سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۳:۰۶

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۶

شعار محدود، مقاومت نامحدود

این تجربه ها را میتوان در تاریخ خواند و استفاده کرد. یکی از این تجربه های ارزشمند که لطفالله میثمی، از چریکهای قبل از انقلاب 57، مدون کرده این است که ما برای به نتیجه رسیدن دو انتخاب بیشتر نداریم: یا باید شعار نامحدود داشته باشیم ولی مقاومتمان محدود باشد؛ و یا بر سرِ شعاری محدود مقاومت نامحدود داشته باشیم.  

Getting your Trinity Audio player ready...

حافظهی تاریخیِ ملتِ ما پر است از تجربههای پیروزی و شکست در جنبشهای اعتراضی علیهِ حکومتها. انقلابی که سال ۵۷ به پیروزی رسید یکی از آنهاست.این تجربهها را میتوان در تاریخ خواند و استفاده کرد. یکی از این تجربههای ارزشمند که لطفالله میثمی، از چریکهای قبل از انقلاب ۵۷، مدون کرده این است که ما برای به نتیجه رسیدن دو انتخاب بیشتر نداریم: یا باید شعار نامحدود داشته باشیم ولی مقاومتمان محدود باشد؛ و یا بر سرِ شعاری محدود مقاومت نامحدود داشته باشیم.

دو حالت دیگر هر دو بیثمر میمانند: شعار نامحدود و مقاومت نامحدود بلافاصله بین مردم به افراطیگری شناخته میشود و حکومت هم به راحتی و به شکل موجهی میتواند آن را به خشنترین وجهی سرکوب کند – مثل حرکتهای چریکی با شعارهای چپ رادیکال قبل از انقلاب ۵۷. شعار محدود و مقاومت محدود هم به حکومت این آگاهی را میدهد که طرفِ مقابلاش در خط قرمزهای فراوانِ خود گرفتار است و انگیزانندگی شعارش هم که محدود است. پس به راحتی میتواند جنبش را فلج کند و فعالین آن را به یأس و سرخوردگی بکشاند. مثالِ هنوز زنده، جنبشِ اصلاحاتِ دوم خرداد است که پیشاپیش اعلام میکرد که قانونگرایی، پرهیز از حرکتهای تودهای و خیابانی، حفظِ نظام و پرهیز از خشونت از خط قرمزهایش است و فراتر از این مرزها دیگر مقاومت نمیکند، و شعارش محدود و مبهم و بیفایده بود.

در مقابل، شعارِ محدود و مقاومتِ نامحدود، نتیجهای مثل جنبشِ ملی کردنِ نفت دارد. مصدق نمیخواست نظامِ پادشاهی را عوض کند؛ شعارِ تصفیهی ارتش را نمیداد؛ نمیگفت که باید تمامِ عواملِ امپریالیزم شناسایی شوند و به مجازات برسند. تنها میگفت نفتِ ایران باید ملی شود، و بر سرِ این شعارِ محدود مقاومتِ نامحدودی نشان داد. چون این شعار از سوی مردم موجه و حداقلی شناخته میشد هر مخالفِ آن به راحتی از سر راه برداشته شد. با این حال در لحظهای که نگرانی از هدفهای نامحدودِ بعضی همراهانِ جنبش پدید آمد (مثلِ جمهوری یا کمونیستی شدنِ ایران، خطرِ حذفِ مجلس و متمرکز شدنِ اختیارات در دستِ نخستوزیر، بر افتادنِ حکومت پادشاهی و تضعیفِ شعائرِ دینی) بلافاصله گروههای محافظهکار ترمزِ جنبش را کشیدند و آن را فلج کردند به طوری که نتوانست در برابرِ کودتای مضحک ۲۸ مرداد ایستادگی کند.

در مقابل انقلابِ اسلامی برآمده از جنبشی بود با شعارهای نامحدود ولی مقاومت محدود، که از سال ۴۲ تا ۵۷ به طول انجامید. مقاومتِ آن بارها عقبنشینی کرد، شکستهای موضعی خورد، کمتر سلاح در دست گرفت و بیشتر با منبر و خطابه و اعلامیه و مجله و کتاب سر و کار داشت، رهبراناش تبعید و زندانی و اعدام شدند و در نهایت وقتی به مسیرِ پیروزی افتاد، در فاصلهی طولانی بین ۱۹ دی ماه ۵۶ تا ۲۲ بهمن ۵۷ گام به گام دستگاهِ سرکوب و حکمرانیِ حکومتِ پادشاهی را خنثا کرد و حکومت را در دست گرفت.

* * *
جنبشِ اعتراضی که در خرداد امسال پیش از انتخابات پدید آمد جنبشی بود از ابتدا با اهدافی محدود. بنابراین برای پیروزی چارهای جز مقاومتِ نامحدود بر سرِ این اهداف نداشته است. هدفِ اول برگزاری انتخاباتی سالم بود که احتمالاً میتوانست به عزلِ رئیسجمهوری منجر شود که نمادِ بیکفایتی، حیلهگری و عقدهی حقارتِ جمهوری اسلامی است. این هدف محقق نشد. بنابراین هدفِ دومی مطرح شد: ابطالِ انتخاباتِ ناسالم و یا تشکیلِ هیأتی بیطرف برای قضاوت در مورد نوعِ برگزاریِ آن. این هدف هم با مقاومتِ نامحدودِ مقامِ رهبری به نتیجهای نرسید.

در اینجا جنبش بر سرِ یک دوراهی قرار دارد: یا باید شعارهایش را کاملاً رادیکال کند (برای مثال تغییرِ نظامِ یکهسالار مذهبی به نظامی قانونمدار و عرفی) و از مقاومتِ فعلی دست بکشد، نگاهش را به دوردستها بدوزد و با کارِ فکری و فرهنگی در دهههای آینده به ثمر برسد؛ و یا باید شعارِ محدود دیگری انتخاب کند و بر سرِ آن همچنان ایستادگی نامحدود داشته باشد.

تغییر به شعارِ رادیکال باعث میشود بخشِ بزرگی از همراهانِ کنونیِ جنبش از آن کناره بگیرند. از جمله رهبرانِ کنونیِ جنبش، آقایان موسوی، کروبی و خاتمی؛ کسانی که همواره تأکیدشان به پیروی از منویاتِ آقای خمینی و حفظِ نظامِ جمهوریِ اسلامی بودهاست. با این حال امیدِ آن هست که بسیاری از این افراد، به خصوص افرادِ جوانتر که هنوز به انجمادِ ذهنی نرسیدهاند بعدها با مشاهدهی تبلورِ نهایی و آرمانیِ حکومتِ اسلامی، به عمقِ فاجعه پی ببرند و به جنبش باز گردند. این روند البته زمان خواهد برد.

اما راهِ دیگر آن است که شعارِ محدودِ دیگری انتخاب شود که مثلِ شعارِ انتخاباتِ سالم یا ابطالِ انتخاباتِ تقلبی قابلِ دور زدن نباشد. شعارِ محدودِ پیشنهادیِ من، برکناریِ حضرت آیتالله خامنهای از مقامِ رهبریِ جمهوریِ اسلامی است.

ممکن است این شعار در ابتدا بسیار رادیکال به نظر برسد در حالی که این طور نیست. آقای خامنهای تنها یک فردِ تصادفی است که بیست سال پیش از قضا و قدر روزگار به منصبِ رهبری رسید. ایشان هیچ ویژگی و صفتِ منحصر به فردی ندارد. نه فقیه برجستهای است، نه عارف و حکیم الهی، نه از مقدسین است نه از فضلای برجسته. تنها خطیب و سیاستمداری است قوی که فنِ اصلیِ سیاستمداریاش جذب عواطفِ گروهی از مردم است و ترساندنِ گروهی دیگر که جذبِ این شعبدهبازی با عواطفِ مردم نمیشوند. از قضا افتخارِ ابداعِ این گونه سیاستمداری هم به شخصِ ایشان نمیرسد: موسولینی سالها پیش این فن را با توفیقِ فراوان به کار بسته است.

با درخواستِ عزلِ آقای خامنهای از رهبری، جنبش شعارِ محدودی داده است چرا که:
•همچنان خودش را در چهارچوبِ قانونِ اساسیِ جمهوریِ اسلامی تعریف میکند. بنا بر هیچ معیاری، درخواستِ برکناریِ یک فردِ خاص پس از بیست سال حکومت، «براندازی نظام» نیست چون آقایان خود بارها تأکید داشتهاند که هیچ فردی برابرِ نظام نیست.
•میتواند از نظراتِ آقای خمینی، بنیانگذارِ جمهوری اسلامی در موردِ شرایطِ ولیِ فقیه استفاده کند و آشکار کند که آقای خامنهای حتی با معیارهای آقای خمینی هم نمیتواند ولیِ فقیه باشد.
•میتوان نشان داد که در تاریخِ اسلام و پیشوایانِ شیعه هم، تنها حکومتهایی دست به سرکوبِ مردم و تلاش برای بقا به هر قیمت داشتهاند که از منظرِ شیعی حکومتهای غاصب و جائر شناخته میشدهاند، نه حکومتِ نایبانِ امام غائب.
•با مقاومتِ آقای خامنهای در برابرِ این شعار، مسأله «شخصی» خواهد شد و تمامِ نقابِ «حفظِ نظام» و «حفظِ تقدسِ رهبری» به کنار خواهد رفت تا نیتِ اصلیِ «حفظِ قدرتِ فردی» آشکار شود. حتی اگر این شعار به توفیق نرسد صرفِ همین کنار رفتنِ حجابهای حکومتِ فردی و نشان دادنِ آن که «نظام» و «قانون» چه آسان به «فرد» تقلیل پیدا میکنند بسیار مثبت خواهد بود.
•شعارِ برکناریِ آیتالله خامنهای از رهبری شعاری است که جمعِ کثیری از معتقدانِ به نظامِ جمهوری اسلامی هم میتوانند با آن همدلی و همراهی داشته باشند.

تاریخ انتشار : ۹ مرداد, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود