سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۴:۵۹

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۹

درباره ی پول و کارکرد آن

چه عواملی به گفته مارکس باعث می شود (انسان) از قدرت ذاتی خویش فاصله بگیرد و فردیتش را از دست بدهد و تبدیل به پول شود. به نظر می رسد، در اینجا برپایه ی نظریه ی مارکس، پول به خودی خود علت نیست، بلکه معلولی است که در چرخه ی اقتصاد سرمایه داری خود تبدیل به علت می شود. در نتیجه، انسان هنگامی که ماهیت پول را به خود می گیرد، معلول است، معلول دوگانه ی سرمایه و پول. بنابراین می بینیم که چگونه پول در مناسبات سرمایه داری جایگاه خود را به مثابه عامل یا علت به دست می آورد.

آنچه از طریق واسطه‌ای به نام پول برا‌یم ایجاد می‌شود و با آن می‌توانم وجهی بپردازم (یعنی چیزی که با پول می‌توانم بخرم، خودم هستم: صاحب پول). حدود قدرت پول، حدود قدرت من است؛ ویژگیهای پول، ویژگیها و قدرتهای ذاتی من است: ویژگیها و قدر‌های صاحب آن. بنابراین آن‌چه هستم و آن چه قادر به انجام دادن آنم، به هیچ رو بر اساس فردیت من تعیین نمی‌شود. زشت هستم؛ اما می‌توانم برای خود زیباترین زنان را بخرم. بنابراین زشت نیستم؛ زیرا اثر زشتی، و قدرت بازدارنده‌ی آن، با پول خنثی می‌شود.

دست ‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی، ۱۸۴۴کارل مارکس

به نظر می آید که در این قطعه ی کوتاه از دست نوشته ی مارکس، او در کنار ما است و مثل همه ی مردم جهان، حضور این جهانی دارد و به مراکز و فروشگاههای بزرگ آشکارا رفت و آمد می کند و به درستی شرایط زندگی مردم را درک و لمس می کند. در نتیجه، این تصور به ذهنِ خواننده خطور می کند که مارکس با حضور عینی در  جهان کنونی به بررسی و تبیین نقش پول می پردازد؛ رابطه آن را با انسانها واکاوی می کند و با دقت و موشکافی و قدرت جادویی قلمش قدرت و سلطهِ ی پول بر انسان را بر قلم خویش جاری می کند. این سلطه تا به آنجا پیش می رود که در آنجا پول خودِ انسان می شود و به طور مشخص، انسان ویژگی و ماهیت پول را به خود می گیرد.‌ به  زبان ساده پول که چرکِ دستِ انسان است او را گرفتار خود می کند، بدان سان که مار طعمه اش را در چنبره ی خود می گیرد. این گفتار، در قدرت خرید و پولی که در اختیار خریدار برای مصرف و نیاز روزانه اش قرار دارد و با آن اقدام به خرید می کند، بخ گونه ای ملموس دیده می‏شود. از این رو، این گفته ها را هر روز از زبان مردم می شنویم که:

“پولم ته کشیده، ته جیبم سوراخه، جیبم از دهم ماه به بعد خالی میشه، الان نمی تونم بخرم بگذار شاید بیاد پایین تر و… ” و در مقابل آنانی که زندگی لوکس و به اصطلاح لاکچری دارند، به دلیل موقعیت ممتاز اقتصادیشان، می گویند:” می خواهم آخرین برند را بخرم، ماشین پورشه سال ۲۰۱۹ کیِ میاد بازار منتظرم…، برج‏های شمال تهران ویو (های) زیبایی دارند من برای خرید اینجا را انتخاب می‏کنم… پایتخت زیرِ پاته و این ویلاهای هکتاری فشم با ویو( های) زیبا دل آدم را می برند … ” این سخنان را ما هر روز از زبان بسیاری از انسانهایی می شنویم که البته از پایگاه اجتماعی متفاوتی برخوردارند و شکاف عظیم طبقاتی، نگاه و بینش آنان را در قالب گفتمانشان متمایز کرده است. جالب این است که همه این گروه های اجتماعی می‏گویند پول چرکِ دستِ است؛ اما به گونه ای شگفت آور تاثیر پول را در زندگی خود احساس می کنند.

اما سؤال این است که، چه عواملی به گفته مارکس باعث می شود (انسان) از قدرت ذاتی خویش فاصله بگیرد و فردیتش را از دست بدهد و تبدیل به پول شود. به نظر می رسد، در اینجا برپایه ی نظریه ی مارکس، پول به خودی خود علت نیست، بلکه معلولی است که در چرخه ی اقتصاد سرمایه داری خود تبدیل به علت می شود. در نتیجه، انسان هنگامی که ماهیت پول را به خود می گیرد، معلول است، معلول دوگانه ی سرمایه و پول. بنابراین می بینیم که چگونه پول در مناسبات سرمایه داری جایگاه خود را به مثابه عامل یا علت به دست می آورد. در گفتار مارکس، مناسبات سرمایه داری و رابطه ی پول، کالا، پول و تبدیل این فرایند به سرمایه نیز موجب انباشت سرمایه می شود. در این مناسبات، دستیابی به ارزش اضافی که به سبب کار مزدوری و استثمار ایجاد می شود  به باز تولید کالا و باز انباشت سرمایه می انجامد که این نکته تشدید بهره کشی نیروی کار را به بار می نشاند. در تداوم این فرایند، سرمایه های مالی، صنعتی، تجاری، نظامی و… غو‏ل هایی انحصاری از کار در می آید که کثیف ترین و ضد انسانی ترین سرمایه داری، در جدیدترین شکل خود، با قوانینی که وضع می کند، نولیبرالیسم را پدید می‏آورد. همه ی پدیده های اقتصادی، مانند پول، کالا، کار، ارزش اضافی و سلطه ی سرمایه ی مالیِ جهانی شده بر منابع زیر زمینی و تمرکز آن در بازار  انحصاری شده و بانکها، معلول نظام هدفمند سرمایه داری جهانی شده است[۱]. در کالبد شکافی مارکس از نظام سرمایه داری، البته بیگانگی انسان با خویشتنش، نکته ی محوری و کانون اصلی و موضوع بحث اندیشه ی مارکس است. از همینجا فرایند پول شدن انسان و تبدیل او به کالا در چرخه باز تولید سرمایه و سرانجام شئ وارگی انسان آشکار می شود. بر همین پایه است که مارکس مفهوم آزادی انسان را مطرح می کند که به این نتیجه می رسد که این ( انسان) خودش نیست، انسانی است مسخ و تهی شده از جوهر انسانی خویش؛ اما، با فروپاشی سرمایه داری انسانِ شئ واره از قالب اش بیرون خواهد خزید و هویت واقعیِ انسانی خود را باز خواهد یافت. این است جوهر اندیشه ی مارکس و مفهوم آزادی انسان

—————————————————————————

[۱] در اینجا لازم است به نکته ای اشاره  شود و آن فجایعی است که نولیبرالیسم در جهان پدید آورده است. جالب این است همه ی این فجایع با تبلیغ دروغین ( آزادی فردی ) و آزادی مردم توجیه می شود. در اینجاست که  پارادوکس و تناقض آشکار نولیبرالسیم با جوهر اندیشه ی آزادی فردی و آزادی انسان که مارکس مطرح می کند آشکار می شود.



 

تاریخ انتشار : ۸ تیر, ۱۳۹۸ ۹:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اطلاعیهٔ پخش زندهٔ نشست سوم کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است