سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۱

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۱

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

یک قاضی فدرال روز چهارشنبه به طور موقت دولت ترامپ را از اجرای تحریم‌ها علیه فرانچسکا آلبانیزی، محقق حقوق بشر سازمان ملل متحد که فعالیت اخیرش بر کارزار نظامی اسرائیل علیه حماس در غزه متمرکز بوده است، منع کرد.

آلبانیز، یک محقق حقوقی ایتالیایی، از سال ۲۰۲۲ به عنوان گزارشگر سازمان ملل برای سرزمین‌های فلسطینی خدمت کرده است. او اسرائیل را به ارتکاب «نسل‌کشی» و نقض حقوق بشر در غزه متهم کرده و برخی از مقامات اسرائیلی، از جمله بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، را برای پیگرد قانونی به دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) معرفی کرده بود.

وزارت امور خارجه در سال ۲۰۲۵ تحریم‌هایی را علیه او اعمال کرد و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، آلبانیز را به «یهودستیزی بی‌شرمانه، ابراز حمایت از تروریسم و ​​تحقیر آشکار ایالات متحده، اسرائیل و غرب» متهم کرد.

ریچارد لئون، قاضی دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده، پس از بررسی مدارک و شواهد ارایه شده به دادگاه نتیجه گرفت که دولت ترامپ احتمالاً با اعمال تحریم‌ها علیه آلبانیزی در ژوئیه ۲۰۲۵، حقوق مندرج در متمم اول قانون اساسی را نقض کرده است، زیرا به نظر می‌رسد این اقدامات مستقیماً حق بیان او در انتقاد از اسرائیل را هدف گرفته است. او با استناد به سخنان مارکو روبیو وزیر خارجه نوشت که «اگر آلبانیزی به جای این کار با اقدام دیوان کیفری بین‌المللی علیه اتباع آمریکایی و اسرائیلی مخالفت می‌کرد، تحت فرمان اجرایی دولت ترامپ قرار نمی‌گرفت.» او همچنین نوشت که آلبانیزی علیرغم اقامتش در خارج از ایالات متحده، تحت حمایت قانون اساسی ایالات متحده قرار دارد و نظر داد که او «ارتباطات قابل توجهی» با این کشور دارد تا ادعاهای مربوط به متمم اول قانون اساسی را مطرح کند.

این تنها یک نمونه از اقداماتی است که لابی اسراییل در آمریکا و سراسر اروپای غربی تحت برچسب یهود ستیزی برعلیه فعالین مدنی و دانشگاهی بکار گرفته است.

این اقدامات محدود به مساله فلسطین نیست و اخیرا بویژه در رابطه با جنگ اسراییل و ایالات متحده با ایران تعدادی از دانشگاهیان ایرانی تبار را هم که از جنگ انتقاد کرده اند شامل شده است.

دکتر آریا فانی از مرکز خاورمیانه دانشگاه واشنگتن، جدیدترین منتقد اسرائیل است که سمت خود را در دانشگاه‌ محل تدریسش در آمریکا از دست می‌دهد.

آریا فانی، دانشیار دانشکده مطالعات بین‌الملل جکسون در دانشگاه واشنگتن واقع در شهر سیاتل، به سیاتل تایمز گفته است که دانیل هافمن، مدیر این دانشکده، هفته گذشته به او اطلاع داده است که از سمت مسئولیت بخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه برکنار می‌شود. دکتر فانی که چندین سال بود در این سمت میزبان ده ها برنامه فرهنگی در دانشگاه بود هنوز بعنوان استاد در استخدام دانشگاه خواهد بود گرچه بر طبق گزارش روزنامه فوق در مرخصی پزشکی برای سه ماه آینده قرار دارد. اتهام او فرستادن ایمیلی در محکوم کردن جنگ با ایران و انتقاد از سیاست اسراییل است.

به گزارش گاردین، فانی در ۱۸ مارس در خبرنامه‌ای که از طریق لیست‌سرو این مرکز ارسال شده بود، نوشت: «اقدامات اسرائیل به ما می‌گوید که آنها به دنبال نابودی کشور در ایران هستند، نه فقط طبقه حاکم آن»[i].

در ماه ژوئیه، دکتر فانی به روزنامه دانشجویی دانشگاه گفت که «اگر به ده‌ها کودکی که در بمباران اسرائیل در ایران کشته شدند، یا به خانواده‌های دانشمندان هسته‌ای که به تازگی ترور شده اند بگویید – بعید می‌دانم که بگویند جهان جای صلح‌آمیزتری است.»

برکناری پروفسور آریا فانی، ایران‌شناس سرشناس، از مدیریت مرکز خاورمیانه دانشگاه واشنگتن به‌دلیل انتقاد از اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این پرسش بنیادین را پیش کشیده است که آیا دانشگاه‌های دولتی آمریکا اصول آزادی آکادمیک را فدای فشارهای سیاسی می‌کنند؟ در شرایطی که هیچ مدرکی دال بر قصور علمی یا اداری پروفسور فانی ارائه نشده، دکتر مهدی گنجوی، استاد دانشگاه تورنتو، در گفت‌وگو با رادیو زمانه این اقدام را مصداق «تنبیه خاموش» و نقض آزادی اندیشه ارزیابی کرده و هشدار می‌دهد که حذف یک استاد از جایگاه اثرگذار صرفاً به‌خاطر دیدگاه‌هایش، پیامی خطرناک برای جامعه علمی ارسال و فضای نقد و گفت‌وگو را محدود می‌کند[ii].

انجمن اساتید دانشگاه آمریکا [iii](AAUP) نامه‌ای به تاریخ ۱۳ آوریل به رئیس دانشگاه رابرت جونز، معاون رئیس دانشگاه تریشیا سریو و مدیر دانشکده مطالعات بین‌الملل جکسون، کاترین هافمن، ارسال کرد و برکناری پروفسور آریا فانی از مدیریت مرکز خاورمیانه را «نقض آشکار» آزادی دانشگاهی خواند و خواستار پاسخ فوری شد.

نامه انجمن استدلال می‌کند که فانی دقیقاً همان کاری را انجام می‌دهد که یک متخصص هیئت علمی باید با به اشتراک گذاشتن تحلیل خود با جامعه دانشگاهی، صرف نظر از میزان بحث‌برانگیز بودن آن تحلیل، انجام دهد. هیئت مدیره چهار سوال پرسید: ایمیل‌های فانی کدام سیاست خاص دانشگاه را نقض کرده است؟ آیا اعضای هیئت علمی UW از به اشتراک گذاشتن دیدگاه‌های خود در مورد موضوعات بحث‌برانگیز منع شده‌اند؟ چگونه چنین محدودیت‌هایی با اصول آزادی بیان دانشگاهی مطابقت دارد؟ و دانشگاه چه گام‌هایی را برای جبران نقض ادعایی در نظر دارد. دانشگاه واشنگتن به هیچ یک از این سوال ها هنوز به بهانه خصوصی بودن موضوعات پرسنلی پاسخ نداده است.[iv]

دانشجویان تحصیلات تکمیلی فعلی و سابق وابسته به مرکز خاورمیانه (MEC) دانشگاه واشنگتن، نیز در نامه سرگشاده ای مراتب خشم خود را از تصمیم دانشگاه مبنی بر برکناری آریا فانی از سمت مدیر MEC ابراز کرده اند. آنها نوشته اند «برکناری فانی را بخشی از یک الگوی ملی گسترده‌تر مداخله سیاسی در زندگی دانشگاهی می‌دانیم – الگویی که آزادی دانشگاهی را تهدید می‌کند و به دنبال خاموش کردن صداهای انتقادی علمی از طریق سانسور و تحریم است.»[v]

در ادامه فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند. باید اشاره کنیم که در زمانی که جامعه ما در حال گذر از دوره‌ای از تحولات عمیق است، بسیاری از ما ایمیل‌های فانی را از نظر فکری دقیق و دلگرم‌کننده یافتیم. مواجهه با محققانی که از طریق کنشگری و پژوهش به شیوه‌ای انتقادی و قاطع و اخلاقی به پرسش‌های مربوط به خشونت و بی‌عدالتی در خاورمیانه می‌پردازند، به طور فزاینده‌ای غیرمعمول است. این محیط به ویژه نسبت به دیدگاه‌هایی که ریشه در تحقیقات بین‌المللی و/یا بومی در مورد خاورمیانه دارند، خصمانه است.

در سال‌های اخیر، در فضای دانشگاهی که بحث آزاد در مورد چنین مسائلی اغلب به طور ویژه محدود شده است، رویکرد آموزشی و ارتباطی فانی به دانشجویان تحصیلات تکمیلی، درک جدیدی از معنای زندگی در دانشگاه با صداقت ارائه داده است. مثال او تأیید کرد که تعامل اصولی و شجاعت فکری با مسئولیت‌های زندگی دانشگاهی ناسازگار نیستند، بلکه می‌توانند پایه و اساس آن را تشکیل دهند.

پروفسور یاسمین هانوش که عراقی تبار و استاد عربی دانشگاه ایالتی پرتلند در اورگان بود، نزدیک به دوسال از تدریس کنار گذاشته شده و در مرخصی اجباری قرار گرفت اتهام او که به آغاز جنگ غزه بر می گشت ،حضور در یک جلسه سخنرانی در یک دبیرستان محلی به دعوت دانش‌آموزان و دفاع از فلسطین و محکوم کردن نسل‌کشی در غزه بود. دکتر هانوش سرانجام با شکایت از دانشگاه در این ترم بکار برگشت و سپس در موج اخراج اساتید دانشگاه به بهانه کاهش بودجه کنار گذاشته شد.

یوسف عزیزی داوطلب دکتری دانشگاه ویرجینیا اخیرا دستگیر و با وجود همسر و دو کودک به زندان فرستاده شده و در آستانه اخراج از آمریکاست. اتهام او حضور در برنامه های مختلف آنلاین که در آن‌ها از ایران در جنگ با اسراییل و امریکا دفاع کرده بود.

این موارد، به دور از یک حادثه‌ی منفرد، نشان دهنده‌ی یک الگوی ملی نگران‌کننده است. اقدامات مشابهی در دانشگاه آرکانزاس، با برکناری شیرین سعیدی از مرکز مطالعات خاورمیانه، و در دانشگاه هاروارد، جایی که جمال کافادار و رزی بشیر از نقش‌های رهبری خود در مرکز مطالعات خاورمیانه برکنار شدند، مشاهده شده است.

در رابطه با این حرکات دو عامل پشت پرده در کار بوده اند.از یک سو بخشی از طرفداران سلطنت که هر نوع صدای میانه در جریان جنگ علیه ایران را در محیط عمومی به پرسش کشیده اند قرار دارند که بطور سازمان یافته به جمع‌آوری امضا و شکواییه برای اخراج مخالفین جنگ اسراییل علیه ایران برخواسته اند، قرار دارند.

از طرف دیگر و البته با توان بسیار گسترده ترو در درجه اول درباره فلسطین سازمانی بنام دیده‌بان پردیس[vi] قراردارد که  پروژه‌ای است که در سال ۲۰۰۲ توسط دنیل پایپس تأسیس شد و به انجمن خاورمیانه[vii] وابسته است. این پروژه برای نظارت بر برنامه‌های مطالعات خاورمیانه و اساتید دانشگاه‌های ایالات متحده ایجاد شد، که بنیانگذاران آن معتقد بودند که علیه اسرائیل جانبدارانه عمل می‌کنند و در برابر یهودستیزی مدارا می‌کنند. حامیان آن را تلاشی برای ارتقای پاسخگویی دانشگاهی و محافظت از دانشجویان یهودی و طرفدار اسرائیل توصیف کردند، در حالی که منتقدان آن را به تشویق ارعاب و تضعیف آزادی دانشگاهی متهم می‌کنند. این پروژه دانشجویان را تشویق می‌کرد تا در مورد اظهارات و فعالیت‌های کلاسی اعضای هیئت علمی گزارش دهند. اساتید مؤسساتی مانند دانشگاه کلمبیا و دانشگاه شیکاگو علناً به عنوان افرادی که ظاهراً دیدگاه‌های ضد اسرائیلی یا یهودستیزانه را ترویج می‌دهند، شناسایی شدند. منتقدان استدلال کردند که این کمپین شبیه لیست سیاه سیاسی یا «مک‌کارتیسم» است، در حالی که آنها از این پرونده‌ها به عنوان انتقاد مشروع از تدریس سیاسی‌شده دفاع می‌کنند.

مسئله گسترده‌تر تحت عنوان یهودستیزی در دانشگاه‌های ایالات متحده از زمان جنگ اسرائیل در غزه که پس از حملات حماس در ۷ اکتبر آغاز شد، رخ داد. در این دوره برخی از دانشجویان یهودی به ماده ششم قانون حقوق مدنی ایالات متحده مصوب ۱۹۶۴ استناد می‌کنند. این ماده تبعیض در برنامه‌ها یا مؤسساتی که بودجه فدرال دریافت می‌کنند را ممنوع می‌کند. متن اصلی این ماده می‌گوید که هیچ شخصی در ایالات متحده نمی‌تواند از مزایای حقوق مدنی بر أساس نژاد، رنگ پوست و ملیت محروم شود یا بر أساس این موارد مورد تبعیض قرار گیرد. ادعای کسانیکه شکایت میکنند انست که بدلیل یهودی بودند از حضور در دانشگاه حساس خطر میکنند. بنابراین اگر دانشجویان یهودی بر اساس تبار یا هویت یهودی خود ادعای آزار و اذیت یا محرومیت کنند، دانشگاه‌ها می‌توانند با شکایات ماده ششم روبرو شوند و در نتیجه دانشگاه ها برای پیشگیری از موضوع دست به اخراج استادان و دانشجویانی میکنند که در موضوع فلسطین و اسراییل از جناح ضد اسراییلی وارد میشوند. به عبارت دیگر ماده شش که قرار بود مانع از تبعیض براساس مذهب شود، امروزه به یکی از ابزارهای قانونی اصلی مورد استفاده در اختلافات دانشگاه‌های ایالات متحده بر سر یهودستیزی و ادعاهای تبعیض تبدیل شده است.

آخرین و تازه ترین جنجال در این مورد به سخنرانی برنامه ریزی شده رامی الغندور، فارغ‌التحصیل دانشگاه راتگرز، مدیر اجرایی بیوتکنولوژی و مدیرعامل شرکت آرسلکس بر میگردد. از او دعوت شده بود تا در مراسم فارغ‌التحصیلی دانشکده مهندسی راتگرز در ۱۵ مه ۲۰۲۶ سخنرانی کند. دانشگاه راتگرز بعداً پس از اعتراض تعدادی از دانشجویان فارغ‌التحصیل به پست‌های الغندور در رسانه‌های اجتماعی درباره اسرائیل و فلسطین، این دعوت را لغو کرد. طبق بیانیه‌های دانشگاه، به مقامات اطلاع داده شد که برخی از دانشجویان به دلیل نگرانی در مورد پست‌های او قصد دارند در این مراسم شرکت نکنند.

این جنجال بر سر انتقاد عمومی الغندور از اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه باختری بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که او پست‌هایی را به اشتراک گذاشته بود که اسرائیل را به جنایات جنگی و آپارتاید متهم می‌کرد و گزارش‌هایی درباره تلفات غیرنظامیان فلسطینی را ترویج می‌داد. او همچنین تهیه‌کننده مستندی درباره دختر پنج ساله فلسطینی بود که در ژانویه ۲۰۲۴ به همراه چند نفر از اعضای خانواده‌اش و دو امدادگر که برای نجات او تلاش کردند، در غزه کشته شد. «صدای هند رجب» که رامی الغندور به عنوان مدیر اجرایی آن فعالیت داشت بر شرایط پیرامون مرگ هند رجب در طول جنگ غزه تمرکز دارد. این پرونده پس از انتشار فایل‌های صوتی مکالمه از او که در حالی که در غزه زیر آتش بود و در ماشین درخواست کمک می‌کرد، در سطح بین‌المللی شناخته شد. این حادثه بعداً به نمادی در فعالیت‌های طرفدار فلسطین در دانشگاه‌های جهان تبدیل شد، از جمله تغییر نام یکی از ساختمان‌های اشغالی به «سالن هند» در اعتراضات دانشگاه کلمبیا.

شرکت آرسلکس[viii] که رامی الغندور مدیرعامل آن‌است بیش از هشت میلیارد دلار ارزش دارد. الغندور از تصمیم دانشگاه به عنوان ضربه‌ای به آزادی بیان انتقاد کرد و گفت که قصد نداشته در سخنان جشن فارغ‌التحصیلی دانشگاه درباره فلسطین صحبت کند. در عوض، او گفت که سخنرانی برنامه‌ریزی‌شده‌اش درباره رهبری، موفقیت و حفظ مبانی مدیریت در کار بوده است.

[i] https://www.theguardian.com/us-news/2026/apr/03/washington-college-professor-fired-iran-war-criticism

[ii] https://www.radiozamaneh.com/888588/

[iii] Association of American University Professors (AAUP)

[iv] https://seattlered.com/education/uw-aaup-defends-aria-fani-pro-iran-listserv-removal/4117919

[v] https://www.dailyuw.com/article/on-the-termination-of-aria-fani-from-the-university-of-washington-middle-east-center-directorship-20260414

[vi] Campus Watch

[vii] Middle East Institute

[viii] شرکت آرسلکس (Arcellx, Inc.) یک شرکت بیوتکنولوژی در مرحله بالینی است که در حال توسعه درمان‌های سلولی نسل بعدی برای درمان سرطان و بیماری‌های خودایمنی است. این شرکت که در سال ۲۰۱۴ تأسیس شد، بر روی ایمونوتراپی‌های ایمن‌تر، مؤثرتر و قابل کنترل‌تر تمرکز دارد که می‌توانند به طور گسترده برای بیماران در سراسر جهان در دسترس باشند.

تاریخ انتشار : ۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۲۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند