
مخالفت، تقابل و مبارزهٔ دانشجویان ایران با استبداد و برای دستیابی به آزادی، برابری و عدالت اجتماعی، نه با ۱۶ آذر آغاز شد و نه با آن پایان یافت. اما بر بستر این مبارزه جنبش توانمند دانشجویی و جنبشهای سیاسی ریشهداری شکل گرفت.

شهناز قراگزلو: از آبان ۹۸ تا امروز، هزاران روایت گفته و ناگفته ماندهاند، اما هیچکدام زخم را التیام ندادهاند، چون صاحبان قدرت هنوز از پذیرش مسئولیت میگریزند. همانهایی که روزی مردم را «اغتشاشگر» و «فریبخورده» نامیده و اعتراضات سراسری را «فتنهای جدید» و «پروژهی دشمنان خارجی» مینامیدند، امروز از فاجعه سخن میگویند، نه از سر پشیمانی یا دادخواهی، بلکه برای آنکه دیگری را زمین بزنند.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست