
بهرام بیضایی، کارگردان برجستۀ سینما و تئاتر، نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه، پنجم دیماه ۱۴۰۴، در ۸۷سالگی و در سالروز تولدش چشم از جهان فروبست و جامعۀ فرهنگی و هنری ایران را در سوگ نشاند.
او از صریحاللهجهترین منتقدان سانسور و هرگونه محدودیت بر اندیشه و آفرینش فرهنگی و هنری بود و نهتنها با سانسور حکومتی، بلکه با فشارهای پنهان اجتماعی نیز مخالفت میکرد. بیضایی تأکید داشت که علیرغم دلتنگیاش برای زادگاه و محل کار و زندگیاش، هرگز از ایران دور نبوده و «ایران» او، چه در وطن و چه در مهاجرت، در «اتاق کار»ش، جایی که امکان آفرینش آزاد را داشت، همواره با او بوده است.
بیضایی بهسبب سانسور، نزدیک به سی سال از فعالیت حرفهای منظم محروم ماند؛ تحمیلی که آن را شکلی از استبداد میدانست و غیرقابل توجیه میخواند. با اینهمه، کارنامۀ فرهنگی او، با وجود حجم نهچندان زیاد، کارنامهای پربار و غنی است. فیلم ماندگار «باشو، غریبۀ کوچک» نمونهای شاخص از این میراث است؛ اثری ضدجنگ که بر تنوع فرهنگی و زبانی ایران و امکان همزیستی و ارتباط میان مردمانش تأکید دارد و با وجود تحسین جهانی، سالها در ایران گرفتار سانسور بود.
بهرام بیضایی همچنین از برجستهترین پژوهشگران اسطورههای ایرانی و شاهنامه بود و در آثارش بر مقاومت در برابر استبداد و نقش محوری زن در تاریخ و اسطورههای ایران تأکید داشت؛ نگاهی که در اغلب فیلمها، نمایشها و نوشتههای او، با تأکید بر عاملیت و کنشگری زن، بهروشنی بازتاب یافته است..
بهرام بیضایی رفت و آنچه برجای ماند، حسرتِ ندیدن و نخواندن آثار تازهای از اوست و دریغی بزرگ از اینکه تنگنظریها و استبداد حاکم، او را نیز چون بسیاری از چهرههای برجستۀ فرهنگ و ادب ایران، به مهاجرت واداشت تا هزاران کیلومتر دورتر از زادگاه و سرزمینی که به آن تعلق داشت، چشم از جهان فروبندد. با اینهمه، کارنامۀ هنری، علمی و پژوهشی او، چنانکه خود باور داشت، هزار سال پس از مرگش نیز نخواهد مرد و برای سالیان دراز و نسل به نسل، منبعی غنی برای آموختن، پژوهش، نقد و بازاندیشی باقی خواهد ماند.
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) فقدان آقای بهرام بیضایی را به خانواده، دوستان و دوستدارانش و جامعۀ فرهنگی و هنری ایران تسلیت گفته و یاد و نامش را گرامی میدارد
یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴ (۲۸ دسامبر ۲۰۲۵میلادی)
دبیرخانۀ شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)



