلی را پنهان نمی‌کند. اختلاف نه بر سر شماره ماده است و نه یک خطای شکلی؛ مشکل در تصمیمی است که ضمانت کیفری مهریه را نسبت به مازاد چهارده سکه حذف می‌کند و در نتیجه، موقعیت حقوقی و امنیت اقتصادی زنان را مستقیماً تضعیف می‌سازد.

حتی اگر توضیح نمایندگان را بپذیریم، تأثیر مصوبه روشن و غیرقابل انکار است: کاهش جدی توان زنان برای اجرای حکم مهریه و باز شدن دست بدهکار برای پنهان‌کاری مالی. ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی (۲) نحوه اجرای محکومیت‌های مالی از ابتدا برای مقابله با همین بدهکارانی وضع شده بود که دارایی‌های خود را مخفی کرده یا از پرداخت تعهد فرار می‌کنند. این ماده برای تنبیه نبوده، برای جلوگیری از سوءاستفاده است. محدود کردن اجرای آن به چهارده سکه یعنی حذف ابزار الزام در بخش اصلی تعهد، به‌خصوص در کشوری که نظام قضایی، ابزارهای کافی برای شناسایی اموال، پیگیری تراکنش‌ها یا توقیف درآمد ندارد. حذف ضمانت کیفری بدون ایجاد هیچ جایگزین مؤثر، در عمل نتیجه‌ای جز بی‌اثر کردن احکام قطعی دادگاه و افزایش آسیب‌پذیری زنان ندارد.

افزون بر این، اصل بنیادین حقوقی آن است که قانون به گذشته سرایت نمی‌کند؛ اصل ۱۶۹ قانون اساسی و ماده ۴ قانون مدنی (۳) صراحت دارند که هیچ قانونی عطف به ماسبق نمی‌شود. با این حال، مصوبه اخیر عملاً به پرونده‌های جاری نیز تسری یافته و ضمانت کیفری مهریه‌های پیشین را از میان برده است (۴). چنین اقدامی نه تنها خلاف اصول مسلم قانون‌گذاری است، بلکه مستقیماً به زیان زنانی تمام می‌شود که بر مبنای قانون معتبر زمان طرح دعوا کرده بودند و اکنون تنها ابزار الزام قانونی خود را از دست می‌دهند. مسئله اصلی نه تعداد سکه‌ها و نه اشتباه لفظی در ذکر ماده، بلکه تصمیمی است که تنها سپر زنان را در نظامی که از اساس نابرابر طراحی شده، از میان می‌برد.

در این ساختار، نابرابری در ذات قانون خانواده تعبیه شده است: مرد هر زمان که بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق دهد، در حالی که زن برای دستیابی به همین حق باید ابتدا عسر و حرج را ثابت کند؛ یعنی نشان دهد که زندگی مشترک برای او به سختی و مشقتی غیرقابل تحمل تبدیل شده است. این تفاوت آشکار در شرایط طلاق نمونه‌ای روشن از نابرابری در بنیان قوانین خانواده است؛ نابرابری‌ای که از همان آغاز موقعیت زنان را فرودست ساخته است. حضانت و ولایت عمدتاً در اختیار مرد قرار دارد و استقلال اقتصادی زن محدود است. بنابراین حذف ضمانت اجرای مهریه نه یک اصلاح شکلی، بلکه تشدید همان نابرابری‌های ریشه‌ای است.

در بسیاری از کشورها، مانند تونس (۵) ، مهریه نقش نمادین دارد زیرا زن و مرد در حقوق بنیادین برابرند: در حق طلاق، حضانت، ولایت، حمایت در برابر خشونت و تضمین‌های اقتصادی پس از جدایی. زن برای تأمین امنیت خود وابسته به اراده مرد نیست. اما در ایران، که زنان همچنان برای طلاق باید عسر و حرج ثابت کنند، در ولایت و حضانت در موضع ضعیف‌تری قرار دارند و برای اثبات خشونت با موانع متعدد مواجه‌اند، مهریه تنها ابزار جبرانی و چانه‌زنی است. اگر این تنها ابزار نیز تضعیف شود، زن عملاً بی‌پناه‌تر خواهد شد.

ادعای اینکه این مصوبه «علیه زنان نیست» با واقعیت حقوقی و اجتماعی ایران همخوانی ندارد. در ساختاری که زن از ابتدا با محدودیت‌های قانونی و اقتصادی مواجه است، حذف ضمانت اجرایی مهریه یعنی حذف تنها ابزار الزام مرد به انجام تعهد. عدالت اقتضا می‌کند نخست حقوق برابر برقرار شود و سپس ابزارهای جبرانی کنار گذاشته شود؛ نه آنکه بدون اصلاح ساختار، تنها سپر زن برداشته شود.

اینکه برخی نمایندگان سنگینی پیش‌قسط را دلیل اصلاح قانون می‌دانند توجیه موجهی نیست، زیرا این مسئله به ماده ۷ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مرتبط است (۶) و می‌شد بدون لطمه زدن به ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی (۲) و بدون آسیب به حقوق زنان اصلاحش کرد. اما مجلس به‌جای رفع مشکل دقیق، ستون اصلی ضمانت اجرای مهریه را تضعیف کرده است. «اشتباه لفظی» در ارجاع به ماده تغییری در پیامدها نمی‌دهد؛ مشکل از ماهیت تصمیم است، نه شماره ماده.

اگر هدف حبس‌زدایی بوده، این هدف بدون ایجاد سازوکارهای جایگزین، از جمله نظام مؤثر کشف دارایی، توقیف درآمد، مسدودسازی حساب‌ها و ضمانت‌های مدنی، فقط به خنثی شدن احکام قضایی می‌انجامد. خود نمایندگان هم اعتراف کرده‌اند که این مصوبه «نرخ انجام تعهدات مالی را کاهش می‌دهد» و این یعنی پیامد آن کاملاً قابل پیش‌بینی است: افزایش نابرابری و بی‌پناه‌تر شدن زنان.

تجربه کشورهایی که مهریه در آنها نمادین است (۶) نشان می‌دهد که تا زمانی که برابری حقوقی ایجاد نشود، مهریه در ایران تنها ابزار جبرانی زن باقی خواهد ماند. بنابراین نقد به این مصوبه مخالفت با اصلاحات نیست؛ تأکید بر این واقعیت است که هر دستکاری در مهریه، بدون اصلاحات بنیادین در حقوق خانواده، فقط نابرابری موجود را تشدید خواهد کرد.

منابع:

  1. واکنش بانکی پور به یک اشتباه در صحن مجلس درباره مهریه – سایت تیتربرتر | TitreBartar.com
  2. ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی | مهدی داودآبادی
  3. عطف به ماسبق – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
  4. قانون جدید مهریه ۱۴ سکه – تصویب مجلس ۱۴۰۴ – از کی اجرا میشود
  5. ماده ۷ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی | مهدی داودآبادی
  6. حقوق زنان در تونس؛ ۶۰ سال قانون برابری جنسیتی – DW – ۱۳۹۵/۵/۲۴
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر, ۱۴۰۴ ۲:۳۶ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

2 Comments

  1. مهرزاد وطن آبادی گفت:

    از منظر یک چپِ مدافع مبارزات مدنی و تحول مسالمت‌آمیز، نقد اصلی به متن بالا این است که تمرکز آن یکسره بر راهکارهای حقوقی است؛ در حالی که چپ، هرچند باید به سازوکارهای حقوقی آگاه باشد، مسئله را صرفاً در چارچوب قانون موجود خلاصه نمی‌کند. نگرانی چپ نه «اصلاح ماده» است و نه «حذف یا ابقای ضمانت کیفری»، بلکه ساختاری است که نابرابری را تولید و بازتولید می‌کند. از این زاویه، چنین نوشته‌ای فاقد تحلیل سیاسیِ ریشه‌ای است و بیشتر شبیه یادداشت‌های کارشناسی حقوقی است تا موضع‌گیری یک نیروی چپ. برای یک نشریه چپ – به‌ویژه کارآنلاین – زیاده‌روی در انتشار مطالب صرفاً حقوقی، بدون پیوند با پروژه سیاسی چپ و بدون نقد ساختار قدرت، می‌تواند باعث کاهش عمق تحلیلی شود. در این باره، اطلاعیهٔ سیاسی-اجرایی کفایت داشت و نیازی به تبدیل موضوع به یک پرونده حقوقیِ تکراری نبود؛ چپ باید راه‌حل سیاسی و ساختاری ارائه دهد، نه آنکه در چارچوبی بماند که ذاتاً نابرابر طراحی شده است.

    • شهناز قراگزلو گفت:

      با سپاس از نظرتان.
      نقد شما درباره ضرورت تحلیل ساختاری و سیاسی کاملاً قابل تأمل است و ما نیز خود را محدود به دفاع صرف از متن قانون یا اصلاح یک ماده نمی‌دانیم. با این حال، از منظر یک رویکرد چپِ عدالت‌محور، پرداختن به سازوکارهای حقوقی موجود لزوماً به‌معنای فروکاستن مسئله به «حقوق‌گرایی» نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از نقد همان ساختار نابرابری باشد.
      اتفاقاً نقد شما ناخواسته نشان می‌دهد که چرا پرداختن به «حقوق» در شرایط کنونی نه عقب‌نشینی از سیاست، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از آن است. چپِ وفادار به عدالت اجتماعی نمی‌تواند از زیست واقعی فرودستان و گروه‌های تحت ستم، به‌ویژه زنان، عبور کند و صرفاً در سطح انتزاعیِ «نقد ساختار» باقی بماند. قانون، هرچند محصول ساختار قدرت است، اما هم‌زمان میدان واقعیِ کشمکش اجتماعی نیز هست؛ جایی که نابرابری به‌طور عینی بر بدن و زندگی انسان‌ها اعمال می‌شود.
      تمرکز بر مهریه دفاع ایدئولوژیک از یک نهاد مطلوب نیست، بلکه دفاع از ابزار حداقلیِ موجود در دل ساختاری عمیقاً نابرابر است. تا زمانی که برابری حقوقی، استقلال اقتصادی زنان، امنیت اجتماعی و قوانین حمایتی مدرن، آن‌گونه که در جوامع مترقی وجود دارد، در ایران برقرار نشده، حذف یا تضعیف مهریه نه گامی به‌سوی رهایی، بلکه خلع‌سلاح زنان در برابر ساختاری است که از ابتدا علیه آنان طراحی شده است.
      چپ اگر تنها از «لغو» سخن بگوید، بی‌آنکه جایگزین‌های واقعی و قابل‌دسترس ارائه دهد، عملاً به بازتولید نابرابری کمک می‌کند. نقد ساختار بدون توجه به ابزارهای بقا درون همان ساختار، به نوعی سیاست‌زدایی از رنج روزمره می‌انجامد. دفاع موقت از حقوق حداقلی جایگزین پروژه سیاسی چپ نیست؛ بلکه شرط لازم برای پیشبرد آن است.
      از این رو، پرداختن به ابعاد حقوقی مهریه نه تقلیل سیاست به حقوق، بلکه پیوند دادن سیاست با واقعیت زندگی زنان است. چپ عدالت‌خواه نمی‌تواند از زنان بخواهد هزینه «خلوص نظری» را با امنیت، آزادی و جان خود بپردازند. پروژه سیاسی چپ، اگر قرار است رهایی‌بخش باشد، باید هم‌زمان هم ساختار را نقد کند و هم از ابزارهای حداقلی دفاع کند؛ این دو نه در تقابل، بلکه مکمل یکدیگرند.

تجاوزگری و مداخله‌جویی آمریکا، اسراییل و غرب دشمنی با مردم با هدف تضعیف و تجزیهٔ ایران است!

ایران نه میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهن‌دوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئه‌های بی‌ثبات‌ساز تلفیقی بیگانگان و تمامیت‌خواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

*درها را بسته‌اند*

کتاب “زندگی عیسی” نقد مسیحیت بود.

فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت

هیچ‌کس نمی‌تواند مردم را از دیکتاتوری نجات دهد، جز خود مردم.

بیانیۀ ۱۴ نواندیش دینی در دفاع از اعتراض‌های عمومی مردم ایران و محکومیت خشونت و مداخلۀ خارجی

اعتراضات دی ماه – گروه خرداد هوادار سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) – داخل