
در سه دهه ای که از این فاجعه می گذرد، رژیم جمهوری اسلامی از هیچ تلاش برای به فراموشی سپردن فاجعه فروگذار نکرد. بدین منظور حکومت ایران در سه دهه اخیر سیاست انکار و سکوت را پیش برد.

به دنبال احمد جنتی که پیشتر به دفاع از لغو عضویت سپنتا نیکنام، منتخب شورای شهر یزد، برخاسته بود، امروز محمد یزدی نیز به دفاع از این اقدام برخاست و این استدلال را تکرار کرد که “اگر جایی اکثریت قریب به اتفاقشان مسلمان باشند، غیر مسلمان نمیتواند برای آنها تصمیم بگیرد.”
مقدمتاً این کراهت و شناعت آپارتاید مذهبی است که در اظهارات یزدی توجه را جلب می کند، که البته نه نخستین بار است که از امثال او شنیده می شود و نه کریه ترین و شنیع ترین مورد است. این آپارتاید مذهبی بنیان اندیشۀ بخش اعظم “فقها”ی حی و حاضر در حاکمیت جمهوری اسلامی است.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.